English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰ یک سازمان مردم‌نهاد است که هدفش خدمت به انسان‌هاست و کاری به اتفاقاتی که در بیرون رخ می‌دهد، ندارد.

کنگره ۶۰ یک سازمان مردم‌نهاد است که هدفش خدمت به انسان‌هاست و کاری به اتفاقاتی که در بیرون رخ می‌دهد، ندارد.

دوازدهمین جلسه از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی کمال‌الملک، به استادی ایجنت محترم مسافر مسعود ، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من» شنبه 04 بهمن ماه ساعت 14 آغاز به کار کرد.

خداوند را شاکرم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم. بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم.

دستور جلسه، وادی سیزدهم است. وادی را دقایقی مطالعه کردم و دوست داشتم ارتباطی میان آن و شرایط کنونی پیدا کنم. پیام اول وادی، ارتباط آن را روشن می‌سازد، اما پیش از آن، سخنان آقای مهندس را برایتان انتقال می‌دهم:

مهم‌ترین نکته‌ای که آقای مهندس فرمودند و در سی‌دی‌ها نیز به آن اشاره کرده‌اند، این است که در کنگره ۶۰، طبق حرمت‌ها، هیچ بحث سیاسی نداریم. ما متعهد به رعایت قوانین کشوری هستیم و باید به آن‌ها احترام بگذاریم. شاید من، مسعود، با برخی از این قوانین موافق نباشم، اما وقتی کارت کنگره در جیبم است و به عنوان یک سفر اولی یا دومی عضوی از این ساختار محسوب می‌شوم، وظیفه دارم به این قوانین احترام بگذارم.

مثال مهمی که ایشان زدند، مسئله پوشش همسفران است. شاید همسر، خواهر یا مادر من در بیرون از کنگره پوشش خاص خود را داشته باشد، اما وقتی وارد کنگره می‌شوند، می‌بینیم که همه همسفران، آنچه را که قانون جمهوری اسلامی تعیین کرده است، رعایت می‌کنند. مهم نیست که من شخصاً از آن خوشم بیاید یا نیاید؛ به خاطر حفظ ساختار، باید این کار را انجام دهم. این را پذیرفته‌ام که کنگره ۶۰ یک سازمان مردم‌نهاد است که هدفش خدمت به انسان‌هاست و کاری به اتفاقاتی که در بیرون رخ می‌دهد، ندارد.

بارها آقای مهندس پیش از این اتفاقات نیز صحبت کرده‌اند. ایشان فرمودند اگر ما بخواهیم کوچکترین دخالتی داشته باشیم، چه جناح راست و چه چپ، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، بیاید، باید پاسخگو باشیم. حتی در مورد تیم‌های فوتبال هم مثالی زدند و گفتند بیرون از کنگره عده‌ای قرمز و عده‌ای آبی هستند، اما این بحث‌ها را به داخل کنگره نیاورید؛ چراکه ناخودآگاه حالمان را به هم می‌ریزد. من رهجویی داشتم که هنوز هم در سفر است؛ چهار سال است که رفت و آمد می‌کند، اما به هر دلیلی، صرفاً به خاطر تعصبی که روی برخی انسان‌ها یا تفکرات داشت، نتوانست سفرش را به درستی ادامه دهد. ما در کنگره هیچ تعصبی نداریم و هر اتفاقی که بیرون از آن بیفتد، به منِ مسعود هیچ ربطی ندارد.

چرا؟ چون اینجا، در این ساختار، یاد گرفتم که وادی اول، این پیام را به من می‌دهد: "پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است." سخن از قلم است و قلم را به جویبارها و جوهایی تشبیه می‌کند که به هم متصل می‌شوند و به انتهای مسیر، یعنی اقیانوس و بحر می‌رسند. جالب اینجاست که در انتهای این پیام نوشته شده: "اکنون، این سرآغاز دیگر است." این برای من، خودِ من، جالب بود که یعنی همین الان، کنگره سرآغاز دیگری را شروع می‌کند.

حالا این سرآغاز چیست؟ می‌فرمایند ما سپاهی تشکیل می‌دهیم که پیامش جنگ نیست. سپاه ما، سپاه جنگ نیست؛ سپاه ما سپاه محبت است. هیچ‌کدام فرمان جنگ نداریم. هفته پیش مثال زدم؛ ما عین صلیب سرخ هستیم. برای ما فرقی ندارد، به همه انسان‌ها کمک می‌کنیم. فلسفه کنگره ۶۰، فلسفه هستی است؛ آفتاب نگاه نمی‌کند که تو چپ هستی یا راست، تو کمونیستی یا امپریالیستی.

آقای مهندس فرمودند نقطه عطف آن جلسه، زمانی بود که من انتهای سالنم ایستاده بودم. اینجایش بود که گفتند رسالت ما ۲۷ سال پیش، ۲۸ سال پیش شروع شده. رسالت ما این است که اکنون یک تازه وارد بنشیند و همه دغدغه‌مان این باشد که کمک کنیم یک نفسی احیا شود و از تاریکی اعتیاد بیرون بیاید.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .