در وادی سوم گفته شده هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. باید دانست که چهارده وادی را پلهپله طی میکنیم تا به تفکر سالم برسیم. وادی سوم با کلمه باید شروع میشود تا بدانیم فقط انسان است که به خودش فکر میکند.
ما باید بدانیم که مسئول کارهای خودمان هستیم. تفکر، اندیشهها و خراب کاریهای ما، مسئولش خودمان هستیم.
هیچ وقت نگوییم من دزدی میکنم ولی دست خودم نیست خیلی هم دعا کردم، زیارت رفتم ولی باز هم نمیشود، اصلا دست من نیست، این حرف اشتباه است؛ دقیقا دست خودمان است و باید مسئول کارها و اشتباهات خودمان باشیم. ما در این وادی برای خودمان آغازی تازه داریم که ما را به سلامتی و صلح میرساند.
آموزشهای کنگره به درد زندگی میخورد و عملی میشود، مثلاً اگر بیمار هستیم میخواهیم به سلامتی برسیم یا اگر افسردگی داریم میخواهیم به آرامش برسیم.
ما یاد میگیریم که از طبیعت الهام بگیریم مثلاً ساخت هواپیما که از پرواز پرنده الهام گرفته شد. یا درخت خشکی که در بهار باز هم شکوفه میدهد باید بدانیم که خودمان کلید اصلی مسیر خودمان را باید پیدا کنیم.
اگر انسان با انسانهای ماهر همنشین شود باز هم به موضوع واقعی نمیرسد باز هم باید خود انسان تلاش کند. مثلاً اگر با شعرا همنشین باشی شاعر نمیشوی تا زمانی که خودت شروع به شعر گفتن کنی. باید بدانیم که خود ما بیشترین تلاش و کوشش را برای حل مشکلات به کار ببریم، ممکن است خانواده و سایر انسانها به ما کمک و همدلی برسانند ولی باز هم خودمان نقش اول حلکننده مشکل را داریم. باید بدانیم ما به این حیات آمدهایم تا حل مشکلات را بیاموزیم با تفکر و سعی و امیدواری.
این موضوع را باید بدانیم که همسفرها فقط به خاطر مسافر به کنگره نمیآیند، آنها برای درمان خودشان هم به کنگره میآیند چون; آنها هم بیمار هستند و نیاز به درمان دارند.
گاهی از خودمان میپرسیم چرا ما دچار درد و رنج و سختی میشویم؟ باید بدانیم که ما در گذشته درست عمل نکردیم و دانسته یا ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم و مانند بذر آنها را کاشتیم و آبیاری کردیم تا امروز با انبوهی از گیاهان تلخ و مشکلات مواجه هستیم. مثلاً منفی نگر بودیم با همسر خود درست رفتار نکردیم و در آخر زندگی خود را نابود کردیم.
حالا که این اتفاق و مشکل پیش آمده باید با تفکر و آرامش آن را حل کنیم.
بعضی از مشکلات است که با آنها دست به گریبان هستیم ولی در به وجود آمدن آن هیچ نقشی نداشتیم مثلاً کسی که مادرزاد بیمار به دنیا میآید یا میخواهیم خانهای بخریم با اینکه تمام کارها را درست انجام دادیم ولی در آخر به مشکل برمیخوریم و میبینیم خانه به چند نفر دیگر فروخته شده است. حالا چه باید کرد؟
میتوانیم به زمین و زمان ناسزا بگوییم؟ یا بگوییم بدشانس هستیم؟ یا خدا رو مقصر بدانیم و بگوییم من از اول بدبخت و بیچاره بودم؟
باید مشکل را قبول کنیم و دنبال راه حل باشیم و با تفکر، صبر و استقامت مشکل را پله پله و تدریجی حل کنیم.
مشکلی که چندین سال طول کشیده تا به وجود آمده نمیشود یک شب یا در عرض چند روز حل شود باید صبور باشیم و امیدوار. در این مسیر القا و الهامات منفی ما را به سمت نابودی میکشانند و شاید انسان ناگزیر به خودکشی شود. ما میتوانیم غر بزنیم از صبح تا شب شکایت کنیم از همه آدمها و زمین و زمان اما هیچ مشکلی حل نمیشود. باید دانست که به گونهای عمل کنیم تا در حیات پایههای مالی خود را مستحکم کنیم زندگی فقط معنویات نیست مادیات هم مهم است. در هر شغل و جایگاهی هستیم میتوانیم این موضوع را عملی کنیم.
این را بدانیم که از هیچکس انتظاری نداشته باشیم و سربلند باشیم و تا لحظه مرگ از تلاش خود دست برنداریم.
ناامید نباشیم چون ثمره ناامیدی جز سیه روزی و غم و اندوه نیست.
نتیجه ای که از این وادی میتوان گرفت
۱. مسئولیت کلیه کار و زندگی و مشکلات به عهده خودمان است.
۲. سختی ها را با جان و دل بپذیریم.
۳. سعی کنیم با تمام توان و تفکر مسائل را حل کنیم.
۴. از مشورت دیگران و انسانهای صالح استفاده کنیم ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.
منبع: سیدی وادی سوم
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
74