استاد امین در سیدی یین و یانگ میفرمایند: یکی از نشانههای فعال بودن، قسمت یانگ در هر فردی این است که نیمه روشن درون او بیشتر است و همیشه به همه کارهای خود میرسد، حتی؛ اگر هزار تا کار داشته باشد. در واقع نشانه آن نظم و انضباط و آرامش است، چون کسی که نظم نداشته باشد اصلا به حال خوب نمیرسد، زیرا دائما به نیمه تاریک خود بها میدهد. ما به کنگره میآییم که حالمان خوب شود. سیدی ننوشتن و به موقع در جلسه حضور نداشتن و همه اینها به نیمه تاریک درون مربوط میشود که بخشی از فرماندهی آن به دست شیطان است.
وقتی نیرویهای منفی میروند آن موقع من میخواهم زود سیدی بنویسم، ولی سر راه من همیشه یک مانعی ایجاد میکنند و آنقدر کار پیش میآید که وقت نمیکنم به سیدی نوشتن ادامه دهم. هر انسانی نمیتواند در تاریکی مطلق یا روشنایی مطلق باشد و اگر خیلی خوب باشد یا خیلی بد باشد یک نقطه تاریکی یا یک نقطه روشنایی در وجود خود دارد. این به این معنی است که خوب مطلق یا بد مطلق وجود ندارد.
برای تغییر در یک ساختار ابتدا باید آن ساختار را خراب کرد و بعد دوباره آن را ساخت. مانند اینکه بخواهیم در یک خانه ۱۰۰ متری یک بیمارستان بسازیم و این ممکن نیست. ابتدا باید خانه را خراب و فضا را بیشتر کنیم تا در نهایت بتوانیم بیمارستان را بسازیم. نشانههایی وجود دارد که ما متوجه میشویم، قسمت تاریک درون قویتر از قسمت روشن درون است. غافل از اینکه توجیه آوردن برای کم کاری خود، سیدی ننوشتن و به موقع سر جلسات حاضر نشدن کار نیروهای بازدارنده است.
در این سیدی استاد امین میفرمایند: اگر من برای صبح تا شب خود برنامهریزی کرده و به همه آنها عمل کنم نشانه این است که نیمه روشن من بیشتر است و بر نیمه تاریکی غلبه کرده است و عکس این قضیه هم اتفاق میافتد. همه اینها میزان، ترازو و محکهایی هستند که آقای استاد امین در اختیار ما قرار دادهاند. استاد امین در مورد اینکه برای شناخت بیشتر خود چگونه تشخیص میدهم که جهانبینی را خوب یاد گرفته و کاربردی کردهام؟ میفرمایند: اگر در زندگی روزمره با مسائلی برخورد کنید و با خودتان بگویید که مثلا در مورد این مسأله، وادی اول چنین بیان میکند، یا در فلان سیدی این راهنمایی را میکند و به طور ناخودآگاه اینها به ذهنتان خطور کنند و از آنها استفاده کنید، این نشان میدهد که شما جهانبینی را یاد گرفته و کاربردی کردهاید.
قضیه یین و یانگ نسبی است، یعنی همه ما یک چرخه کلی داریم و برای هر صفت هم میتوانیم یک چرخه جدا در نظر بگیریم. مثل: کسی که در کنگره سفر میکند و به رهایی میرسد؛ دیگر این شخص هیچ وقت به اعتیاد برنمیگردد، یعنی آمده و با یین درون خود جنگیده است و خیلی از آنها را کوچک و کمرنگ کرده و قسمت یانگ آن را بزرگ و پررنگ کرده است و به همین جهت دیگر به اعتیاد برنمیگردد. البته این مورد فقط در صفت اعتیاد صدق میکند، چون ما یک چرخه کلی داریم و برای صفتی مثل اعتیاد هم یک چرخه جدا در نظر میگیریم. تمام آرامش و نظم و انضباطی که در زندگی داریم نشان میدهد که در چرخه یین و یانگ کدام بیشتر است و باید در چرخه یین و یانگ هر کدام از صفتهای خود، تلاش کنیم که بخش روشنایی آن صفت بیشتر شود.
نویسنده: همسفر شیدا رهجوی راهنما اعظم (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
46