جلسه اول از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافرعلی با دستور جلسه "الهام از رمضان" دوشنبه13دی 1404 ساعت 15 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجتبی هستم، یک مسافر
اول از همه باید بدانیم که آقای مهندس روش DST را از ماه رمضان الهام گرفتند و اساس این روش از همین ماه شکل گرفته است. من خودم دو هفته مانده به ماه رمضان وارد کنگره شدم و از همان ابتدا از خودم پرسیدم: این ماه رمضان قرار است چه چیزی به من یاد بدهد؟ به نظر من، اولین و مهمترین آموزش ماه رمضان «نظم» است. همانطور که آقای مهندس به مصرف مواد نظم دادند، از همان روز اول به ما یاد میدهند که نظم را وارد زندگی کنیم. راهنمای تازهواردین میگوید ساعت پنج در شعبه حاظر باش، یعنی میخواهد بذر نظم را در درون من بکارد، بعد میگویند دارو را سرِ ساعت مصرف کن. همه اینها تمرین نظم است.
از نگاه من، یک مسافر سفر اول اگر در ماه رمضان نتواند روزه بگیرد، دچار مشکل نمیشود؛ و اگر هم روزه بگیرد ولی دارویش را سر وقت مصرف کند، هیچ ایرادی ندارد. در ماه رمضان پدیدهای در بدن شکل میگیرد به نام «اتوفاژی»؛ یعنی وقتی بدن حدود دوازده ساعت غذا دریافت نمیکند، سلولهای بیمار و ناسالم شروع به خودخوری میکنند و از بین میروند، من این موضوع را به جهانبینی ربط میدهم. همانطور که سلولهای بیمار جسم از بین میروند، افکار بیمار و تفکرات ناسالم هم میتوانند اصلاح شوند. روز اول ورودم به کنگره، لیستی از مصرفهایم را نوشتم؛ از حشیش و الکل گرفته تا ترامادول، متادون، تریاک، شیره، انواع قرصهای اعصاب و آرامبخش، حتی خجالت میکشیدم همه را به راهنما بگویم، چون فکر میکردم اصلاً مرا نمیپذیرند.
دو هفته مانده به ماه رمضان که میآمدم کنگره، به این نتیجه رسیدم که بیش از نود درصد درمان جهانبینی است و سهم جسم بسیار کمتر است. کنگره برای ما مثل یک آکواریوم است؛ تمرینها اینجاست، اما زمین اصلی بازی بیرون است. من روزی آدمی بودم که با افکار خراب و جهانبینی نادرست، حتی با چاقو در جیب وارد اجتماع میشدم، امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم جهانبینی چه تغییری در من ایجاد کرده است.
به نظر من، مسافران سفر اول باید ابتدا نظم را رعایت کنند و بعد به خودشان احترام بگذارند. احترام به خود یعنی سر وقت آمدن، سر وقت دارو خوردن و اجرای قوانین. اگر نوع نگاه من عوض شود و خواسته در من شکل بگیرد، مسیرم تغییر میکند. من زمانی هویتم را گم کرده بودم، اما امروز میفهمم چه چیزی مرا از «متهم دیروز» به «محترم امروز» رسانده است.
ماه رمضان بهترین زمان تمرین است؛ تمرین کنترل رفتار، تمرین کنترل افکار، تمرین گوش به فرمان بودن. تمرین اینکه وقتی از اینجا بیرون میروم، در مواجهه با جامعه واکنشهای اشتباه نداشته باشم. زمین اصلی بازی بیرون است، اما ابزار تمرین را اینجا به ما میدهند.
من هرگز فکر نمیکردم روزی روی این صندلی بنشینم و مشارکت کنم. اما حضور، آموزش و گوش به فرمانی باعث شد مسیرم عوض شود. به نظر من، همین حضور منظم، آموزش گرفتن و فرمانبرداری است که در نهایت ما را به رهایی میرساند.
مرزبان کشیک: مسافر هاشم
تنظیم و ویراستار: مسافر حسین از لژیون سوم
تایپ: مسافر علیرضا از لژیون هفدهم
مسافران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
29