جلسه دوازدهم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر علی اصغر و نگهبانی مسافر آرمین و دبیری مسافر عباسعلی، با دستور جلسه «الهام از ماه مبارک رمضان » یکشنبه ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علیاصغر هستم، یک مسافر.
امیدوارم حال همه عزیزان خوب باشد.
از نگهبان محترم صمیمانه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. به همه عزیزان خوشآمد میگویم.
درباره دستور جلسه الهام از رمضان؛
همه عزیزانی که کتاب ۶۰ درجه را مطالعه کردهاند، میدانند که کنگره ۶۰ و روش DST از دل ماه مبارک رمضان به وجود آمده و این راه توسط آقای مهندس نمایان شده است. آقای مهندس عزیز، بهتنهایی و با تمام سختیها در این مسیر ایستادگی کردند. حتی استاد سیلور به ایشان گفتند که این مطالب را بنویس تا به یادگار بماند، و همین شد که کتاب ۶۰ درجه ماندگار شد؛ اثری که تا آخر عمر باقی خواهد ماند. آقای مهندس یک اثر بسیار ارزشمند از خود به جا گذاشتند؛ کتاب ۶۰ درجه و روش DST، برای تمام کسانی که میگفتند درمان اعتیاد وجود ندارد، و برای تمام کسانی که هنوز درگیر اعتیاد هستند و باور ندارند که اعتیاد درمانپذیر است.
کنگره ۶۰ بهصراحت اعلام کرد که اعتیاد درمان دارد و ما امروز الگوهای زنده آن را میبینیم. آقای مهندس در ماه رمضان سعی کردند مصرف مواد را به چند بخش تقسیم کنند؛ به قول خودشان روزه مواد گرفتند. روش DST که همان فاصلههای هشتساعته مصرف است، دقیقاً شبیه روزه گرفتن است.
من شخصاً نمیتوانستم مواد را از خودم جدا کنم. هر جا میرفتم، مواد همراهم بود؛ البته فقط من نبودم، خیلیها همینطور بودند. مواد را شاید پنج یا شش جا در بدنم قایم میکردم؛ در کیفم، محل کارم، خانه… همیشه و همهجا همراهم بود. وقتی خمار میشدم، سریع یک تکه درمیآوردم و مصرف میکردم. جدا از اینکه بعدش باید خانه را میشستیم، همیشه ترس خمار شدن با من بود. این هم بهخاطر این بود که مواد را از بیرون وارد بدنم میکردم و سیستم افیونی درونریز بدنم را از کار انداخته بودم.
وقتی این روش را اجرا میکنیم، هر هشت ساعت شربت OT مصرف میکنیم. شربت در بدن ما حدود شش تا هفت ساعت دوام دارد. آن یک ساعت آخر، ما در واقع روزه هستیم؛ آن یک ساعت را تحمل میکنیم تا بدن خودش فرمان بدهد و شروع به تولید کند. بعد دوباره سرِ زمان مقرر، شربتمان را مصرف میکنیم. کنگره ۶۰ میگوید اگر این روش را طی ده یا یازده ماه بهدرستی اجرا کنیم، به درمان قطعی اعتیاد میرسیم.
حالا این اتفاقات خوبی که در ماه رمضان میافتد چیست؟ من خودم هنوز زود است که به عمقش برسم، اما واقعاً ماه رمضان را دوست دارم؛ ماه رمضان، ماه برکت است. ماه خداست، ماه تزکیه و پالایش است. همین درمان اعتیاد، خودش یک تزکیه و پالایش است. منی که از دل تاریکیها بیرون آمدم؛ منی که دست از مواد برنمیداشتم، یا خمار بودم یا نشئه. بعضیها شاید شرایطشان فرق میکرد، کاری به آن ندارم، اما من یا خمار بودم یا نشئه بودم.
راه کنگره ۶۰ جلوی پای من قرار گرفت و وارد این مسیر شدم. من خودم باور نداشتم که بتوانم درمان شوم. فقط هدفم این بود که بیایم کنگره ۶۰ و شاید بتوانم مواد را کنار بگذارم؛ حتی ایمان هم نداشتم. چون هر جا رفته بودم—کمپ، کلینیک، روانشناس—نتیجهای نگرفته بودم و باوری به ترک نداشتم. هر وقت صحبت از کنار گذاشتن مواد میشد، گریهام میگرفت و حالم بد میشد.
اما وقتی وارد کنگره شدم، سختی من در مجموع سه روز بود. البته بدن هر کسی متفاوت است. بعد از آن سه روز، اصلاً متوجه نشدم که موادم کنار رفته؛ حتی سیگارم هم کنار رفت. حالا که بحث ماه رمضان و اتوفاژی مطرح است، یک سفر اولی وقتی وارد مسیر درمان میشود و موادش را مرتب میکند، کار بسیار سختی است. بیرون از کنگره تقریباً غیرممکن است که کسی بتواند مصرفش را مرتب کند. اما وقتی موادت را مرتب میکنی، به خودت میآیی و میبینی که تمام شده است.
نظر من این است که وقتی مواد کنار رفت، انسان نباید هیچوقت فراموش کند که چه بوده و به کجا رسیده. منی که همیشه لَنگ بودم، الان موادم کنار رفته؛ اما نباید آب زیر پوستم برود و یادم برود که چه بودم و کنگره چه چیزی به من داده است. کنگره فقط آگاهی میدهد و این من هستم که باید آن را جذب کنم، و این جذب کردن کار بسیار سختی است. اینکه بفهمم کجا هستم، چه علمی باید یاد بگیرم، اصلاً چرا به کنگره آمدم و چرا حالم خوب شد.
بحث فقط کنار گذاشتن مواد نیست. مواد کنار گذاشتن یک بخش از ماجراست. تمام انسانهایی که اینجا نشستهاند، از دل تاریکی بیرون آمدهاند. همه سختی کشیدهاند. هیچکدام بیدرد نبودهاند. من از ته دلم اعتقاد دارم هر کسی که امروز روی این صندلی نشسته، آدم بخشندهای بوده؛ کسی که باخت داده، مصرفکننده شده، به ته خط رسیده و دوباره بلند شده و آمده اینجا. ما مفتکش نداریم. مطمئنم اگر کنار هر کدام از شما بنشینند و درد دل کنند، میبینید همهتان جزو همانهایی بودید که هر جا میرفتید، با خودتان یک بغل محبت میبردید؛ سفرهدار دیگران بودید، حتی اگر برای خودتان چیزی نداشتید.
حالا که بحث ماه رمضان است، خواستم اینها را برای سفر اولیهای عزیز بگویم تا بدانند کنگره ۶۰ جای درستی است. اگر پای شما به اینجا باز شده، لطف خدا بوده و این یعنی قرار است حالتان خوب شود.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
انتشار:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
117