جلسه سیزدهم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز به استادی راهنمای تازه واردین همسفر طاهره، نگهبانی همسفر فاطمه، دبیری همسفر صنم با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که به من توفیق خدمت در کنگره را داد. از ایجنت و نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم خدمت کنم. دستور جلسه این هفته، وادی سیزدهم و تأثیر آن بر روی من است. این وادی میگوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» دوازده وادی قبل را که پشت سر گذاشتیم و در کولهپشتی خود نهادیم، پلهپله حرکت کردیم. وادی اول از تفکر آغاز شد؛ وادی دوم به ما آموخت که هیچ انسانی به جهت بیهودگی پا به هستی نگذاشته است؛ وادی سوم گفت: هیچکس به اندازه خود انسان، به فکر خویشتن خویش نیست؛ وادی چهارم مسئولیت کارهایمان را به عهده خودمان گذاشت و گفت نباید آن را به خدا واگذار کنیم؛ وادی پنجم، حرکت را به ما آموخت؛ وادی ششم از قدرت عقل سخن گفت که یک فرمانروای بزرگ است؛ وادی هفتم ما را به کشف راز و رمز دعوت کرد؛ در وادی هشتم حرکت کردیم؛ در وادی نهم نقطه تحملمان را بالا بردیم و در وادی دهم آموختیم که صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است؛ در وادی یازدهم یاد گرفتیم که چشمههای جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس میرسند و در وادی دوازدهم، زمان را شناختیم و اینکه آخرِ امر، امر اول اجرا میشود.
وادی سیزدهم به ما میگوید: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست. این وادی، وادی پرمحتوایی است که باید شکافته شود و با توجه به محدودیت زمان، خلاصهای از آن را بیان میکنم؛ یعنی هر چیزی یک آغاز دارد؛ حتی طبیعت، هستی، جانداران و موجودات. طلوع و غروب خورشید، شب که برای آرامش انسان و موجوداتی که در طول روز در تکاپو و تلاش بودهاند، میآید و پس از شب سیاه، دوباره سپیدهدم و طلوع خورشید را میبینیم. در علم نقاشی، همه موجودات، چه جاندار و چه بیجان، یک خط افق دارند که در پایان آن به نقطهای میرسیم و از سرِ همان خط، حرکت را آغاز میکنیم تا به نقطه پایان برسیم. هر تصمیمی که در زندگی میگیریم؛ نیز از همان خط و افق شروع میشود و ما را به حرکت، تلاش، کوشش، صبر و حرکت در صراط مستقیم هدایت میکند.
به نظر من، این وادی همه وادیها را در خود دارد؛ چراکه از حرکت، صبر، تجربه، امید و حتی ناامیدی سخن میگوید و ما را به پایان راه هدایت میکند. زندگی جریان دارد و پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست؛ یعنی اگر جایی به پایان میرسد؛ باید از جایی دیگر آغاز شود و مرحلهای تازه پیش روی ماست. سختیها نیز پایانپذیر نیستند؛ اگر امروز از مرحلهای عبور میکنیم؛ باید بدانیم مرحله دیگری هم وجود دارد. فصلها میروند و فصل جدید میآید. ماهها سپری میشوند و ماهی دیگر آغاز میشود، روزها و هفتهها میگذرند. تمام وادیها در وادی سیزدهم نهفته است و با پشت سر گذاشتن و درک این وادی است که میتوانیم وارد وادی چهاردهم، یعنی عشق و محبت شویم تا حرکتی نباشد، تغییری اتفاق نمیافتد، تبدیل رخ نمیدهد و ترخیصی صورت نمیگیرد.
تأثیری که وادی سیزدهم بر من داشت این بود که برای رسیدن به تغییر، تبدیل و ترخیص، باید کارها را به پایان برسانم و آنها را نیمهتمام رها نکنم. وقتی کاری به پایان میرسد، با آسودگی فکر و فراغ بال میتوان سراغ کار بعدی رفت. انشاءالله که توانسته باشم در این دقایق محدود، اصل موضوع را بیان کرده باشم.
مرزبان کشیک: همسفر سارا
تایپ: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
18