English Version
This Site Is Available In English

باید یاد بگیریم خودمان را بشناسیم

باید یاد بگیریم خودمان را بشناسیم

جلسه ششم از دور هشتم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی دامغان به استادی همسفر لیلا ، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه « وادی سیزدهم، و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان لیلا هستم؛ یک همسفر.
خیلی خوشحال و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم. در رأس از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی می‌کنم و از زحمات همه خدمتگزاران کنگره‌ ۶۰، ایجنت ، مرزبانان و تمام راهنمایان و همسفران شعبه دامغان که در کنارشان بهترین حس‌ها را تجربه کردم و آموزش گرفتم، سپاسگزارم. از نگهبان و دبیر و هم‌چنین راهنمای خوب خودم همسفر راضیه، کمال تشکر را دارم که استادی جلسه را به من واگذار کردند. من با آموزش‌ها و تلاش‌های ایشان توانستم به حال خوب دست پیدا کنم.
وادی یا راه سیزدهم می‌گوید: پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است.
به عبارت دیگر هیچ پایانی وجود ندارد. ۱۴ وادی می‌خواهند به ما چگونه زیستن را یاد دهند؛ هیچ‌وقت نمی‌گویند این کار را انجام بده یا انجام نده؛ بلکه ابزار لازم را در اختیار ما قرار می‌دهند.

وادی سیزدهم درباره تغییر، تبدیل و ترخیص صحبت می‌کند. برای تغییر می‌توان مسافری را مثال زد که با وضعیت آشفته به کنگره می‌آید و ذره ذره با گرفتن آموزش‌ها تغییر می‌کند و ما می‌بینیم که سر و وضع او کم‌کم مرتب می‌شود، لباس سفید و تمیز به‌تن می‌کند و منظم در کلاس‌ها شرکت می‌کند و به طور کلی در مسیر قرار می‌گیرد. تبدیل، مسافر با آموزش گرفتن در مسیر قرار می‌گیرد؛ حالتش عوض می‌شود و تغییر می‌کند. ترخیص، مسافر با آموزش درست درمان می‌شود و به رهایی می‌رسد.

شکل‌گیری تغییرات در گرو دانش و آگاهی است؛ اگر دانش و آگاهی لازم را کسب کنیم؛ تغییر انجام می‌گیرد. اگر بخواهیم به آب برسیم؛ اما بدون دانش و آگاهی چاه حفر کنیم، ممکن است هزار متر پایین برویم؛ ولی به آب نرسیم؛ چون اصلا در آن‌جا آبی وجود نداشته و ما آگاه نبوده‌ایم.
نکته دیگری که در وادی سیزدهم وجود دارد این‌است که پیدا کردن راه مهم‌تر از خود مشکل است. بیشتر مشکلات انسان به دلیل نبود تفکر و اندیشه است. باید قدرت حل مشکل را یاد بگیریم. وقتی مشکلی به‌وجود می‌آید تا آن را حل نکنیم؛  مشکل سرجای خود وجود دارد.

هیچ‌کس نمی‌تواند از مسیر ضد‌ارزش‌ها به ارزش‌ها برسد. مثلا کسی که می‌خواهد با دزدی از ثروتمندان به فقرا کمک کند کارش صواب نیست؛ ضد ارزش است. آقای مهندس فردی را مثال می‌زنند که گوسفندی را می‌دزدد؛ بین فقرا تقسیم می‌کند و جگر و کله‌پاچه‌اش را برای خود برمی‌دارد و سودی هم به خودش می‌رساند.
هم‌چنین به ما می‌گوید؛ باید یاد بگیریم خودمان را بشناسیم و این چیز کمی نیست؛ انسان اول باید نیمه خودش را پیدا کند؛ تا صور پنهان خودش را نشناسد به هیچ‌چیز پی نخواهد برد. خودم را مثال می‌زنم؛ با این‌که چند سال به کنگره می‌آمدم؛ اما حالم اصلا‌ خوب نبود؛ تا این‌که سی‌دی‌ها را مرتب گوش دادم و نوشتم و فهمیدم مشکل این‌ است که من باید خودم را درست کنم. فهمیدم باید خیلی چیزها را یاد بگیرم. وقتی خودم را درست کردم؛ حالم خوب شد؛ زندگی‌ام خوب شد و همه‌چیز برای من زیبا شد؛ البته ناگفته نماند که راهنمای من خیلی تلاش کردند؛ از ایشان ممنونم. در پنج سالی که تهران بودم؛ با وجود شرایطی که داشتم؛ به حال خوشی که در این‌جا به آن رسیدم، نرسیده بودم.
انسان برای رشد کردن و فعالیت، به عشق، ایمان و عقل نیاز دارد. این سه مؤلفه مثلثی را تشکیل می‌دهند که اگر باهم رشد کنند، انسان تنها نخواهد ماند؛ روی تعادل خواهد بود  و می‌تواند بهترین خود را بسازد.
نکته مهم دیگری که این وادی درباره آن صحبت می‌کند، خمر است. خمر به معنی پوشش و حجاب است. مصرف مواد مخدر باعث پوشش و حجاب می‌شود و روی اندیشه انسان سایه می‌اندازد؛ خمر طبیعی انسان را برهم می‌زند و باعث بسیاری بیماری‌های جسمی و روحی می‌شود.

از این‌که به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما متشکرم.

تایپیست: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .