جلسه یازدهم از دوره سیوششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امین قم به استادی همسفر ابتهال، نگهبانی همسفر اعظم و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خدا را شکر میکنم که در کنگره۶۰ حضور دارم. از نگهبان جلسه، ایجنت، مرزبانان و راهنما خانم معصومه تشکر میکنم که به من اجازه دادند، در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» میباشد. من بعد از گذراندن دوازده وادی که بسیار برایم سرنوشتساز بودند، حال به این وادی رسیدهام که به من یادآوری میکند، نقطهای را که بعد از ورود به کنگره۶۰ شروع کردی به کجا رسانده و چه برداشتی از آن داشتهای؟
در این وادی ابتدا به قلم اشاره شده است، اولین چیزی که بعد از ورود به کنگره۶۰، راهنما به فرد تازه وارد میگوید، نوشتن است که در کنگره۶۰ بسیار حائز اهمیت میباشد. در کتاب آسمانی اشاره میکند که نوشتن یک کار مهمی است. من برای دریافت آموزشها و تغییر دادن صفاتم آن را میپذیرم و در ادامه از جهل و نادانی درونم به دانایی میرسم تا بتوانم زندگی خود را از آشفتگیها خارج کنم. راجع به یک فرمان صحبت میکند که محتوای آن محبت است، من آن را با دل و جان میپذیرم و از طریق راهنما که با تمام وجود آن را لمس کرده است و الگویی برای من میباشد، این نوید را میدهد که تو هم میتوانی این تغییر را در خودت ایجاد کنی.
سه مؤلفه تغییر، تبدیل و ترخیص بسیار مهم است. زمانی که راهنما با انگشت خود به من نشان میدهد که بعد از ورود به کنگره۶۰، اگر نوشتارها را بنویسید، آموزشها را بهتر دریافت میکنید و آینده شما تضمین میشود و میتوانید از تاریکیها بیرون بیایید. وقتی گوش به فرمان نباشید، همچنان تاریکیها روی شما اثر میگذارد و با نادانی که در وجودتان است، کمکم به باتلاق تبدیل میشوید. در ادامه در وادی میگوید که سکون بر هیچ انسانی جایز نیست، من باید از نقطهای که در آن متوقف شدم حرکت کنم و به نقطهای سرشار از آموزش برسم، این امر زمانی اتفاق میافتد که علم و دانشی را که کنگره۶۰ به من آموزش میدهد، در زندگی خودم کاربردی کنم تا آن حس خوب و بهترینها را دریافت کنم.
موجودات تک بعدی، دو بعدی یا سه بعدی هستند. من قبل از ورودم به کنگره۶۰ انسانی تکبعدی بودم، قبل از انجام هر کاری تفکر نمیکردم، اگر گوش به فرمان راهنما باشم یک پله صعود میکنم؛ برای خارج شدن از حالت سکون باید آموزش بگیرم و برای تبدیل شدن به موجود دو بعدی باید ضلع ایمان را نسبت به دانشهای کنگره۶۰ قوی کنم، عشقم را نسبت به آموزشها افزایش دهم و عقلم را که شاید فرمانهای نادرستی را دریافت میکرد، اصلاح کنم. برای رشد عقل، عشق و ایمان خط نامرئی به نام خط خمر وجود دارد.
مسافرها با مصرف مواد بدنشان را نابود کردند و من با افکار آشفته مدام خود را نابود میکردم. نهرهای عقل نهرهایی هستند که به آب زلال تشبیه شدهاند که با آموزشهای راهنما و سیدیهای جدید میتوانم خط عقل را ارتقاء دهم. نهر عشق به عسل تشبیه شده است، آموزشهای کنگره مانند عسل شیرین هستند. نهر ایمان برای رسیدن به درمان بسیار مهم است؛ باید به رهایی ایمان داشته باشم تا بتوانم مواد بیوشیمیایی مثل دوپامین، سروتونین و ... را تقویت کنم. اگر من بتوانم این آموزشها را کاربردی کنم میتوانم به فرد سه بعدی تبدیل شوم. پالایش کردن حس بسیار مهم است. اگر من بتوانم نفرتی را که نسبت به مسافرم داشتم به عشق و حس خوب تبدیل کنم؛ در این صورت نار وجودی که در من شعلهور شده است به نور تبدیل میشود، پایان نقطه میتواند سر آغاز خوبی برای من باشد.
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر محمد
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
همسفراننمایندگیامینقم
- تعداد بازدید از این مطلب :
123