جلسه اول از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد با استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر مریم و دبیری همسفر پروین با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه 14 دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۱۵ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز در مورد کمک کنگره به من و کمک من به کنگره است. این دستور جلسه میخواهد به ما بفهماند که ما با خود چندچند هستیم؛ چون انسان موجودی فراموشکار است. ما در این دستور جلسه مثلثی داریم که از سهضلع تشکیل شده است؛ یکی از ضلعهای مثلث کمک کنگره به من است و ضلع دیگر کمک من به کنگره و قاعده مثلث موضوع کمک است. قطعاً اولین کمکی که کنگره به ما کرده است رهایی مسافر است، شخصیت از دسترفته به ما برگردانده شده است و آن اعتمادبهنفسی که رفته بود را بهدست آوردهایم. من همسفر قطعاً تا آخر عمر مدیون کنگره هستم. اگر بخواهیم از کمکهای دیگر کنگره نام ببریم غیر قابل شمارش هستند. کنگره حال خوب را به من هدیه کرده است. کنگره به من یاد داده است که چگونه با دیگران رفتار کنم، چگونه پسانداز کردن را به من یاد داده است و به من آموخته است که چگونه با دوستان عشق و محبت همنشین شوم.
در کنگره اعتیاد و سیگار درمان شده است و همینطور مسئله چاقی که در بیرون از کنگره عملهای سنگینی انجام میدهند ولی به نتیجه نمیرسند، اما در کنگره در لژیون تغذیه سالم افراد زیادی خیلی راحت توانستند به وزن دلخواه خود برسند؛ پس همه اینها موهبتهای کنگره هستند. کنگره راهنمایانی در سر راه ما قرار داده است که با عشق و محبت به ما آموزش میدهند و میتوانیم از آموزشهای آنها بهرهمند شویم و به تعادل و آرامش برسیم.
کنگره به من صبر را آموخت که برای انجام هر کاری عجول نباشم و حتماً قبل از انجام هر کاری فکر کنم. کنگره بخشش را به من آموخت و اینکه از دیگران توقع نداشته باشم، درصورتیکه قبلاً اگر مشکلی در زندگیم پیش میآمد که مربوط به مسافرم بود، انتظار داشتم که اطرافیانش مشکل را حل کنند، اما الان یاد گرفتم که مشکلات زندگی خود را خودم باید حل کنم. در کل کنگره طریقه بهتر زندگی کردن را به ما یاد میدهد. ما قبل از ورودمان به کنگره خیلی حال بدی داشتیم، در ظلمت، تاریکی و ناامیدی زندگی میکردیم. با ورودمان به کنگره، از طرف ظلمت به روشنایی، از ترس به شجاعت، از قهر به مهر و از ناامیدی به طرف امید سفر کردیم.
اما در مورد قسمت دوم دستور جلسه، کمک من به کنگره است؛ من میتوانم از کلمه خدمت استفاده کنم، درواقع باید بگویم خدمت من به کنگره. اولین خدمتی که به کنگره میتوانم بکنم این است که سپاسگزار و قدرشناس کمکهایی باشم که به من شده است. من چه در کنگره باشم و چه در کنگره نباشم، کنگره هیچ نیازی به من ندارد و اگر خدمتی در کنگره انجام میدهم نباید هیچ منتی سر کنگره داشته باشم؛ چون آن خدمتی که من انجام میدهم باز هم دوسر سود است و حال خوب به خود من باز میگردد.
کنگره بهصورت چرخشی میچرخد و به راه خودش ادامه میدهد و صدها نفر منتظر هستند که اذن ورود به کنگره به آنها داده شود و کسانی که به آنها اذن ورود داده شده است باید شکرگزار باشند و خدمت کنند. باید بدانیم که هر سازمان یا بنیادی برای ادامه حیات خودش به سهمولفه نیاز دارد؛ یکی علم و دانش، دیگری نیروی کار و سومین مورد ستونهای مالی هستند. علم و دانش را که آقای مهندس بهراحتی در اختیار اعضا کنگره۶۰ قرار داده است. نیروی کار هم همین خدمتگزاران کنگره هستند، آنها بدون دریافت هیچگونه پاداش یا مزدی این خدمت را انجام میدهند؛ اما در مورد ستون مالی باید بگویم، کنگره یک سازمان مردمنهاد غیردولتی است، هیچگونه بودجهای از دولت دریافت نمیکند و نیازهای مالی کنگره از همان سبدهایی که در جلسات میچرخد و عضو لژیون سردار بودن تأمین میشود.
دیگران کاشتند و ما خوردیم، الان وظیفه ما است که بکاریم برای آیندگان. در کل هستی همیشه مسئولیتها دو طرفه است؛ یعنی وقتی چیزی را دریافت میکنیم باید بازپرداخت داشته باشیم. اگر من نسبت به کمکی که دریافت میکنم بازپرداختی داشته باشم تبدیل به چشمهای زلال خواهم شد و اینکه سعی کنم اگر خدمتی در کنگره انجام میدهم خدمتی با عشق و محبت باشد و به این راه ایمان داشته باشم. باید سعی کنم آموزشها را درست یاد بگیرم و سعی کنم در جلسات و لژیونها سر موقع حاضر باشم. هرچه من در کنگره بیشتر خدمت کنم باعث میشود که حال خودم خوب شود. من اگر تا آخر عمرم هم به کنگره خدمت کنم باز هم بدهکار کنگره هستم و از خداوند میخواهم رهجو کنگره باقی بمانم.




تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جهانبین شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
217