از کنگره آموختم اول فکر کنم تا همهچیز برایم خلق شود و راه نمایان شود؛ آموختم به حیات آمدن من بیعلت نیست و غیر از خودم کسی به من فکر نمیکند و نباید همهچیز را به خداوند واگذار کنم. باید برای بهتر زندگی کردن تلاش و حرکت کنم؛ چون سکون، زایشی ندارد و من با خودم روبهرو شدم، چشم من بهروی حقایق زندگی باز شد، با قوانین طبیعت آشنا شدم و برای شناخت خود باید نفسهایم را به مرحله تکامل برسانم و نفساماره را به نفسلوامه (سرزنش کننده) و نفسلوامه را به نفسمطمئنه (قابل اطمینان) تبدیل کنم. این عمل کار بسیار سختی است؛ چون باید مرحلهبهمرحله و آموزش و یادگیری وادیها این کار را انجام دهم و بعد از اینکه به وادی پنجم رسیدم فهمیدم فقط فکر کردن کافی نیست؛ باید تفکرات خود را با برگشت از ضدارزشها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت و غیبت به فعل تبدیل کنم. وقتی به گذشته خود نگاه میکنم میبینم که این مسائل در زندگی من بوده و بهواسطه اینها، آرامش و آسایش نداشتهام. پسانداز کردن را آموختم و متوجه شدم که اگر با سعی و کوشش نتوانستم به هدف برسم باید تسلیم خداوند باشم و وادی ششم به من فهماند که عقل را در قالب فرمانده بپذیرم و عقل تصمیم اشتباه نمیگیرد؛ مگر اینکه اطلاعات اشتباه به آن بدهند. در وادی هفتم آمده است که راه را اشتباه میرفتم و چقدر من از این راههای اشتباه تخریب دیدم و یا کسانی بودند که جان خود را از دست دادند. اصل همه اینها کمک کنگره به من است و در وادی هشتم به من آموخت با حرکت راه نمایان میشود. پیمان بستن را یاد گرفتم که باید از خودم جبران خسارت کنم و به ترمیم و بازسازی جسم و روان خود اقدام کنم. وادی نهم به من آموخت؛ چگونه تحمل پدید میآید، وقتی نیرویی از کم شروع بشود و بهدرجه بالا و بالاتر برسد نقطهتحمل پیدا میشود.
در وادی دهم آموختم قرار نیست من تا آخر عمرم در جهالت و نادانی بمانم و با ورود به کنگره به دانایی من افزوده شد و با اینکه مدرک تحصیلی بالایی ندارم ولی با گوش دادن به یک سیدی انگار چند کتاب را باهم مطالعه کردم و همانطور که در وادی یازدهم آمده؛ باید مانند چشمههای جوشان باشم تا تبدیل به رود خروشان شوم تا بتوانم به بحر و اقیانوس برسم و این دانشی که در این مکان یاد میگیرم به دیگران هم بیاموزم و عملی کنم. فرمان عقل را اجرا کنم و به فرمایش وادی دوازدهم در آخر کار امر اول اجرا میشود یعنی اگر خواستهای داشته باشی با تلاش، کوشش و صبر به آن خواسته میرسی. هر مشکلی که تمام شد مشکل جدید پیش میآید و در وادی سیزدهم فهمیدم قانون طبیعت است و پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است و الان به راحتی مشکلات خودم را میپذیرم و به قضایا درست نگاه میکنم و میدانم که همه مشکلات از آن من است و خودم مسبب این همه مشکل هستم. در وادی چهاردهم چقدر زیبا با عشق و محبت واقعی آشنا شدم و در کنگره چقدر با انسانهایی که محبت و عشق خالص دارند روبهرو شدم مانند: راهنمایان که وقت ارزشمند خودشان را برای انسانهایی که روزی مثل گذشته خودشان بودند، میگذارند و این خدمت را وظیفه میدانند و کنگره مثل خانه پدری میماند که در آن پرورش مییابم و خدمت در این مکان وظیفه من است، وظیفهای که فرزند نسبت به پدر و مادر دارد و من در کنگره دوباره متولد شدم و این آموزشها همه و همه کمک کنگره به من است و حالا کمک من به کنگره، فرمانبرداری و گفتن چشم است. من باید سعی کنم بینظمی ایجاد نکنم و به این سیستم ضربه نزنم چون این سیستم و ساختار حاصل دسترنج عزیزانی است که با سالها خدمت و کمک به کنگره میگویند ما به کنگره بدهکاریم و با کمک به دیگران ارتقا یافتهاند و من باید اینگونه با دل و جان کمک کنم. من همسفر باید به نحو احسنت وظیفهای که نسبت به کنگره دارم را بدون کوچکترین اشتباه این وظیفه را انجام بدهم.
هر سال روز کتابخوانی غبطه میخوردم که چرا وقت ندارم کتاب بخوانم ولی امسال در روز کتابخوانی حالم خوب بود چون با گوش دادن به سیدی انگار چندین کتاب را با هم مطالعه میکنم و چقدر علم من بالا رفته است. هرچه بخواهم کمکهای کنگره را بشمارم باز هم به شمارش نمیآید و اما من باید قدردان و سپاسگزار کمکهایی که کنگره به من کرده است باشم و اهمیت آنها را بدانم؛ پس باید در مسیر درستی حرکت کنم تا این لطفی که به من شده است را هدر ندهم و در کنگره بتوانم بهعنوان یک همسفر، خدمتگزار، مسئول و منظم باشم و کاری انجام دهم که لطف کنگره بر من مؤثر گردد و موجب تغییر در رفتار، کردار و گفتار من شوند. ما با دوری از ضدارزشها میتوانیم به رهایی و حال خوب برسیم. من باید به گونهای رفتار کنم که هم کنگره و هم بنیان کنگره "آقای مهندس" از من راضی و خشنود باشند، باید به تمامی خدمتگزاران کنگره احترام بگذارم، به حرفهای آنها گوش کنم و حرمتها و قوانین کنگره را رعایت کنم. کنگره یک نهاد مردمی است که خدمتگزاران آن حقوقی دریافت نمیکنند و امور مالی کنگره از گردش سبد توانسته است خود را قوی کند و من هم باید وضعیت مالی خود را قوی کنم تا بتوانم به تعهدات خود در کنگره عمل نمایم.
منابع: کتاب چهارده مقاله
نویسنده: همسفر شمسی رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر شمسی رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
98