English Version
This Site Is Available In English

در کنگره60؛ مسافر و همسفر آموزش‌های یکسان می‌بینند، فرکانس آنها یکی شده ،یعنی حرف همدیگر را بهتر می‌فهمند.(نمایندگی ارغوان تهران)

در کنگره60؛ مسافر و همسفر آموزش‌های یکسان می‌بینند، فرکانس آنها یکی شده ،یعنی حرف همدیگر را بهتر می‌فهمند.(نمایندگی ارغوان تهران)

کارگاه‌های آموزشی - خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی ارغوان تهران، با استادی راهنما همسفر الهام، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر اعظم، با دستور جلسه «هفتهٔ همسفر؛ نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان الهام هستم همسفر.

هفته همسفر را به آقای مهندس و همسفران گرامی‌شان خانم آنی بزرگ، دکتر امین، خانم کمان‌دار، خانم شانی؛ فرزندانشان تبریک عرض می‌کنم. همچنین این هفته را به خانم فاطمه راهنمای گرامی خودم و همه همسفران خانم و آقا در کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم.

همان‌طور که می‌دانیم؛ کنگره ۶۰ جایی است برای درمان اعتیاد مصرف‌کنندگان و اینکه چرا همسفرانی که سابقه مصرف ندارند در کنگره حضور دارند، علتی دارد که آقای مهندس بارها به آن اشاره کردند. در کنگره؛ مسافر و همسفر آموزش‌های یکسان می‌بینند، فرکانس آنها یکی شده و هم فاز می‌شوند، یعنی حرف همدیگر را بهتر می‌فهمند و این را می‌شود در مقایسه طرز تفکر همسفرانی که در کنگره حضور ندارند با همسفرانی که حاضر هستند، متوجه شد که تفاوت از زمین تا آسمان است. مثل خود من که قبل از ورود به کنگره راجع به اعتیاد نمی‌دانستم و در کنگره یاد گرفتم که چطور به مسافرانم کمک کنم که درمان شوند.

در صحبت‌های آقای مهندس و دکتر امین؛ همسفر به مفاهیمی تشبیه شده که دوست دارم راجع به آنها صحبت کنم مثلاً: همسفر نقش مکمل دارد، مثل نقش مکملی که در فیلم‌ها می‌بینید که جایزه هم می‌گیرند، یعنی آن‌قدر این نقش پررنگ است که می‌تواند نقش اصلی را به چشم بیاورد یا برعکس، اگر همسفر وظیفه‌اش را خوب انجام ندهد، ممکن است در سفر مسافرش اختلال ایجاد کند. پس همسفران، فقط سیاهی‌لشکر نیستند.

تصوری که من هنگام ورودم به کنگره داشتم فکر می‌کردم، فقط همراه مسافرم می‌آیم، منتظر می‌مانم تا کلاس و برنامه‌های درمانی‌اش انجام شود، اما در تازه‌واردین همسفر به من گفتند؛ شما هم می‌توانید در لژیون شرکت کنی، آموزش بگیری و مفید باشی و من خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که می‌توانم از دانشی که در کنگره وجود دارد، بهره‌مند شوم.

مطلب دیگر اینکه؛ ما همسفران مثل پرستاری هستیم که درد و رنج نگهداری از بیمار را تحمل می‌کند و این تحمل با علم و آگاهی است؛ چون اگر تحمل بدون آگاهی باشد، زجری‌ست که حس قربانی شدن را به همراه دارد.درحالی‌که تحمل رنج، حرف تند مسافر یا تنش‌هایی که ایجاد می‌کند، بالا و پایین‌های سفر که اذیتش می‌کند و ترکش‌های آن متوجه همسفر می‌شود، وقتی آگاهانه باشد و بداند که این‌ها ویژگی‌های سفر است و در انتها به حال خوب منجر می‌شود و مسافر به درمان می‌رسد، این ثمره بخشش و صبوری من همسفر است که در انتها جایزه‌اش درمان‌شدن مسافرم و به حال خوب رسیدن خودم است .

شاید ما همسفران حالمان از مسافران هم بدتر باشد؛ چون مسافر زمان‌هایی در حال خودش است؛ اما ما همان زمان‌ها هم غصه می‌خوردیم، حال بد داشتیم و سرشار از انرژی منفی بودیم و خدا را شکر که راه اینجا برای ما باز شد که بتوانیم این مشکلات را رفع کنیم.

در اینجا می‌توان گفت؛ راهنما در کنگره مثل پزشک است که بیماری اعتیاد مسافران را درمان می‌کند و من همسفر هم مثل کسی هستم که کمک‌های اولیه را می‌داند و در بدحالی و بی‌تابی مسافر با علم و آگاهی که اینجا یاد گرفته‌ام، می‌توانم به او آرامش و امید بدهم، به ادامه سفر راغبش کنم و یادآور شوم که این‌ها سختی‌های سفر است و بالاخره تمام می‌شود و ما باید در کنار هم مثل دو بال پرواز، سفر را به اتمام برسانیم.

اما درعین‌حال باید حواسمان باشد که دخالتی در درمان نباید داشته باشیم و کاملاً مسافر را به راهنمایش بسپاریم؛ چون حتماً راهنما بهتر می‌داند چطور رفتار کند که مسافر سفرش را به‌خوبی طی کند.شاید همسفر بودن ما رسمی نباشد؛ اما غیررسمی و زیر پوستی است که حس نمی‌شود و هدف نهایی درمان‌شدن مسافر و به حال خوش رسیدن خودمان است.

در این روز دوباره، به خودم و بقیه همسفران توصیه می‌کنم منتی بر سر مسافر نگذاریم که من به‌خاطر تو به کنگره می‌آیم و سختی‌های آن را تحمل می‌کنم که واقعاً این‌طور نیست. ما همسفران به‌خاطر خودمان سفر می‌کنیم و حضور داریم که به انرژی بالا و حال خوش برسیم و باید حال خود را خوب نگه داریم و متعادل باشیم حتی اگر حال مسافر بد است، ما باید باحال خوب او را هم به آرامش و تعادل برسانیم.

در این هفته مسافران حتماً چند مرحله قدرشناسی را که آقای مهندس گفتند؛ انجام بدهند. اول شکرگزاری در ذهن و صور پنهان دوم قدرشناسی و تشکر با کلام و بیان و بعد به شکل عملی با پاکت‌هایی که نوشته‌های قشنگ و از ته قلب با هر مبلغی که دوست دارند، تقدیم کنند و به این شکل از زحماتی که همسفر در طول این سفر متحمل شده و شاید ابتدا مسافران متوجه نباشند، اما وقتی حس‌ها باز می‌شود به این می‌رسند که حتماً باید از همسفر تشکر و قدردانی کنند.در آخر از همه شما متشکرم که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ: همسفر الهام لژیون چهاردهم نمایندگی ارغوان تهران
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه

عکس: مرزبان مسافر فائزه نمایندگی ارغوان تهران

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .