English Version
This Site Is Available In English

همسفر حامی و بال پرواز مسافر است

همسفر حامی و بال پرواز مسافر است

هفته همسفر را به اولین همسفر کنگره۶۰ خانم آنی بزرگوار و تمامی همسفران عزیز تبریک عرض می‌کنم. واژه زیبای همسفر در کنگره برای کسی که مسافرش را در یک مسیر سخت همراهی می‌کند انتخاب شده است؛ اما در عین زیبایی، در دل خود معنی‌های دیگری دارد و من در طول مدتی که در کنگره به‌عنوان همسفر حضور داشتم به یک‌یک آن‌ها پی‌بردم؛ اما زمانی‌که مسافر‌ من بعد از رهایی دوباره مصرف‌کننده شد، متوجه شدم که چقدر همسفر واقعی بودن کار سختی است و بعد دیدم که از پس آن بر نمی‌آیم برای همین مدتی از کنگره فاصله گرفتم و تمام وجودم را ناامیدی‌ فرا گرفت؛ ولی به‌ توصیه راهنمای عزیزم دوباره به کنگره برگشتم و این‌بار با این امید که بار دیگر مسافرم به رهایی برسد، شروع به سفر کردیم و سفر دوم به مراتب سخت‌تر از قبل بود؛ اما من صبورتر شده بودم و مسافرم وقتی تلاش‌ها و ذوق و شوق من را می‌دید بیشتر برای رهایی تلاش می‌کرد و خیلی وقت‌ها شاهد خستگی او از ادامه مسیر بودم؛ ولی سعی می‌کردم همان‌جا وارد عمل شوم و نقش خود را به عنوان یک پشتیبان ایفا کنم تا مسافرم به مسیرش ادامه دهد.

من کم‌کم متوجه شدم که در این سفر، نقش بسیار تعیین کننده‌ای دارم و هرگاه در طول سفر اندوه به سراغم می‌آمد یادم به متنی از کتاب60 درجه می‌افتاد که استاد سردار در آن به آقای مهندس فرمودند: «زهرا، زوجه شما بسیار سبب‌ساز بودند» با یاد‌‌آوری آن تمام غم و اندوه از من دور می‌شد و حس می‌کردم که رسالت خود را به عنوان یک همسفر باید به پایان برسانم، به‌همین دلیل با هم در کنگره ماندیم، پیش رفتیم و شاهد رشد مسافرم بودم که با حال خوش خدمت می‌کرد و بعد از تجربه رهایی اول که به شکست منجر شد، به این نتیجه رسیدم که همسفر بودن، تنها همراهی کردن یک مسافر نیست؛ بلکه یک همسفر باید مشاور، مرهم، پشتیبان، حامی و همین‌طور بال پرواز مسافر و سنگ صبورش باشد و اگر همسفر خودش حال خوبی نداشته‌ باشد نمی‌تواند به خوبی نقش خود را ایفا کند، یا اگر به خوبی آموزش ندیده‌ باشد نه‌تنها یاری‌گر مسافر خود نمی‌باشد؛ بلکه ممکن است مانع رسیدن مسافر به رهایی باشد.

در این‌جا همسفر بودن معنا و مفهوم پیدا می‌کند که شخص بیاموزد چگونه با آموزش، شناخت و معرفت بتواند به مسافر خود کمک کند و حال خوشی را در مسافر و همچنین در زندگی‌اش به ارمغان بیاورد و در نهایت در کنار هم به آرامش برسند. اکنون پنج ماه از رهایی مسافرم می‌گذرد و من خیلی خوشحال هستم که در این مسیر ماندم، ادامه دادم و جا نزدم  و خدا را شکر می‌کنم که شاهد پاکی و شادابی مسافرم هستم‌ که بعد از رهایی، بیشتر برای فرزندان‌مان وقت می‌گذارد، توجه و محبتش به ما بیشتر شده و تلاش می‌کند تا خسارت‌های گذشته را جبران کند تا حال زندگی‌مان روزبه‌روز بهتر شود و من تمام این دستاوردها را مدیون آقای مهندس و همسفران عزیزشان هستم و تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترم‌شان، راهنمای خوب خودم، راهنمای مسافرم و همچنین تمام عزیزانی که ما را در این مسیر یاری کردند از صمیم قلب تشکر می‌کنم و برای آن‌ها آرزوی سلامتی دارم.

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) دبیر دوم سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .