English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- همسفر، همراهی است که عاشقانه در کنار مسافر می‌ایستد

گروه خانواده- همسفر، همراهی است که عاشقانه در کنار مسافر می‌ایستد

وقتی آقای مهندس از وظایف رهجو سخن می‌گویند، گویی چراغی در دل تاریکی روشن می‌شود. چراغی که راه را نشان می‌دهد، نه فقط مسیر درمان جسم، بلکه راه بیداری روح و جهان‌بینی را روشن مي كند. ایشان از مفاهیمی سخن می‌گویند که اگر درست درک شود، می‌تواند زندگی یک انسان را از پايه تغییر دهد. در کنگره، واژه‌ها تنها اسم نیستند، هرکدام مسئولیتی دارند. معتاد، کسی است که هنوز در چرخه مصرف گرفتار مي باشد؛ اما مسافر، دیگر نمی‌خواهد در ظلمت بماند، کسی که دلش نور می‌خواهد و با تمام ترس‌ها و زخم‌هایش، قدم در راه درمان می‌گذارد. همسفر، همراهی است که عاشقانه در کنار مسافر می‌ایستد، نه از سر اجبار، بلکه از روی آگاهی. مرزبان، نگهبان حرمت‌هاست و دیده‌بان، ناظری است که از بلندای تجربه، راه را می‌بیند و هدایت می‌کند. راهنما، فانوسی است در شب‌های پرابهام رهجو. اما در میان همه این واژه‌ها، «رهجو» معنای دیگری دارد. رهجو یعنی جوینده، کسی که خودش می‌خواهد راه را پیدا کند، نه آن‌ که به اجبار آمده باشد. رهجو وارد کنگره می‌شود تا ببیند آیا اینجا خانه امن اوست یا نه. سه جلسه میهمان است، آزاد، بی‌تعهد، با حق انتخاب. بعد از آن، با حس و اعتماد، راهنما را انتخاب می‌کند، چون درمان بدون اعتماد، فقط یک ادعاست.

رهجو یاد می‌گیرد که قوانین، محدودیت نیستند؛ بلكه ستون‌های امنیت و اقتدار مي باشند. می‌فهمد که نمی‌شود هم ‌زمان در چند مسیر قدم زد و انتظار رسیدن داشت. کنگره ۶۰، ترک نیست؛ بلكه درمان است. درمانی که ایمان، صبر و عمل می‌خواهد. داروی OT، بدون باور، اثری ندارد. در اینجا، مدرک، پول، جایگاه اجتماعی بي ارزش است. ادب، انضباط و درست سفر كردن حرف اول را مي زند. رهجو می‌آموزد که عجله نکند، توقع نداشته باشد و بداند کنگره هدف نیست، وسیله‌ای است برای رسیدن به رهایی. می‌فهمد که تغییر جهان‌بینی، سخت‌ترین بخش مسیر است. بخشی که فقط با مطالعه، گوش‌دادن و عمل‌کردن شکل می‌گیرد. حرمت کنگره، خط قرمز دل رهجو می‌شود. نه غیبت، نه تجسس، نه رابطه‌های خارج از چارچوب، چون این مسیر، ظریف‌تر و عمیق‌تر از آن است که با بی‌توجهی طی شود. احترام به مرزبان‌ها، آرامش می‌آورد و نظم، نشانه رشد انسان است. با حضور به‌موقع به خودمان و ديگران احترام مي گذاريم. خدمت، نقطه عطف مسیر است. خدمتی که حال دل را خوب می‌کند، انسان را از خودمحوری بیرون می‌آورد و به نور نزدیک‌تر می‌کند. رهجو یاد می‌گیرد که از کنگره چیزی جز درمان نخواهد. اینجا نه خیریه است و نه پناهی برای خواسته‌های مادی، بلکه مدرسه انسان‌سازی و تغيير مي باشد. همان‌گونه که يك مصرف كننده روزی برای تهیه مواد هزینه مي كرد، امروز هم مسئول پرداخت هزینه درمان خویش است و در نهایت، رهجو می‌فهمد که کنگره با عشق و مشارکت اعضایش، زنده است. سبدها، فقط کمک مالی نیستند؛ بلكه نشانه قدردانی‌ و سپاسگزاري مي باشند. نشانه این ‌که من رهایی‌ام را دیده‌ام و حالا می‌خواهم سهمی هرچند کوچک، در ادامه این نور داشته باشم. این مسیر، مسیر انسان شدن است و رهجو، کسی است که شجاعت آغاز آن را دارد.


منبع: سي دي وظايف رهجو
نویسنده: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبري: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ويرايش: همسفر فرزانه رهجوي راهنما همسفر فاطمه (لژيون دوم) دبير سايت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سايت
همسفران نمايندگي پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .