همسفر فاطمه (ج) و همسفر فاطمه (م) رهجویان راهنما همسفر مهشید (لژیون یکم) نمایندگی بنیان مشهد در دلنوشتههای خود نوشتند:
همسفر فاطمه (ج):
جلسه اول ورودم به کنگره۶٠، حال خوشی نداشتم و فقط گریه میکردم. جلسه دوم دیدم بسیاری از همسفران و مسافران دفترهای ۲۰۰ برگ همراه دارند و درباره نوشتن سیدیها با یکدیگر صحبت میکنند. برای من سؤال بود که این نوشتهها چیست و چرا همه دفتر و خودکار به دست گرفتهاند. پس از پایان دعا در جلسه عمومی، مشاهده کردم اعضاء به چند گروه تقسیم میشوند و کنار هم مینشینند. در ابتدا برایم روشن نبود که این گروهها چه هستند و چرا من هنوز اجازه حضور در جمع آنها را ندارم، با توضیحات راهنمای تازهواردین متوجه شدم که پس از گذشت مدتی میتوانم لژیون و راهنمای خود را انتخاب کنم.
پس از انتخاب لژیون و راهنما، سفر آموزشی من آغاز شد. راهنمای خوبم همسفر مهشید چهل سیدی را به من معرفی کردند و تأکید داشتند که باید آنها را کلمهبهکلمه بنویسم، با شروع نوشتن، متوجه شدم که چند حس بهطور همزمان همانند: شنوایی، بینایی، لامسه، حافظه و درک مطلب فعال میشوند. این هماهنگی بین حواس باعث میشود آموزشها بهتر در ذهن تثبیت شود و از افکار منفی و ضد ارزشی فاصله بگیرم.
نوشتن سیدیها به من انرژی میدهد و کمک میکند، افکارم را در مسیر صحیح و برای رسیدن به اهدافم متمرکز کنم، البته یکی از فواید مهم این کار برای من، تقویت حافظه در هنگام یادگیری بوده است. جالبتر اینکه بسیاری از صفات گذشته با کاربردی کردن آموزشها تغییر میکند.
همسفر فاطمه (م):
برای من معجزهای به وقوع پیوسته است. اکنون زندگیام در زمان حال جریان دارد و احساس میکنم، امروز آغاز دوبارهای برای من است. من آگاهانه انتخاب کردهام که با پای برهنه به رودخانه قدم بگذارم؛ زیرا باور دارم این قدم زدن در مسیر انسان شدن نقش مهمی دارد، به رودخانه پا نهادهام تا به مرداب تبدیل نشوم؛ زیرا میدانم مرداب هرگز به دریا نمیرسد.
اکنون خود را جزئی از رودخانهای جاری میدانم. در مسیر، سنگلاخها و صخرهها بر تنم فشار میآورند؛ اما من با شوق و اشتیاق در حرکت هستم تا عظمت و زیبایی آفرینش را با تمام وجود درک کنم. میدانم اگر این سنگلاخها نبودند، صدای آب نیز چنین دلنشین و زیبا به گوش نمیرسید. احساس میکنم از زندان تنگ تن رها شدهام و اکنون زمان آن فرا رسیده است که به مرحله عمل برسم، یعنی تغییر صفاتی که سالها بر دوشم سنگینی میکردند. من قادر هستم؛ زیرا مانند رودخانهای جریان دارم؛ باید تلاش کنم با تغییر حس خود، پیامهای منفی را نپذیرم و اجازه ندهم در درونم نفوذ کنند.
من آرامآرام در حال دگرگونی هستم. در مسیر آموزش، برای رسیدن به دریایی بیکران و عمیق در کنگره۶٠ حضور دارم، راه خود را یافتهام و میدانم باید در این مسیر، آگاهیام را افزایش دهم و از سختیهای راه نهراسم. میدانم مسیر دشوار است؛ اما شدنی است، با عبور از سختیها، بهاء آن را پرداخت خواهم کرد و تمرین میکنم صفات منفی گذشته را بهتدریج رها کنم تا شیطان نتواند بر من مسلط شود، با گذشت زمان و استمرار در حرکت، گذشته را پاک میکنم و به آرامش درونی میرسم و در آینده آنچه را که در این مسیر روشن و سرشار از آگاهی آموختهام، به دیگران انتقال خواهم داد؛ زیرا من نه تنها گیرنده نور و روشنایی هستم، بلکه انتقالدهنده آن نیز هستم.
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهشید (لژیون یکم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
35