عنوان وادی دهم بر این حقیقت تأکید دارد که صفت، ویژگی یا خاصیت هر چیز است؛ مانند آب دریا که همیشه شور بوده و شوری صفت دریا است. شب همیشه سیاه بوده و سیاهی صفت شب محسوب میشود. در بسیاری از موجودات این صفات ثابت و تغییرناپذیر هستند؛ اما انسان متفاوت است. انسان میتواند هر ویژگی و خصوصیتی را در هر شرایطی تغییر دهد.
انسان میتواند لاغر یا چاق شود، باسواد یا بیسواد باشد و هر یک از این صفات را دگرگون سازد. این وادی مانند شمشیری برنده است، هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت، هم صعود است و هم سقوط، هم مرگ و هم زندگی است. میتواند زنده را از درون مرده و هم مرده را از درون زنده بیرون آورد. هیچ انسانی مجبور نیست یک صفت ناپسند را تا ابد و به صورت جاودانه در خود نگه دارد.
راه نجات همیشه وجود دارد. صفات ناپسند ما میتوانند به صفات نیک تبدیل شوند و صفات نیک نیز ممکن است در صورت غفلت به صفات ناپسند تبدیل شوند؛ زیرا انسان جاری است و همهچیز در هستی در حال حرکت است. اولین قدم در مسیر تزکیه، تفکر است. تفکر سالم، ایمان سالم را به همراه میآورد و ایمان، تجلی نور خداوند در انسان است.
عمل سالم در ادامه داشتن ایمان سالم پدیدار میشود و از عمل سالم، حس سالم آشکار میگردد. از حس سالم، عقل سالم و از عقل سالم، عشق سالم ظهور میکند. در اینجا صفت گذشته تغییر میکند. هر انسان در هر نقطه و با هر صفتی که همراه دارد توانایی تغییر آن را دارد. من ترسیمکننده زندگی خود هستم و دیگران نقشی در آن ندارند.
راه کج را خود انتخاب میکنم و سرنوشت خود را تغییر میدهم. دیگران مقصر نیستند و اگر در مسیر درست حرکت کنم خداوند نیز من را یاری خواهد کرد. کسی که در صلح و آرامش نیست در جهل و جنگ است. هرچه انسان در جهل خویش بیشتر پافشاری کند، خود را بیشتر نابود میسازد. پس من قادر هستم صفات ناپسند خود را تغییر دهم تا به صلح و آرامش بیشتری برسم.
اگر وارد سفر ویلیاموایت نشده بودم و به مصرف قلیان ادامه میدادم شاید امروز مصرفکننده سیگار بودم. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که مشکل درونیام را پیدا کردم و توانستم صفت گذشته خود را تغییر بدهم. در سفر جهانبینی متوجه شدم که دلیل بیقراری من مصرف قلیان بوده است؛ اما آن زمان نمیپذیرفتم که مشکل از کجا است.
وادی دهم به من به عنوان همسفر یادآوری میکند که پایان هر نقطه میتواند سرآغاز خط دیگری باشد. به نقطه بالاتر که میرسی باید تلاش و کوشش وجود داشته باشد در غیر این صورت شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه میشود تا گوهر وجودی انسان را برباید. مسیر تکامل همان مسیر زندگی؛ یعنی تغییر، تبدیل و در نهایت ترخیص است.
شادی، عشق، بهدستآوردن، از دستدادن و در نهایت جمع اضداد معنا پیدا میکند؛ زیرا تا نفرت را نفهمی عشق را درک نخواهی کرد تا غم را تجربه نکنی معنای شادی را نخواهی فهمید. غم بخشی از حیات است و ما به واسطه آن شادی را میشناسیم. در این وادی در مییابیم که میتوانیم تغییر کنیم. زمانی که به درمان فکر کردم و وارد لژیون ویلیاموایت شدم، درمان خود را به روش DST و با آموزشهای راهنمای خود آغاز کردم.
من از همان زمان ذرهذره تغییرات را در خود احساس کردم و مورد لطف خداوند قرار گرفتم. زمانی که تغییر کردم، کمکم تغییرات مسافر خود را نیز مشاهده کردم. زندگیام، رفتار من، تلاش و کوشش من تغییر کرد و جهانبینیام دگرگون شد. خوشحال هستم که در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ حضور دارم و در مسیر آموزش و آموختن قدم برمیدارم.
امیدوارم بتوانم جایگاهی را که به آن میرسم حفظ کنم و نگهبان آن باشم. روش DST در ابتدا برای من تنها یک نام بود؛ اما بهتدریج به پلی میان خواستن و توانستن تبدیل شد. مشاهده کردم که چگونه با تنظیم پلهها و رعایت زمان مسافر از وابستگی عبور میکند و به تعادل نزدیک میشود. فهمیدم که درمان فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه بازسازی جسم، روان و جهانبینی است.
نویسنده: مسافر نیکوتین مریم رهجوی راهنمای ویلیاموایت همسفر سعیده (نمایندگی شفا مشهد)
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر سعیده (نمایندگی شفا مشهد)
ارسال: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
136