سلام و عرض ادب خدمت شما؛ خیلی ممنون آقا محمدصادق که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. لطفاً خودتان رو بهرسم کنگره معرفی بفرمایید.
سلام دوستان محمدصادق هستم یک مسافر؛ با دوازده سال تخریب وارد کنگره شدم با انواع مواد، آخرین آنتی ایکس مصرفیام تریاک بود؛ سفرم به روش DST و با داروی OT انجام شد به راهنمایی راهنمای عزیزم مسافر عباس از لژیون یکم نمایندگی بنیان مشهد، ورزش من در کنگره فوتبال است و به لطف خدا هشت سال و یک ماه و بیست روز از رهاییام میگذرد.
اخیراً در لژیون سردار از هر لژیون بهعنوان مهمان دعوت میشود تا مشارکت بیشتر شود، و این ماه لژیون شما بهعنوان مهمان حضور داشت. شما از خدمتگزاران فعال و خوشنام کنگره هستید. غیر از راهنما و آموزش، در موسیقی هم فعالیت دارید و از دور شاهد بودیم که همیشه در خدمت هستید؛ اما میخواهم بدانم به نظر شما کسی که خدمت دارد باید خدمت مالی هم داشته باشد یا نه؟ چون خیلیها این سؤال را دارند.
به نظر من خدمت مالی در کنگره ۶۰ در رأس تمام خدمتهاست. یعنی اگر کسی خدمت مالی نکند واقعاً واژهٔ «خدمتگزار» به او نمیچسبد. به نظرم این دو با هم معنا پیدا میکنند؛ چون خدمت مالی مهمترین رکن خدمت در کنگره است. الان با نزدیک به نه سال حضوری که در کنگره دارم چیزهایی دیدهام که اگر خدمتهای مالی و حضور افرادی که در لژیون سردار هستند نبود، مطمئناً امروز من و شما هم اینجا نبودیم. شاید حتی پرونده کنگره ۶۰ خیلی زودتر بسته میشد. اما درایت، تفکر و آیندهبینی آقای مهندس باعث شد که کنگره روزبهروز در تمام زمینهها مخصوصاً مالی، رشد کند و پیشرفت داشته باشد. به نظر من مسائل مالی و خدمت در لژیون سردار از تمام خدمتهای دیگر کنگره ۶۰ اولویت بالاتری دارد. حتی من که در جایگاه راهنما هستم طبق گفتهٔ خود آقای مهندس که فرمودند راهنماها در نوک پیکان هستند باز هم معتقدم کسی که هر سال خودش را برای خدمت مالی متعهد میکند جایگاهش از من بالاتر است. چرا؟ چون من راهنما هستم و کارم مشخص است؛ اما او که شاید حتی شال ندارد میآید باایمان و عشق خدمت مالی میکند باور کنید از نظر من جایگاهش بالاتر از راهنماست. این یک نکتهٔ خیلی مهم است. کسی که خدمت مالی میکند، حتی از منِ راهنما هم از نظر درونی در جایگاه بالاتری قرار دارد. من خودم حدود شش هفت ماه از سفرم میگذشت که عضو لژیون سردار شدم و هنوز هم در همان حال و درک هستم.
آقا محمدصادق به نظر من، کسی که کنگره را واقعاً فهمیده باشد نیامده فقط ترک کند؛ بلکه آمده درمان شود. وقتی کسی به این درک برسد خودش بهصورت طبیعی به سمت خدمت مالی میرود. یعنی یکی از نشانههای درک واقعی آموزشها این است که فرد به سمت لژیون ویلیام یا لژیون سردار حرکت کند. اگر نکند، معلوم است هنوز آموزشها در وجودش عملنکرده و این برای ادامه سفرش خطرناک است. نظر شما چیست؟
آقای مهندس همیشه میفرمایند: «صحبت از احیای انسانهاست». اگر تو بتوانی فقط یک انسان را احیا کنی؛ یعنی به همه انسانها خدمت کردهای. این جمله برای من خیلی عمیق است. افرادی که با خواستهٔ قوی وارد کنگره میشوند بهمرور میفهمند که برای ماندن باید بخشنده باشند. چون اگر فقط بگیری سیستم از تعادل خارج میشود. کنگره ۶۰ به من یاد داد که باید جریان انرژی برقرار باشد؛ یعنی هم بگیرم و هم بدهم. ما اینهمه آموزشها، مکان، راهنما و امکانات را میگیریم پس طبیعی است که باید جایی هم بازپرداخت کنیم. وقتی میبینی هر چیزی در کنگره بانظم و عشق جلو میرود ناخودآگاه دلت میخواهد سهمی در آن داشته باشی. مثلاً همین ساختمانی که الان در آن نشستهایم، از کمکهای سالهای قبل به وجود آمده است. شاید آن موقع افرادی که آن کمکها را کردند اصلاً نمیدانستند ما چه کسانی هستیم؛ اما با نیت پاکشان این فضا را برای ما ساختند. حالا نوبت ماست که برای آیندگان کاری کنیم.من همیشه به تازهواردها میگویم: اگر نمیتوانی فعلاً کمک مالی بکنی اشکالی ندارد. اما در دلت نیتش را داشته باش؛ چون همین نیت باعث میشود مسیرت باز شود. خدمت مالی الزاماً عدد بزرگ نمیخواهد؛ مهم نیت است. خیلی وقتها جمع کمکهای کوچک از چند پهلوانی که رقم بالا میدهند هم بیشتر میشود. من در این چند سالی که عضو لژیون سردار بودم دیدم کسانی که با رقمهای خیلی کم شروع کردند چطور بعد از مدتی مسیر زندگیشان باز شد و توانشان چندبرابر شد. این مسئله کاملاً تجربی است و هرکس قدم در این مسیر بگذارد درک میکند. یادم هست وقتی برای اولینبار مبلغی پرداخت کردم حس عجیبی داشتم؛ حس سبکی، آرامش و رضایتی که هیچوقت با هیچچیز دیگر تجربه نکرده بودم. انگار درونم چیزی آزاد شد. انگار خداوند گفت: حالا که بخشیدی، من هم راهت را باز میکنم. به همین خاطر است که میگویم خدمت مالی فقط پول دادن نیست، بلکه بخشش از جانودل است. انسان وقتی از دلش ببخشد، درهای زیادی به رویش باز میشود؛ هم از لحاظ مادی و هم معنوی. بارها این را در خودم و دیگران دیدم. کسی که در مسیر بخشش قرار میگیرد، آرامآرام خودش را پیدا میکند. من یاد گرفتهام که لژیون سردار فقط مربوط به پول نیست؛ مربوط به ایمان، باور، و رشد درونی است. کسی که میخواهد در کنگره رشد کند، باید حتماً وارد خدمت مالی شود. چون خدمت مالی باعث میشود از خودت و منیتت عبور کنی. گاهی خداوند برای آزمایش ما، همان چیزی را میگیرد که بیشتر به آن وابستهای. وقتی تو داوطلبانه از مالت میگذری، یعنی داری به خدا نشان میدهی که از وابستگی عبور کردی. و این دقیقاً همان چیزی است که کنگره به ما یاد میدهد: عبور از منیت، عبور از ترس، عبور از ناامیدی. من همیشه به رهجوهایم میگویم: خدمت مالی را بهعنوان یک وظیفه نبینید، بلکه بهعنوان یک نعمت ببینید. خیلیها هستند که دلشان میخواهد کمک کنند، اما شرایطش را ندارند. پس اگر خداوند به تو این توانایی را داده که بخشی از مالت را در راه احیای انسانها صرف کنی؛ یعنی انتخابت کرده و این انتخاب خیلی ارزشمند است. انگار خداوند میخواهد بگوید: «تا زمانی که تو در مسیر احیا و خدمت هستی، من پشتیبانت هست» بخشش یعنی اعتماد. یعنی ایمان به اینکه هستی در حال حمایت از توست. و خدمت مالی در کنگره، تمرینی است برای همین ایمان. اگر بخواهم حرف آخرم را بزنم، میگویم: هر کس کنگره را واقعاً درک کند، دیریازود به خدمت مالی میرسد. چون وقتی انسان رها میشود، میفهمد این رهایی فقط بهخاطر خودش نبوده، بلکه باید ادامهاش دهد تا نفر بعدی هم نجات پیدا کند. کسی که از تاریکی بیرون مده، وظیفه دارد چراغی روشن کند تا دیگری هم راه را ببیند و چه خدمتی بالاتر از اینکه بدانی پولت، وقتت یا انرژیات، صرف نجات انسانها میشود؟ ما در کنگره یاد گرفتیم که نجات فقط ترک مواد نیست؛ نجات یعنی بازگشت به انسانیت و خدمت مالی دقیقاً در همین مسیر است؛ مسیر بازگشت به عشق و انسانیت.
خاطرم هست یکبار در جلسه گفتید: بیرون از کنگره کسی که میخواهد ۵۰۰ میلیون تومان کمک کند کلی فکر میکند؛ اما اینجا بعضیها بهراحتی میلیاردی خدمت میکنند؛ چون باور دارند؟ منظورتان چه باوری است؟
واقعاً باور ما نسبت به کنگره برای کسانی که بیرون از اینجا هستند غیرقابلدرک است. من خودم سال ۹۴ یکبار آمدم کنگره و گفتند جا نداریم. خیلی ناراحت شدم؛ چون آن موقع در اوج فعالیتهای هنری بودم، در صداوسیما میخواندم و خودم را کسی میدانستم. اما سال ۹۵ دوباره برگشتم و مرزبان مقابل درب به من گفت: هر کسی هستی، هرچه هستی، بگذار پشت درب . وقتی دوباره بیرون رفتی، هر چه خواستی بردار و برو، ولی اینجا فقط یک انسان باش. آن جمله مسیر زندگی من را عوض کرد. یک خاطره هم از لژیون سردار تهران دارم: شخصی با همسفرش آمده بود تا پهلوان شود. اصرار میکرد، گریه میکرد، اما آقای مهندس نپذیرفتن. میگفتند: «تو باید فرمانبرداری یاد بگیری. الان وقتش نیست.» همه ما آن صحنه را دیدیم و درک کردیم که لژیون سردار فقط پول دادن نیست، بلکه فرمانپذیری و عشق است. اما اگر همین صحنه را به کسی بیرون از کنگره بگویی میگوید: «مگر دیوانهاید؟ یکی میخواهد پول بدهد، شما قبول نمیکنید؟» چون هنوز نفهمیده کنگره یعنی چه. برای گلریزان امسال ۱۴۰۴، پیشنهادم به سفر اولیها و سفر دومیها این است که نگاهشان را درست کنند. آقای ریختهگر از قدیمیهای مشهد، جملهای دارد که همیشه در ذهنم مانده: «آدم عاقل وقتی کنار اقیانوس میرسد با لیوان یا بشکه آب برنمیدارد. بلکه با بیل شروع به حفر مسیر میکند تا آب اقیانوس وارد زندگیاش شود».این دقیقاً مفهوم لژیون سردار است. هرچه تلاش و ایمان بیشتر، جریان لطف و برکت بیشتری وارد زندگی میشود. آقای مهندس همیشه میفرمایند: «تو صاحب هیچچیز در این دنیا نیستی، حتی یکدانه ارزن. فقط میتوانی با نیت خیر چیزی را از این دنیا به آن دنیا بفرستی». لژیون سردار دقیقاً همان تجارت معنوی است؛ سرمایهگذاری برای جاودانگی.
جشن گلریزان ۱۴۰۴ نزدیک است، امسال هم برنامه اجرای موسیقی زنده دارید؟
انشاءالله اگر امسال آقای مهندس اجازه بدهند برنامه موسیقی هم اجرا میکنم. پارسال اجازه ندادند؛ چون شرایط خاصی بود؛ ولی اگر امسال شد حتماً با ساز خودم میخوانم. چون جشن گلریزان برای ما فقط جمعآوری کمک نیست، جشن زندگی است. خیلیها بیرون فکر میکنند دیوانهایم که برای پول دادن جشن میگیریم! ولی واقعاً کسی که درک کرده باشد میداند این جشن یعنی حرکت از تاریکی به روشنایی. خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید، و انشاءالله امسال جشن گلریزان باشکوهتری داشته باشیم.
مرزبان خبری: مسافر وحید
اجرا، تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر نوید
- تعداد بازدید از این مطلب :
109