مثلث دانایی زمانی به عمل نمیرسد که بعضی از اضلاعش نسبت به اضلاع دیگر بزرگ و کوچک میشود. مثلاً، ضلع آموزش ما بزرگ باشد، به کنگره میآییم و در کارگاههای آموزشی شرکت میکنیم، سیدی گوش میدهیم، جزوهها و نوشتارهای کنگره را میخوانیم؛ اما زیاد تفکر نکنیم و ضلع تفکر و تجربه ما نسبت به آموزشمان کوچکتر باشد، تا زمانی که سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه به یک اندازه نباشد نمیتوانیم آن را به دانایی موثر تبدیل کنیم.
ما باید سعی کنیم با آموزشهایی که میگیریم و با دانایی که کسب میکنیم بتوانیم همه انسانها را دوست داشته باشیم و از کسی کینه و تنفر نداشته باشیم. حتی اگر نسبت به کسی حس بدی داریم سعی کنیم نسبت به آن بی تفاوت باشیم و فاصلهمان را با آن زیاد کنیم، نه اینکه کینه و تنفر به او پیدا کنیم. کسی که دانا باشد دشمنانش را به دوست و فرد نادان دوستانش را به دشمن تبدیل میکند.
افراد دانا از طبیعت و اشخاص اطرافشان چیزهای زیادی یاد میگیرند. مثلا: ما میتوانیم از بچه ها بیکینه بودن را یاد بگیریم. محبت بیکران را میتوان از طبیعت و از خورشید یاد بگیریم. خورشید همیشه به ما نور و روشنایی میدهد و امکان دارد کسی بگوید چقدر خورشید گرمایش زیاد است و از خورشید خوشش نیاید و شخص دیگر از نور خورشید لذت ببرد و از آن استفاده کند ولی خورشید نورش را به یک اندازه به همه میدهد و به اینکه چه کسی چه میگوید یا چه کسی خوب و چه شخصی بد است کاری ندارد.
در مورد درختان زمانی که ما شاخ و برگ درختان را قطع میکنیم سال آینده درختان شاخ و برگ بیشتری میدهند و پر بارتر میشوند. انسانها هم، زمانی که با مشکلات روبرو میشوند اگر فرد نادانی باشد امکان دارد شکایت کند که چرا این مشکلات باید برای من باشد ولی فرد دانا هیچگاه شکایت نکرده و آنها را میپذیرد و میگوید این مشکلات آمده تا مرا بسازد و قوی کند.
مراتب دانایی: علمالیقین، عینالیقین، حقالیقین
علمالیقین: یعنی دانایی که همه دارند، در حد اطلاعاتی که همه میدانند. مثلا، همه میدانیم شخصی که مرده است نمیتواند حرکت کند و هیچ کاری نمیکند ولی همه از آن میترسیم یا ضدارزشها را میتوان مثال زد که همه میدانند که غیبت و دروغ گفتن کار بدی است ولی باز انجام میدهند.
عینالیقین: شخصی که به میزان دانایی که دارد در حد عینالیقین بالاتر است. مثلا: مردهشورها میدانند که مرده تکان نمیخورد و ترس ندارد و از آن نمیترسد و امکان دارد حتی خانهاش کنار غسالخانه باشد.
حق الیقین: مرحله آخر است به معنای حقیقت. مثلا:خود شخصی که مرده است خود آن شخصی که مرده بهتر از هر کسی میداند که دیگر راه برگشتی ندارد و همه چیز تمام شده .
در مورد اعتیاد میتوانیم بگوییم، علمالیقین مانند همان مسئله اعتیاد است که همه میدانند که اعتیاد چیز بدی است. عینالیقین، خانواده فرد معتاد است که بیشتر از دیگران افراد معتاد و مسئله اعتیاد را درک میکنند و حقالیقین خود فرد معتاد است که بیشتر از هر شخصی میداند که کار از کار گذشته و هیچ امیدی ندارد.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام دبیر سایت
همسفران نمایندگی یوسُف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
196