شاید جالب باشد برای دوستان موضوعی که است مربوط به آب و هوا، من یادم است سالها پیش خیلی بارندگی و برف زیاد بود؛ ولی الان این قضیه کم شده که بچهها، برف میبارد سریع در وایبر و جاهای دیگر عکس میفرستند که اینجا برف آمد است در صورتی که چند سال پیش نیم متر، ۴۰ سانت حتی؛ خیلی سال پیش ۷۰ سانت، ۸۰ سانت تهران و خیلی از شهرها برف میآمد؛ اما الان آرزو به دل ماندیم که مثلاً برف بیاید و همه منتظرش هستند، واقعاً این چیز خوبی نیست، یعنی اتفاق بدی است که افتاد است. در سیدی زمین که راجعبه آن صحبت شده است؛ چون این اعتقاد در کنگره۶۰ وجود دارد که جسم ما دقیقاً مثل کره زمین است. دور زمین یک هالهای وجود دارد که به آن میگویند: لایه ازون و اتمسفر با لایههای مختلفش که چند لایه است یک لایه نیست، دور انسان هم دقیقاً همین لایه انرژی وجود دارد که انسان را حفاظت کند.
اتفاقاتی که افتاده من راجعبه اینها صحبت میکنم و ببینید که چه ربطی به جهانبینی دارد. موقعی که در کره زمین شروع کردند به استفاده زیاد از منابع ذخیره شده انرژی، یعنی نفت و زغال سنگ و گاز اینها شروع کردند به استفاده کردن و مقادیر زیادی گاز تولید کردند که این گازها همینطور رها شد، درختان را بریدند و خیلی کارها انجام شد. در چند سال پیش از حدود ۱۰۰، ۲۵۰ سال پیش تا الان و بعد اینها رفتن در لایههای جو برای خودشان پراکنده شدند. کاری که انجام دادند به آن میگویند: گازهای گلخانهای، اتفاقی که افتاد یک بخشی از این مواد سمی یکسری لایههای اطراف جو زمین را پاره کردند و شکافی ایجاد کرد و به آنها اجازه میدهند که امواج خورشید یا نور که باید خیلی از آنها فیلتر و گرفته شود و یک مقداری از آن به کره زمین برسد و وارد کره زمین شود که برای ما و برای حیات مضر است.
اما امواج مخرب باعث تصفیه میشود بقیه گازها چکار کردند؟ آمدند در لایههای زمین پخش شدند، وقتی نور به زمین میخورد مقدار زیادش منعکس میشود و یک مقداری جذب میشود، یک مقداری برمیگردد و بیرون میرود. آنها آمدند چه کاری کردند؟ یک لایه ایجاد کردند مثل، عایق که وقتی نور میتوانست بیاید داخل؛ ولی موقعی که میخواست برود بیرون، بیرون نمیرفت دوباره بر میگرداندند به سمت زمین و این برگشتن نور به زمین دوباره به زمین برخورد میکرد و آن موج دوباره به گرما تبدیل میشد و حرارت بوجود میآورد، پس در واقع این گازهایی که تولید شده دو تا کار انجام دادند، یکی که آن حفاظ را در قسمتهایی که امواج مضر وارد شد پاره کردند.
دسته دوم لایهای ایجاد کردند که اجازه ندادند نوری که باید بر میگشت برگردد و حرارت ایجاد کرد. این شبیه اتفاقی است که در زمان مصرف میافتد، یعنی ما موقعی که شروع میکنیم به مصرف مواد مثلاً در کتاب۶۰ درجه میگویند: فکر میکنیم که مواد انرژی به ما میدهد؛ ولی انرژی به ما نمیدهد مواد انرژی خودمان را میکشد بیرون، یعنی آن ذخیرههای انرژی که در بدنمان از آن چاههای نفت، آن چاههای گاز، آن زغال سنگ، آنهایی که در وجود ما است باید در زمان کمی و زمان طولانی و به مقدار لازم مصرف شود، میآورد بیرون و شروع میکند به مصرف کردن و انرژی زیادی بوجود میآورد. وقتی مواد مصرف میکنیم آن زغال سنگهای درونمان میآید بیرون، آن نفت میآید بیرون و شروع میکند به سوختن و استفاده خیلی زیاد که در بدن یک وضعیتی وجود دارد که میگویند: هاله دور بدنش، سوراخ میشود.
در سیدی کابوس که میگویند: موقعی که لایه دور بدن سوراخ شود آدم خوابها و کابوسهایی میبیند. یکسری موجوداتی وجود دارند در هستی؛ ولی غیر قابل رؤیت نیستند که اجازه پیدا میکنند وارد کالبد ما شوند. این هم دقیقاً همان اتفاقی است که در سفر ما میافتد. پس اگر این طوری نگاه کنیم میبینیم که تشابه کاملی بین کره زمین وضعیت کره زمین است. الان یک شخصی که مصرفکننده است و خودمان که تجربه این تخریب داشتیم کاملاً وجود دارد. خیلی جالب است، مثلاً شما میدیدید که در قدیم وقتی که زمستان یا پاییز میشد دیگر آن پاییز بود، یعنی وقتی امروز هوا یواشیواش شروع میکرد سرد شدن زمستان دیگر به اوج خودش نمیرسید و یواشیواش آخر زمستان گرم میشود و بعد بهار میآمد، یعنی پاییز که شروع میشود دیگر تا بهار هوا گرم نداشتیم.
نوسانات دما وجود نداشت؛ اما الان شما بروید نمودار هواشناسی را که مطالعه کنید میبینید که پارسال مخصوصاً بعضی سالها خیلی خودش را نشان میدهد. مثلاً زمستان شده است، پاییز شده است یا مثلاً آبان ماه دمای هوا چقدر است؟ یک مرتبه ۵ درجه بالا صفر میشود، ۳ روز بعد دمای هوا میشود ۲۰ درجه، هفته بعد میشود ۲۵ درجه و درختها میخواهند شکوفه بزنند؛ ولی دوباره یک هفته بعد میرود زیر صفر، یعنی همینطور نوسانات زیاد وجود دارد یعنی شما یک روز میآیید بیرون با کاپشن و از سرما میلرزید فردای آن روز با یک آستین کوتاه میآیید بیرون گرمتان میشود. شده در زمستان شما کولر روشن کنید، من مجبور شدم این کار را انجام بدهم.
اگر نگاه کنیم این حالت دقیقاً شبیه شخص مصرفکننده است موقعی که مواد مصرف میکند نشئه است و همه چیز خوب است، خوش اخلاق، مهربان، همه چیزش متعادل و چند ساعت بعد که موادش کم میشود یکمرتبه شروع میکند از خودش علائم نشان دادن داغ میکند، بهم میریزد، این وضعیت هم دقیقاً در کره زمین دارد بوجود میآید در نوسانات هوا یک جایی که نباید برف بیاید ۳ متر برف میآید، یک جا دیگر همیشه برف میآید، بارانم نمیآید این تغییرات را شما میبینید. این کاری بوده که در واقع ما انجام دادیم حالا در مصرف مواد ما آمدیم با استفاده از موادمخدر در شهر وجودی خودمان ذخایر انرژی را آزاد و استفاده کردیم و این ذخایر انرژی یکسری گازهای گلخانهای را بوجود آوردند و یکسری هاله اطراف بدن ما پاره را کردند که آن مواد شبهافیونی است و مواد افیونی آمدن جایگزین شدند و آن کار را انجام دادند.
حالا ما میخواهیم این را درست کنیم کاری که میشود انجام داد یعنی؛ چون ما داریم این را یاد میگیریم که جسم خودمان را آباد و درست کنیم. آیا این دیدگاه، این تفکر را لازم داریم که در جایی که داریم زندگی میکنیم نسبت به آن احساس داشته باشیم، یعنی آیا برای ما باید مهم باشد که چه اتفاقی برای سیاره که در آن زندگی میکنیم میافتد؟ آیا باید برایمان مهم باشد و یا نباید باشد؟ اگر مهم است برای چه مهم است و ما چه کاری میتوانیم برای این قضیه انجام بدهیم؟ وادی دوازدهم ما میرویم درخت میکاریم، پس این نابسامانیها و بیتعادلیها در واقع میشود گفت که در اثر تخریب بوده که ما در کره زمین ایجاد کردیم و در واقع آمدهایم یکسری موادی را جایگزین کردیم با یک مواد دیگر و انرژی که میتوانستیم از باد، خورشید، آب و یا حتی از خود زمین انرژی به دست بیاریم.
آمدهایم آن انرژی را از نفت، زغال سنگ، گاز و استفاده کردیم در صورتی که نفت و زغال سنگ و این مواد کاربرد اصلیشان در تولید مواد آلی هستند، یعنی شما نفت را ببرید تجزیه کنید از آن یکسری مواد آلی بدست بیاورید که در صنعت بتوانیم از آن استفاده کنیم. برای زغال سنگ هم همینطور که گفته شده بود استفاده کردن از اینها برای سوختن اسکناس برای گرم شدن است پس ما یک جای کار را اشتباه رفتیم، یعنی در کره زمین کلاً اشتباه کردیم، اگر اشتباه نکردیم که وضعیتمان الان اینطوری نمیشد که الان تمام دنیا جلسه میگذارند و صحبت میکنند که بیایند این مشکل را حل کنند، پس تخریب را ما بوجود آوردیم پس این راهش نیست و اسمش را رشد اقتصادی گذاشتند، رشد اقتصادی که در اثر نشئگی بوجود آمده است.
این رشد اقتصادی که در زمین بوجود میآید یک بخشی ناشی از علم و تکنولوژی است، یعنی یک بخشش ناشی از نشئگی است، یعنی ما مواد مصرف کردهایم و امتحان آخر ترم را دادیم و قبول شدهایم، مواد مصرف کردیم دانشگاه قبول شدیم، این اتفاقی بوده که برای ما افتاده است حالا من میگویم راجعبه کاری که میشود انجام داد یا نقطه تفکری که میشود بوجود آورد، این است که در کره زمین یکسری فرایندها یکدیگر را تکمیل میکنند، یعنی موقعی که سطح زمین پر از یخ و برف است این یخها و برفها نوری که خورشید به زمین میتابد را منعکس میکنند؛ بنابراین وقتی یخ و برفها شروع میکنند به آب شدند، یخ که آب میشود و تبدیل به خاک میشود و آن زمینهایی که قبلاً نور منعکس میکردند الان نور جذب میکنند پس یک حرارت خیلی زیادی بوجود میآورند.
اتفاقی که بر آن لایه گلخانهای که افتاده است و آب شدن یخ هم به آن کمک میکند. زمینهایی که وجود دارد به بیابان تبدیل میشوند اگر این زمینها خاک باشند بیشتر انرژی خورشید را جذب میکنند؛ اما اگر این زمینها تبدیل شوند به زمینی که پوشش گیاهی دارد یک بخشی از انرژی خورشید را جذب میکنند و فتوسنتز انجام میدهند و مواد خوراکی و آلی تولید میکنند و یک مقداری از نور خورشید را منعکس میکنند پس در واقع راهی که وجود دارد، این است که زمینهای زیادی که تبدیل به بیابان و خاک شده است را ما بیاییم و تبدیلشان بکنیم به ماده سبز. آمریکاییها یک دستگاهی ساختند به اسم هارپ که این دستگاه یکسری امواج رادیویی میفرستد به لایه میانی جو و بعد آن را منعکس میکند.
مثلاً میگویند: در فلان عمق زمین چه مادهای وجود دارد؟ چه چیزی وجود دارد؟ طبق این آزمایشهایی که انجام دادند فهمیدن اتفاقات جالبی افتاد است و این دستگاه فرکانسهایی تولید میکند که به آن فرکانسهای پایین میگویند. امواج مغزی انسان مثل جنس امواج الکترومغناطیس و فرکانسش بین صفر تا ۲۰ هرتز است. این دستگاه فرکانسی بوجود میآورد که بین صفر تا ۲۰ هرتز و بیشتر است و نهایتاً ۴۰ هرتز است، یعنی انسان بین صفر تا ۴۰ هرتز امواج مغزی دارد. وقتی که انسان خیلی عصبانی میشود امواج مغزی حدود ۴۰ هرتز میشود؛ یعنی آدمی که به حالت صرع میرسد یا جنون شیشه به آن دست میدهد امواجش حدود ۴۰ هرتز میشود که هر کسی را میتواند بکشد.
وقتی که میخواهد به خواب بروند امواجشان زیر ۱۰ میآید اینها آمدن آزمایش انجام دادند با فرکانسهای مختلف، مثلاً فرکانسی انجام دادند و باعث شد که بارندگی شود و فرکانس را تغییر دادند و دیدند باعث طوفان شد و حالا وقتی منعکس میشود و برمیگشت در نقطهای تغییرات جوی بوجود میآمد. جالب اینجاست فرکانس طبیعت، یعنی فرکانسی که در طبیعت دارد کار میکند، یعنی فرکانس طوفان، بارندگی، برف، بادهای ملایم، که بین حدود صفر تا ۴۰ هرتز است و این فرکانس با فرکانس مغزی انسان یکی است که ارتباط مستقیمی بین امواج مغزی انسان، ذهن انسان با امواج طبیعت وجود دارد. خداوند در کلامالله این را میفرمایند: که ما بادها را پیشاپیش به نشان رحمت خود میفرستیم و جای دیگر وقتی که شما ناامید میشوید باران را برای شما میفرستیم.
اگر چیزی بخواهید اتفاق میافتد و کاملاً باید این طوری باشد، یعنی شما نگاه بکنید در طبیعت آدمهای مناطق مختلف خلقوخوهای مختلفی دارند یکی از علتهایی که ایرانیها، انسانهای هستند که استعداد دارند، بخاطر این نیست که نژاد خاصی دارند این که تنوع آب و هوایی دارند، یعنی مناطق گرمسیر، سردسیر دارد، یعنی امواج با فرکانسهای مختلف وجود دارد. انسانها با خلقوخوهای مختلف با استعداد مختلف بوجود میآید. سرزمینی که مردمانش استعدادهای متنوعی داشته باشند شما هر چه بخواهید در آن پیدا میشود؛ چون تنوع حس وجود دارد یعنی وقتی که امواج طبیعت میخواهند به یک نقطهای بروند و در آنجا کاری انجام بدهند، مثلاً بارندگی شود یا برف بیاید تحت تأثیر فرکانس امواج مغزی آدمهایی که در آن منطقه حضور دارند به قرار میگیرد.
اگر افکار مردم یک منطقه منفی، ناسپاسی، بد خلقی، کج خلقی، بدبینی و نفرت باشد آنها امواج فرکانس بالا تولید میکنند و با آن مناطق خشکسالی و طوفان جذب میکند؛ بنابراین آن مناطق تبدیل به مناطق خشک. اگر فرکانس افکار مردم آن منطقه مجموعاً در دو دسته آرامش باشد، حس خوب، خوشبینی و محبت باشد امواج طبیعت از آن جنس به خودشان جذب میکند، پس شما ببینید وقتی مردمان یک منطقه خلقوخویشان تغییر کند، وضعیت آب و هوایی و منطقه تغییر میکند پس حساب بکنیم که در طبیعت هر چیزی اتفاقی باشد، یعنی شما مثلاً حساب کنید که در یک منطقهای همینطوری شانسی ابرها و باران میآید. با بچهها داشتیم میرفتیم تولد آقای جلالی، آسمان ابری بود هواشناسی هم گفته بود برف، میآید بعد یکمرتبه دیدیم هوا صاف شد که یکی از بچهها گفت: که زمستان زورش نمیرسد.
جالب اینجا است، که من رفتم سایت هواشناسی بررسی کردم دیدم که ابرها آمدند و رسیداند به تهران از یکدیگر پاره شدند، یعنی ابرهایی که باید در مسیر خودشان بارندگی انجام میدادند وقتی رسیدند به منطقه از هم جدا شدند شما میبینید ۱۰ کیلومتر ۲۰ کیلومتر آن طرفتر دهاتی ۵۰ سانت برف آمده ۲۰ کیلومتری این طرفتر هیچی نیست، پس این اتفاقی نمیتواند باشد. یعنی میخواهم بگوییم یک ربطی بین افکار و اندیشههای ما وجود دارد، حالا حساب کنید شرایط کره زمین افت کرده است، یعنی دمای زمین رفته بالا و میزان خشکسالی بیشتر شده است؛ ولی به این قضیه اعتقاد دارم که آن مقداری هم که مانده اگر ۸۰ درصد مانده، ۲۰ درصد افت پیدا کرده و آن خیر، برکت و بارش هم میرود به آن سرزمینها که مردمانش به خداوند و قوانین الهی بیشتر عمل و خوب عمل میکنند حالا یک آموزش، یا تنبیه یا هر چیزی است.
بالاخره یه ربط کاملی با انسانها وجود دارد، پس اگر ما بیایم و عملکرد و افکار و حس خودمان را تغییر بدهیم و بعد به آن اصول عمل بکنیم. تغییر در بارش رحمت حاصل میشود. همانطور که جسممان را آباد کردیم و داریم درستش میکنیم همانطور هم برای جایی که داریم زندگی میکنیم، نسبت به آن احساس داشته باشیم و به آن عمل بکنیم. سالها پیش من یادم است تا یک ذره باران و برف میآمد میگفتیم بازم باران یا برف آمد، یعنی تا یک ذره باران و برف میآید ما در ترافیک میماندیم یا رفت و آمد برایمان سخت میشد. وقتی که ما از یک چیزی بدمان بیاید و نخواهیم و خواستهاش را نداشته باشیم. که عین خود ماست؛ و طبیعت هم حس، احساس و امواج دارد که آن هم نسبت به عمل و حس ما عکسالعمل نشان میدهد و ما از آن محروم میشویم. ما باید در جهت احیاء آن حرکت بکنیم؛ چون خودمان تخریبش کردیم، خودمان طبیعت را از تعادل خارج کردیم و در حد توان خودمان در جهت احیاء آن حرکت کنیم و طبیعت هم به ما پاسخ مثبت را خواهد داد.
نویسنده: فاطمه.(ز) رهجوی راهنما همسفر مهدیه لژیون (اول)
رابط خبری و ویراستاری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر مهدیه لژیون (اول)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
195