
آنگاهکه انسان وسعت جهان را درک کرد و شگفتیهای جهان هستی را شناخت دیگر به رب خود ناسپاس نمیشود چه خوب است در زمان حیات خود درک کنیم که در مقابل این جهان هستی بسیار کوچک هستیم و اگر ذرهای خوبی و بدی کنیم بایستی پاسخگو باشیم و حساب پس دهیم.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
اعمال و کردار ما توسط ترازوی عدل الهی اندازهگیری میشود و هرکسی خواه یا ناخواه روزی باید پاسخگوی اعمال خودش باشد. انسان اگر اعتقاد داشته باشد که باید در مراحل و بعدهای دیگر حیات به خاطر اعمالش جواب پس بدهد هرگز کارهای ضد ارزشی را انجام نمیدهد. زندگی و مرگ هرروز برای انسان تکرار میشود شب میمیرد و روز دوباره زنده میشود، مرگ هم همینگونه است زمانی که مرگ انسان فرامیرسد خداوند فرشتگانش را میفرستد تا نفس او را تحویل بگیرند. بین جسم و نفس یک طناب وجود دارد که موقع مرگ فرشتگان آن را قطع میکنند و آنها هیچ عذر و بهانهای را نمیپذیرند علت مذموم بودن خودکشی هم همین است چراکه خود انسان قادر نیست این بند را قطع کند و اگر انسانی خودکشی کند جسم خود را از کار انداخته ولی بند هنوز قطع نشده و آن فرد در عذاب میماند.
انسان اگر به خداوند معتقد باشد به آرامشی دست مییابد که حتی سختترین مشکلات هم نمیتوانند آرامش او را از بین ببرند برای رسیدن به آرامش بایستی برنامه زندگی خود را مرتب کند و به زندگی خود جهت دهد اگر آرامش حاکم باشد خارج شدن از جسم برای او راحتتر است و دیگر کابوس نمیبیند.
جان آدمی از نار است و این نار بایستی پالایش شود تا به نور تبدیل شود. هر چه بشر بهطرف ارزشها حرکت کند این نار تبدیل به نور میشود. انسان باید بسوزد تا ساخته شود بایستی تبدیل به نور شود زیرا نور از قدرت بالاتری برخوردار است و اوست که فرمان میدهد.
هر فرد بر اساس جایگاهی که دارد تقسیمبندی میشود و برای ورود به هر جایگاهی باید مجوز بگیرد جایگاه او پس از مرگ بستگی به اعمالش در این دنیا دارد و این موضوع شوخیبردار نیست.
برداشتی از سی دی ترازو
نگارش صدیقه همسفر رضا
ویراستار و ثبت همسفر بتول
- تعداد بازدید از این مطلب :
4619