جلسه چهارم از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دزفول، با استادی راهنما مسافر پژمان، نگهبانی همسفر مهزیار و دبیری مسافر یونس، با دستور جلسه « بنیان کنگره۶۰ » پنجشنبه ۶ دی ماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان پژمان هستم یک مسافر.
خداوند را شکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، پیشاپیش جشن هفته همسفر را تبریک میگویم خدمت همه همسفران کنگره، به خصوص همسفران شعبه دزفول.
صحبت کردن راجب بنیان سخت است، چون در این چند سالی که خداوند به من اذن دادند و در کنگره حضور دارم، وقتی به حرکت آقای مهندس نگاه میکنم متوجه میشوم که شاید آقای مهندس و خانواده ایشان میلیونها سال نوری با همه فاصله دارند و به واسطه این کار بزرگی که انجام دادند و آن حرکتی که در سال ۷۵ آغاز کردند، با مطالعه کتاب ۶۰ درجه متوجه میشویم که آقای مهندس آینده را میدانستند که قرار است چه اتفاقی بیفتد و به راهشان ایمان راسخ داشتند.
مدام فکر میکردم که در این هفته چطور بتوانم حق مطلب را ادا کنم و راجب بنیان صحبت کنم، اما وقتی که پشت این میز قرار میگیرم متوجه میشوم آن چیزی که از درون میجوشد، همان را باید بگویی و میشود حرف حق که بر دل مینشیند، ما امروز در کنگره بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر به درمان رسیده ایم و این حرکت از ۸ نفر در کوچه مهدیزاده شروع شد، در خیابان انقلاب آقای مهندس میآیند و میفرمایند: اگر توانستیم این ۱۴ جلسه را با این تعداد به انجام برسانیم کار را آغاز میکنیم، کار را با وجود همه مشکلات و سختیها در مسیر استارت زدند.
برای زندگی و برای ورود به کنگره ۶۰ قطعاً باید بهای آن را پرداخت کرد، و تا کسی بهای آن را پرداخت نکند نمیتواند در کنگره خدمت کند و حال خوبی داشته باشد، این هم شامل سفر اول میشود و هم سفر دوم تا بتوانیم به خدمتگزار تبدیل شویم، هیچکدام از اعضای کنگره ۶۰ برای فرد دیگری خدمت نمیکنند، شاید در ظاهر این باشد و فردی که وارد میشود میبیند که اعضا دارند همه به او کمک میکنند تا بتواند به رهایی برسد، اما هر فردی خودش میداند که در این مسیر دارد چه دریافت میکند؟ و چه چیزی را به دست میآورد؟ این قابل حس و قابل احساس کردن است.
من بسیار آدم پیش فعالی بودم، به طوری که اگر ۱۰۰ سال هم میخوابیدم هیچگاه در خواب نمیدیدم که یک روزی بیایم اینجا و از درمان اعتیاد صحبت کنم، تصور من از اعتیاد این بود که تا زمانی که در قبر دفن شوم این اعتیاد همراه من خواهد بود، و برای درمان هیچ راهی وجود ندارد، واقعا هم به جز کنگره ۶۰ راهی وجود ندارد، در بیرون از کنگره میگویند ترک و کسی حرفی از درمان نمیزند، حال اگر آن فرد مصرف کننده شیشه هم باشد که من بودم، میخواهم بگویم که باید خواسته در درون فرد باشد، اگر تمام اعضای کنگره جمع شوند و تمرکزشان را بر روی یک نفر بگذارند، اگر فرد خودش نخواهد درمان شود اتفاقی برای او نخواهد افتاد، هر مشکلی هم که داشته باشد حالا شغلش را از دست داده باشد، همسرش از او جدا شده باشد، حالش خراب باشد، اگر خود شخص خواسته نداشته باشد و نخواهد درمان شود اثری نخواهند داشت، آن چیزی که باعث رهایی فرد میشود همان خواسته قلبی او است.
.jpg)
شخص جایگاه اجتماعی و یا جایگاه شخصی اش را از دست داده است، هنگامی که وارد کنگره میشود باید هدف برایش مشخص باشد، بنده بعد از سه الی چهار ماه که در کنگره بودم از همان ابتدا در نظر داشتم که شعبهای در دزفول احداث شود، ما هیچ وقت نمیتوانیم مثل آقای مهندس باشیم یا مانند خانواده ایشان باشیم، ولی میتوانیم قطرهای از این اقیانوس باشیم، من به مسیر ایمان داشتم و میگفتم حتماً این اتفاق خواهد افتاد، امروز نشد قطعا سال دیگر میشود، سال دیگر هم نشد سال بعد از آن حتماً میشود، هدف من از همان ابتدا آوردن کنگره به دزفول بود و چیزی که امروز شاهد آن هستیم به واسطه کمک دوستانی بود که به بنده کمک کردند، از تک تک عزیزانی که میدانند برای چه دارند خدمت میکنند تشکر و قدردانی میکنم، ما اگر بتوانیم یک فرد را در اینجا به درمان برسانیم، فردی که واقعا میخواهد تغییر کند، ما کار خودمان را انجام دادهایم.
کنگره ۶0 و ۱۴ وادی و آقای مهندس معتاد را ترک نمیدهند، بلکه هدف این است که یک فردی تغییر کند، تبدیل شود و تاثیرگذار باشد و این اتفاق به واسطه خدمت عزیزانی میافتد که از راه دور و نزدیک میآیند و میدانند چرا دارند خدمت میکنند، احساس آرامش ما در این مکان به خاطر این است که سعی میکنیم حرمتها را رعایت کنیم، غیبت نکنیم، تجسس نکنیم، در کار یکدیگر دخالت نکنیم و وارد ضد ارزشها نشویم، در بیرون، از این افراد هستند و چون آموزشی نمیگیرند، اصلاً نمیدانند که برای چه دارند زندگی میکنند. این صندلی که امروز روی آن نشستیم یک صندلی ویژه است و در مرحلهای داریم زندگی میکنیم که سراسر مهر است و عشق است و محبت است، درمان رایگان در کنگره همهاش به خاطر همینها است، و مزدی که افراد در صور پنهانشان دریافت میکنند تنها خودشان میدانند و خدای خودشان.
خیلی ممنونم که به مشارکت من گوش کردید.
گروه سایت نمایندگی دزفول
عکاس و تایپ گزارش: همسفر روح الدین
ویرایش و ارسال گزارش: همسفر مهزیار
- تعداد بازدید از این مطلب :
271