همسفر ملیحه و مسافرشان با ده سال تخریب آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره، تریاک و الکل وارد کنگره شدند. با متد DST و داروی OT به مدت ده ماه و نوزده روز باراهنمایی مسافر اصغر و همسفر مریم سفر کردند. هماکنون به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس چهار سال و نه ماه و بیستوهفت روز است که آزاد و رها هستند. ورزش مسافر شنا، ورزش همسفر شنا و والیبال است. در ادامه سفر نیکوتین داشتند؛ با تخریب روزانه یک پاکت سیگار، سفر خودشان را آغاز کردند باراهنمایی مسافر محمد و داروی درمانی آدامس نیکلایف سفر کردند. هماکنون به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس سه سال و هشت ماه و بیستوهفت روز است که آزاد و رها هستند.
توضیح و تشریح صورتمسئله اعتیاد توسط راهنماها چه کمکی به همسفران برای همراهی مسافران دارد؟
زمانی که ما بدانیم اعتیاد یک بیماری است و مصرفکننده در طول مصرف مواد مخدر به سیستم ایکس، روان و جهانبینی خود آسیب وارد کرده و در تمامی مراحل درمان بادانش و علم کنگره همراه مسافرم قدم بردارم میتوانم بهترین همراه و همسفر برای او باشم، این امر محقق نمیشود مگر اینکه من در لژیون توسط راهنمای خود آموزش ببینم و شناخت کامل روی مسئله بیماری اعتیاد پیدا کنم و همه آن فرمانها و آموزشها را به مرحله عمل برسانم.
به نظر شما جهانبینی فردی که اعتیاد دارد با فردی که مصرفکننده نیست چه تفاوتهایی دارد؟
به نظر من شخصی که مصرفکننده مواد مخدر بوده و در کنگره به درمان رسیده و جهانبینی او بر مبنای علم کنگره رشد کرده با شخصی که هیچگاه مصرفکننده مواد نبوده بسیار متفاوت است؛ چون شخص مصرفکننده سیستم ایکس و روان خود را به شهری ویرانه تبدیل کرده و آن را با آموزشهای کنگره تبدیل به شهری آباد کرده و درد سوخته شدن و دوباره ترمیم شدن را با تمام وجود تجربه کرده است و زاویه دید و تفکرش نسبت به پیرامون و اطرافش تغییر کرده و قطعاً نسبت به شخصی که مصرفکننده مواد مخدر نبوده و هیچگاه درد خماری و حس نشئگی را تجربه نکرده نگرش او نسبت به جهان پیرامونش متفاوت است.
به اعتقاد شما چه ارتباطی بین صورتمسئله اعتیاد و وادی هفتم وجود دارد؟
معما چو حل گشت آسان شود. صورتمسئله اعتیاد زمانی که توسط آقای مهندس باز شد و راه درمان برای بیماران مبتلابه مصرف مواد مخدر آسان گشت، دلیل بارزی بر این داشت که رمز و راز کشف حقیقت در بیماری اعتیاد در دو چیز بود که آنهم توسط آقای مهندس حسین دژاکام کشف شد؛ یکی یافتن راه که همان درمان بیماری اعتیاد و شناخت سیستم ایکس، متد DST و داروی OT که بهترین دارو برای درمان اعتیاد به هر نوع مواد مخدر است و برداشتی که در این مسیر گرفتم باعث شد که کلید بسیاری از بیماریها کشف شود و با متد DST بتوانند بسیاری از بیماریهای جسمی، روحی و روانی را به درمان برسانند و این متد نهتنها برای بیماری اعتیاد کارساز بود، بلکه بسیار تا بسیار در بهبود زندگی، کار و هدف ما انسانها در مسیر ارزشها مورداستفاده قرار میگیرد.

به نظر شما چرا برای درک کامل موضوع بیماری اعتیاد و درمان آن به تمام رشتههای علمی نیاز داریم؟
چون بیماری اعتیاد یک بیماری جسمی، روحی و روانی است و درمان آن با متد DST و داروی OT صورت میگیرد. تمام عناصری که در طبیعت وجود دارد در جسم انسان نهفته شده و هرگاه جسم دچار آسیب شود، باید آن را بهصورت تدریجی به درمان برسانیم و این امر حتماً باید توسط پزشکی که علم آن بیماری را دارد درمان شود؛ مثلاً وقتی اندیشه و روان انسان درگیر بیماری میشود؛ باید توسط روانپزشک به درمان برسد. نکته مهم این است که بیماری اعتیاد روی کل سیستم ایکس بدن تأثیر میگذارد و ما برای اینکه بیماری را درمان کنیم؛ باید بدن خود را بشناسیم و این شناخت احتیاج به تمام علوم پزشکی، روانشناسی، نجوم، خلقت هستی، علم قرآنی، علم جهانبینی و ... دارد. تمام این علوم ذرهذره پدیدار شد و به انسان الهام و القاء گردید، بهمرورزمان علم در جامعه بشریت رشد کرد و امروز میتوانیم بگوییم اعتیاد درمان دارد.
برداشت شما ازجمله (اعتیاد مسمومیت مزمن نیست؛ بلکه جایگزینی مزمن هست) چیست؟
اعتیاد مسمومیت مزمن نیست؛ چون داروی تریاک سم نیست و میشود به قطعیت گفت یک گیاه معجزه آور در جهان پزشکی است؛ چون عدهای از انسانهای جاهل نتوانستند قدر این ماده شفابخش را بدانند و با استفاده اشتباه آن را جایگزین مواد تولیدکننده طبیعی بدن خود کردند و بهمرورزمان تمام کارخانههای تولیدکننده مخدرهای بدن خود را از کار انداخته و مواد مخدر بیرونی را جایگزین کردند و سیستم ایکس بدن خود را درگیر مصرف مواد مخدر کردند و به انسانهای منزوی، گوشهگیر و درمانده تبدیل شدند. تریاک دارویی زهرآگین است که دارای دو چهره است؛ چهره الهی و چهره شیطانی که اگر در دست حکیم حاذق باشد شفابخشترین داروست و اگر در دست مردم عادی باشد مخربترین دارو تلقی میشود.
شما با شناخت سه مؤلفه صورتمسئله اعتیاد (جسم، روان و جهانبینی) چه دیدگاهی نسبت به یک مصرفکننده پیداکردهاید؟
به نظر من مثلت درمان که همان جسم، روان و جهانبینی است باعث شده که من همسفر ایمان پیدا کنم که برای رسیدن به درمان و آرامش باید از این سه مؤلفه بهدرستی عبور کرد. اینکه یک فرد مصرفکننده یک بیمار است و با مصرف مواد مخدر جسم خود را تبدیل به یک شهر بمبارانشده کرده است و در این مسیر ضد ارزشی تفکر و اندیشه خود را بیمار کرده است. درمان جسم و روان در سفر اول بافرمان برداری از راهنما، قوانین و حرمتهای کنگره و قرار گرفتن در مسیر صراط مستقیم صورت میگیرد. در سفر دوم با آموختن جهانبینی توسط آموزشهای کنگره، سی دیها، کتابها، جزوهها میتوان اعتبار سفر اول را بالا برد. این راه درست باعث شد که من هم همراه با مسافرم سفر کنم و به این باور برسم که بیماری اعتیاد درمان دارد. همه ما انسانها به نحوی با قرار گرفتن در مسیر ضد ارزشها مشکلاتی را برای خود و اطرافیان به وجود آوردیم و برای اینکه بتوانیم به درمان و آرامش برسیم باید با همدیگر هم گام و هم راه شویم. درمان در جمع صورت میگیرد و این باعث شد که من همسفر دیدگاه و شناختم نسبت به یک مصرفکننده تغییر کند و به این باور برسم که او یک انسان بیمار است، نه آفت جامعه.
کلام آخر:
شاکر خداوند مهربانم هستم که به من اجازه حضور در کنگره را داد. سپاسگزارم از بزرگ انسانهای دورانم آقای مهندس و خانواده مهربانشان. تشکر میکنم از راهنمایانم که به من آموختند خودکرده را تدبیر هست، باید خود را بشناسم و در مسیر ارزشها بهدرستی حرکت کنم تا بتوانم گرههای درونم را ذرهذره بازکنم. امیدوارم که تمامی تازه واردین با قدمهای محکم و ایمان راسخ بتوانند به پایان نقطه برسند و سرآغاز خط دیگری باشند.
از اینکه به من اجازه خدمت دادید بسیار سپاسگزارم.
رابط خبری: همسفر مریم مرزبان خبری پارک شهدای شهرداری اصفهان
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه خدمتگزار سایت
گروه ورزش همسفران کنگره ۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
559