یازدهمین جلسه از دوره شصتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی خیلجفارس بوشهر به استادی مسافر فرزاد، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر داریوش با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز سهشنبه 6 شهریورماه 1403، ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرزاد هستم یک مسافر. سپاسگزار و شاکر خداوند هستم که این اجازه را به من داد که امروز در این جایگاه بنشینم و آموزش ببینم. این حس خوبی را که امروز دارم را برای همه شما آرزو میکنم زیرا نشستن به عنوان استاد جلسه در خانه و ساختمان جدیدمان، حس بسیار خوبی دارد.
رهاییهای این هفته را به مسافران و راهنمایان محترمشان، آقای حجت، آقای علی و آقای حسین تبریک عرض میکنم و همچنین از دوستان عزیز در لژیون مرزبانی تشکر میکنم که این محیط را برای خدمتگزاران فراهم میکنند که در آرامش خدمت کنند.
دستور جلسه امروز دانایی، دانایی موثر و سواد است. ابتدا باید خداوند را شکر کنیم که همه ما با آموزشهای کنگره در مسیر دانایی هستیم. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، چنین عنوان میشود که: «میزان دانایی؛ سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی؛ انسانی اندیشید»
سواد و شیک پوش بودن و اینکه انسان به ظاهر و میزان تحصیلات خودش اهمیت بدهد و به اصطلاح متمدن هم باشد، بسیار عالی است، اما هیچکدام باعث نمیشود که انسان به دانایی برسد. در حقیقت همه انسانها دارای دامنهای متفاوت از دانایی هستند اما برای اینکه به دانایی موثر برسند بایستی دانش خود را به مرحله عملیاتی برسانند. یعنی در دانایی موثر مطلبی که بسیار مهم است قدرت به اجرا درآوردن و عمل کردن است.
در جزوه جهانبینی یاد میگیریم که اضلاع مثلث دانایی، تفکر، تجربه و آموزش است و زمانی تبدیل به دانایی موثر میشود که درون آن یک مثلث متساویالاضلاع شکل بگیرد و ما بتوانیم آن را به مرحله اجرایی درآوریم و به تعادل نزدیک شویم. شاید عدهای این نظر را داشته باشند که دانایی ارزشی ندارد! باید بدانیم که دانایی موثر از دل دانایی به دست میآید، به عبارتی باید ابتدا به یک دانایی رسیده باشیم تا بتوانیم آن را به دانایی موثر تبدیل کنیم.
اگر بخواهیم بدانیم که دانایی برای ما چه کار مفیدی انجام میدهد باید به سراغ تعریف آن برویم. در جزوه جهانبینی استاد امین، دانایی را قدرت تشخیص ماهیت خواستهها تعریف کرده است. به این معنی که ما میتوانیم خواستههای معقول و غیر معقول نفس را تشخیص بدهیم و بر سر دوراهیهای زندگی راه درست را انتخاب کنیم.
انسان وقتی راه درست را انتخاب میکند در جایگاهی امن قرار میگیرد و در آرامش است و زمانی که خودش در امنیت است و به خودش ضربه نمیزند به دیگران هم آسیبی نمیرساند و در نتیجه منطقهای امن برای خود و اطرافیانش فراهم میکند.
نگارش: مسافر داریوش (لژیون پنجم)
ثبت: مسافر اسماعیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
527