گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
زندگی جبر و اختیار نیست! زندگی یعنی عشق، عقل و ایمان و در پرتو این سه مؤلفه نامه اعمالمان نوشتهشده و به دستمان میرسد، معمولاً اگر انسان همیشه، همهچیز بر وفق مرادش باشد، مطمئناً بر این باور است که زندگی نه جبر است و نه اختیار، بلکه زندگی سراسر لذت بردن است و بس! و آنها برگزیدگان خداوند میباشند، عدهای دیگر که در رنج و سختی هستند جهان را بهگونهای دیگر میبینند و مرتباً در حال شکوه و شکایت هستند که بله، زندگی فقط جبر است و آنها کاملاً بیتقصیر هستند و خداوند چه ظلمی در حق آنها روا داشته! ولی اگر خوب دقت کنیم تمامی انسانها با اختیار کامل و به خواست خویش و فرمان الهی قدم به گیتی گذاشتهاند، این حق انتخاب و اختیاری که خداوند به انسان عنایت فرموده است مشتمل بر انتخاب حتی پدر و مادر و شهر و کشور نیز میباشد که باورش کار هر کس نیست، مگر معنای آن بداند که آن چیست!
بهراستی بهتر نیست بهجای انتقاد از هستی و خداوند در درجه اول، خودمان و اعمال خودمان را نقد و مورد بازنگری قرار دهیم؟ چراکه مولانای بزرگ فرمودند:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
.JPG)
اگر امروز در هر جایگاهی قرار داریم، چه سخت و چه آسان، دقیقاً عین عدالت است چراکه نتیجه تلاش و کوشش خودمان است که با دستان خود و برای خود مهیا نمودهایم و تقدیری است که از پیش برای خود رقم زدهایم البته از روز الست تاکنون و بر این باور باشیم که بهشت و جهنم جاری است زیرا که نامه اعمالمان اکنون در دستانمان قرار دارد و توسط همین نامه است که میتوانیم در منطقهای خوش آبوهوا و با کمترین کنش ساکن باشیم و یا در منطقهای خشک و سوزان؟! زیرا که زندگی کاملاً به اختیار است و هیچ جبری وجود ندارد، این بستگی به طرز نگاه و جهانبینی ما دارد.
به قلم: مسافر حمیدرضا لژیون 9
تهیه کننده: مسافر ارسلان مکوندی لژیون 25
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
696