English Version
This Site Is Available In English

گفــــت‌وگو با راهنمای محترم، مسافر مصطـــفی

گفــــت‌وگو با راهنمای محترم، مسافر مصطـــفی

به نام قدرت مطلق الله 

گفــــت‌وگویی با راهنمای محترم، مسافر مصطـــفی صورت گرفته شده، که نظر شما را به آن جلب می نماییم:

باسلام و عرض خداقوت؛ لطفاً خودتان را به رسم کنگره 60 معرفی بفرمائید؟
سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر.۱۷ سال سوء مصرف. آخرین مصرف: هروئین، شیشه، قرص. مدت سفر اول: ۱۳ ماه و ۱۲ روز. رشته ورزشی: فوتبال. داروی درمان: اپیوم. راهنما: استاد امین دژاکام. رهایی: ۱۱ سال و نیم
مهم‌ترین انگیزه و دلیل شما برای شرکت در آزمون راهنمایی چه عاملی بود؟
در مورد دلیل راهنما شدنم، مهم‌ترین و بارزترین دلیلش موضوعی بود، که در جزوه کمک راهنمایی قید شده است؛ کمک راهنمایی، بخشی از پروسه درمان می باشد و وقتی من به این موضوع فکر می‌کردم، می‌گفتم: بایستی درمان را به طور کامل انجام بدهم و به مفهومش زیاد فکر نمی‌کردم، اما وقتی وارد خدمت راهنمایی شدم، دیدم که موضوعاتی را که باید عنوان کنم، اول باید در وجود خودم کاملاً حل شده باشد، تا بتوانم به دیگران هم انتقال بدهم و بعد فهمیدم که چرا برای درمان و تکمیل درمان باید راهنما شد.
چه احساسی بعد از قبول شدن در آزمون و تشکیل لژیون داشتید؟
به دلیل شوق و اشتیاقی که برای درمان داشتم، می‌دانستم پروسه راهنما شدن بخشی از درمان محسوب می شود. با تمام اشتیاق در آزمون شرکت کردم و برای اینکه این جایگاه را به دست بیاورم، سه بار امتحان دادم و بعد از قبولی لیاقت این را پیدا کردم، که لژیون بزنم و الان هم مدت ۸ سال است که در این جایگاه خدمت می‌کنم، انشاالله آخر خرداد ماه بعد از پایان دوره دوم راهنمایی، لژیون را تحویل می‌دهم و انشالله خط جدید و خدمت جدید.
بزرگ‌ترین موهبت راهنمایی برای شما چیست و لطفاً از دشواری های این جایگاه بفرمائید؟
بزرگترین موهبتی که خداوند در راهنمایی قرار داده، به نظرم این است که؛ پیوند محبت بین انسان‌هایی برقرار می‌شود، که در ظاهر هیچ سنخیتی و هیچ ارتباطی با هم ندارند، ولی این ظاهر قضیه است و پشت پرده را خدا می‌داند، اما محبتی که ایجاد می‌شود، محبتی است، بین شما و انسان‌هایی که قومیت، زبان و سن و سالشان با تو فرق می‌کند، اما به نظر می‌رسد. یک جایی وجه اشتراک داریم و یک حسی را به سمت آنها و یا آنان را به سمت ما می‌کشاند.
خانواده‌ هایی هستند، که شاید اصلاً راهنما را برای یک بار هم ندیده باشند، ولی حس دوست داشتن و محبتشان، کاملاً قابل لمس است. بهترین و شیرین‌ترین لحظه راهنمایی، لحظهٔ رهایی یک مسافرِ سفر اولی است، اما در مورد سختی‌ هایی این راه، که به نظر من سختی‌ های شیرینی است؛ سختی‌ هایی که باید تحمل کرد و باید از آنها عبور کرد، همان‌طور که در سی‌ دی عقبه، استاد می فرماید؛ گذشتن از گذرگاه‌های سخت و حل کردن مشکلات خود و دیگران است.
دستور جلسه هفته گذشته، "سیگار" بود؛ لطفاً اندکی در این مورد بفرمائید؟
در مورد سیگار هم باید بگویم، دروازه ورود به اعتیاد، در ۹۰ درصد از مصرف کنندگان مواد مخدر، سیگار می‌باشد. باید حتماً برای درمان اعتیاد از دروازه سیگار عبور کرد و پروسه درمان سیگار را به‌طور کامل انجام داد و بعد از آن می‌توان گفت که درمان و رهایی انجام شده است.
چه انتظاری از رهجویانتان دارید؟ 
انتظار یک راهنما از رهجویش، تنها این مطلب می‌باشد که باید، قوانین و حرمت های کنگره ۶۰ را رعایت کند و طبق پروتکل دی اس تی، سفر اول خود را به پایان برساند و در سفر دوم نیز با رعایت اصول قوانین و احترام به حرمت های کنگره ۶۰، در خدمت به دیگر مسافران و همسفران قرار بگیرد.
آیا در ابتدای ورود به کنگره، فکر می‌کردید روزی این جایگاه را تجربه کنید؟
بله، از بدو ورود به کنگره ۶۰ و با دیدن راهنمایان، این بذر و این فکر در وجودم کاشته شد و با توجه به شرایطِ خیلی سختی که داشتم، این بذر را در ذهنم کاشتم و به یاری خدا موفق به انجام آن گردیدم.
چگونه با کنگره ۶۰ آشنا شدید؟
در مورد نحوه آشنایی ام، باید بگویم که سال ۸۰ بود، که پای بساط نشسته بودیم و سریال مسافر را نگاه می‌کردیم و با دوستان، هر از گاهی همدیگر را مسافر معرفی می‌کردیم و می‌خندیدیم! و گاهاً یکی از دوستان که تاکسی داشت، خود را مسافرکش معرفی می‌کرد و باعث خنده دیگران می‌شد؛ دریغ از روزی که قرار بود خود، وارد این مجموعه بشویم. اما سال ۹۰ بود که با مشاهده برنامه شروع خوب، دوباره مسیر برای ورود به کنگره برایم روشن شد و وارد کنگره شدم.

چه جایگاه‌های خدمتی را در کنگره تجربه کرده‌اید؟
در مورد جایگاه‌های خدمتی در کنگره ۶۰ تا آنجا که ذهنم یاری می‌نماید، تمامی جایگاه‌های خدمتی یک شعبه را انجام دادم. مانند نگهبان نظم، مهماندار، میکروفون گردان، مسئول پذیرایی، نشریات، او تی، مبصری، ایجنتی، راهنمایی و دیگر جایگاه‌ های خدمتی، اما مهم‌ترین و شیرین‌ترین جایگاه خدمتی که هیچ وقت از یادم نمی‌رود، خدمت در آشپزخانه و آبدارخانه و پذیرایی از مسافران و همسفران می‌باشد.
نظرتان راجع به بنیان کنگره 60، آقای مهندس دژاکام چیست؟
صحبت کردن در مورد بنیان و جناب آقای مهندس برای من همیشه سخت بوده است، چون مافقط ظاهر داستان و بنیان کنگره ۶۰ را می‌دانیم، اما همین ظاهر، هم انسانی است که تنها و یکه، بعد از کشف روش دی اس تی و رهایی از اعتیاد، با تمام سختی‌ها ایستاد و با یاران و دوستان دیگر این راه و این حرکت عظیم را راهنمایی کردند و تا این لحظه انسان‌های زیادی با تفکر این انسان به رهایی رسیده‌اند و تنها کلمه در مورد آقای مهندس "عشق" است.
به عنوان کلام آخر، اگر صحبتی دارید بفرمائید؟
 حرف آخر و کلامی که می‌توانم خدمت عزیزانم و همراهانم بگویم، یک شعر از مولاناست که امیدوارم چراغ راهی باشد برای همه و برای پیشرفت در مسیر زندگی. حضرت مولانا می‌فرماید:

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی

بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی

چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندر آی تنها که اسفندیار وقتی

درِ خیبر است برکن که علی مرتضایی

انسان برای پیشرفت در موضوعات مادی و معنوی، هیچ وقت نباید پایین‌تر از خودش را نگاه کند و همیشه باید الگویش، انسان‌های بزرگ و خردمند باشند؛ یک سفر اولی، باید نگاهش به سفر دومی باشد و هیچ وقت خودش را ارزان نفروشد و با کسانی که حالشان خراب است، نباید در کنگره ۶۰ مراوده داشته باشد. روشِ ما روش الگویی است و باید الگوهایمان، انسان‌های صالح و خدمتگزار باشد و اگر در مسیری که آنها رفتند، ما هم حرکت بنماییم، حتماً به جایگاهی که آنها رسیدند، ما هم خواهیم رسید.
درپایان، برای همه سفر اولی‌ها، رهایی و برای سفر دومی‌ها، آزاد مردی، دلخوشی و سعادت آرزومندم.

مصاحبه کننده: مسافر حسن
ویرایش و بارگذاری: مسافر مهدی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .