شعردر باب "وادی ششم"
عقل انسان بر تنش فرمانرواست
جزء از کل است وحکمش چون خداست
تابع خویشست و باشـد مستقـل
ناخـدا او هست و کشتی جسم ماست
دل مثــال بـادبـان کشتـی اسـت
بــاد هـم نیــروی عشـق کبـریـاسـت
عقـل و عشـق از نـوروفـرر ایـزدنـد
جـایشـان از مغـزو دل حتمـا جـداسـت
مغـز انسـان میبـرد فـرمـان ز عقـل
تحـت فــرمـانش همـه انـدام هـاسـت
عقـل دانـا کی شـود اغفـال حس؟
گـر شـود اغفـال فـرمـانش خـطاسـت!
در تفـکــر هـا تعقــل لـازمســـت
گـر در آمیـآزد بهـم خـوب و بجـاسـت
هرکه عقلش بروجودش حاکمست
مثـل یـاور مهـربـان بـی ادعـاسـت
سراینده شعر: مسافر "یاور مهربان"
- تعداد بازدید از این مطلب :
354