استاد امین در سی دی شناور میفرمایند: هدف اصلی که کنگره ۶۰ در پیشگرفته، احیای انسانی است. جشنهایی که گرفته میشود، معنای خودش را پیدا میکند و همیشه باید خوشحالی باشد تا جشنی بگیریم، در غیراینصورت جشنها یکسری تاریخها هستند در تقویمها و هیچ مفهومی به دنبال آن نیست. جوامع خوشبخت دنبال بهانهای هستند تا شادی کنند و جوامعی که اندوهگین هستند، دنبال بهانهای برای سوگواری میگردند. خوشحالی در جمع اتفاق میافتد و بدون آن حتی بیان شادی نیز امکانپذیر نیست، بهعنوانمثال؛ وقتی خوشحال هستیم با دوست خود تماس میگیریم که برای صرف شام با یکدیگر به بیرون برویم و یا در قدیم که دور همیها بیشتر بود و آنجا بود که شادیها میتوانست شکفته شوند، از این موضوع میتوان دریافت که بودن تکتک انسانها چقدر مهم است که اگر آنها نباشند نمیتوانیم شادی را از درون به بیرون منتقل کنیم.
در کنار یکدیگر بودن میتواند در جهت منفی و یا در جهت ساختهشدن و مثبت باشد. حال چه چیزی تعیینکننده است که این امر در جهت ساختن و مثبت باشد؟ آیا اگر یک نفر بهتنهایی کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه را بخواند به درمان میرسد؟ وقتی ما در لژیون هستیم و به جلسه کنگره میآییم و یا در فعالیتهای گروهی شرکت میکنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه نقشی در حس و حال ما دارد؟ معجزه همانجا رخ خواهد داد، همان جملهای که بیان میکند، تکامل در جمع صورت میگیرد.
در طبیعت، یک گله گاومیش را در نظر بگیرید، آن عضو کوچکی که تازه متولدشده، وقتی با آن گله همراه است از نیروی آن برخوردار است، از حمله دشمن در امان است و میتواند به زندگی خود ادامه دهد و آرامآرام، رشد کند و یک روزی رهبر یا سردسته همان گلهای که یک روز در آن به دنیا آمده است شود، ولی اگر قویترین عضو گله در تنهایی باشد از آن مسیری که شروع میکنند از نقطهای به نقطه دیگر که هزاران کیلومتر است را طی کنند، احتمال یک درصد وجود دارد که آن عضو زنده بماند، ولی احتمال اینکه آن ضعیفترین عضو گله، بتواند هزاران کیلومتر را طی کند و سالم بماند بالای نود درصد است. در کنگره ما وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیریم، تکامل در ما به وجود میآید، پس این قدرت جمع و لژیون است که ما را به درمان میرساند، بهشرط اینکه، قوانین و اصولی که در کنگره وجود دارد را رعایت کنیم تا به هدف و نتیجه برسیم. قوانین نیز برای مسافران و همسفران است و تفاوت چندانی ندارد و تنها تفاوت در مصرف مواد است؛ آنچه تفاوت دارد این است که مسافر، با مصرف مواد و همسفر بدون مواد، حال آشفتهای دارد و گاهی تخریب همسفر، بیش از مسافر است.
انسان گاهی حال خوبی ندارد، زیرا نمیداند باید کجا حضورداشته باشد. آیا من در خانه بنشینم وقت بگذرانم، در خیابان باشم، کنگره، پارک و یا دانشگاه باشم؟ در ادامه آقای امین میفرمایند: شخصی به من گفت: ستون مهرههایم مشکل دارد، کمردرد دارم و من به او گفتم که شما باید در آب بروید و آن شخص گفت: اتفاقاً من ورزش نیز میکنم، اما ورزش بدنسازی انجام میدهم و من گفتم که کمر شما همینطوری نمیتواند وزن شما را تحمل کند، شما باید در آب بروید، چون قانون ارشمیدس میگوید: وقتی شما در آب میروید وزن شما صفر میشود، تمام نیروهایی که روی بدن شما است، حتی در حالت استراحت یک نیرویی به تمام قسمتهای بدن شما وارد میشود. وقتی شما در آب میروید این نیرو توسط آب خنثی میشود. بدن شما میتواند آن مهرههایی که در یکدیگر فشردهشده است، این نیروی جاذبه، گرانش صفر شود و بدن شروع به بازسازی کردن میکند. مثل سقفی که شما میخواهید بازسازی کنید، ابتدا باید داربست بزنید، وزن را بر روی داربست بیندازید، آنوقت میتوانید سقف را تعمیر کنید، اگر همینطور بخواهید سقف را تعمیر کنید، سقف پایین میآید، وقتی در آب قرار میگیرید، فشار از روی بدن شما برداشته میشود، بدون اینکه کار خاصی انجام داده باشید، ما نیز وقتی به کنگره میرویم، ممکن است با مشارکت یک نفر، گره و مشکل ما باز شود، زیرا من در جای درستی قرار گرفتم، پس اینکه ما کجا باشیم بسیار مهم است.
کجا و چگونه بودن انسان و اینکه چه تصمیمی گرفته شود مهم است؛ وقتی من در لژیون نشستهام یعنی در مکان درستی قرارگرفتهام و مرحله دوم آن است که من چگونه باشم؟ آیا از بالا به بقیه نگاه میکنم یا به اینجا آمدهام که شاگردی کنم؟ این چگونه بودن بسیار تعیینکننده است؛ وقتی شما تکبر دارید و حاضر نیستید از کسی مطلبی بیاموزید، مثل سنگ به قعر آب میروید، اولین شرط آنکه بتوانید در آب باشید این است که بتوانید در آب شناور باشید، این شناور بودن بستگی به این دارد که چگونه باشید؟ با منیت به بقیه نگاه کنید، از بقیه توقع داشته باشید یا نه آمدهاید که شاگردی کنید، تلاش کنید تا به نتیجه برسید. اگر شناور شدید میتوانید پیش بروید اگر سنگ شدید و به قعر (انتهای آب) آب رفتید دیگر نمیتوانید به جلو بروید هرقدر تلاش کنید و بااستعداد باشید، حتی اگر به شش زبان نیز مسلط باشید، چون به قعر آبرفتهاید غرقشدهاید.
امیدوارم در این مسیری که قرارگرفتهایم، نتیجه خوبی بگیریم، با چشمباز حرکت کنیم، از نیروی جمع برخوردار شویم، از امکاناتی که در اختیار ما قرارگرفته، استفاده کنیم و قدر آن چیزهایی که داریم را بدانیم و خانواده احیا شود، پیوند محبتها دوباره شکل بگیرد، زیرا هر جا محبت و حسهای خوب باشد، ما احساس آرامش میکنیم، وزندگی شیرین میشود و کار همسفران نیز در این قضیه بسیار مهم است که بتوانند باگذشت و بخشش، آن محبت را دوباره احیا کنند.
تایپ: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون یک)
ویرایش: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دو)
عکس:همسفر مهدیه رهجو راهنما همسفر زهره (لژیون یک)
ارسال: راهنما همسفر الهام
نمایندگی همسفران اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
441