به نام قدرت مطلق الله
در سی دی شناور استاد امین میفرمایند: هدف اصلی کنگره ۶۰ احیای انسانی است چراکه با به رهایی رسیدن مسافرها و به آرامش رسیدن خانوادهها محبت دوباره در زندگی آنها ترمیم میشود. جشنهای کنگره بهمرورزمان معانی خودش را پیدا کرد، من همیشه این صحبت را میکنم بایستی که خوشحالی باشد تا ما جشن بگیریم وگرنه جشنها یکسری تاریخها هستند در تقویم که هیچ مفهوم دیگری در پشت سر آنها نیست. جوامعی که خوشبخت هستند دنبال بهانه برای شادی کردن میگردند و جوامعی که اندوهگین هستند دنبال بهانه برای عزاداری يا سوگواری میگردند، البته عزاداری و سوگواری هم جای خودش است و یکبخشی از زندگی است و زیبایی خودش را دارد.
شادیها و خوشحالیها در جمع اتفاق میافتد چون در جمع و دورهم بودن انسانها باعث میشود شادیها شکفته شوند و این به ما میگوید که بودن تکتک انسانها چقدر مهم است چون شادی را از درون به بیرون منتقل میکند، پس وقتی ما در کنار یکدیگر جمع میشویم میتواند در دو جهت منفی يا مثبت و ساختن باشد. درکنگره وقتی ما در کنار هم قرار میگیریم معجزه اتفاق میافتد چراکه تکامل در جمع صورت میگیرد، پس اين قدرت جمع است که درمان در آن اتفاق میافتد البته به شرطی که از اصول و قوانین کنگره پیروی کنیم تا به نتیجه لازم برسیم. این مسئله برای همسفران و مسافران تفاوت چندانی ندارد چراکه حال هر دو نفر خراب است، یکی با مواد حالش خراب است و دیگری بدون مواد حالش خراب است، هر دو نفر بایستی این مسیر را طی کنند تا روزبهروز قویتر شوند. استاد امین قبلاً در پارک لاله فرموده بودند: اینکه انسان در کجا باشد خیلی مهم است. آقای مهندس همیشه میفرمایند: باید مکان، زمان و سخن مناسب باشد. ما بایستی ببینیم مکان مناسب کجا هست که حضورداشته باشیم. جای من درکنگره نزد کسانی است که این مسیر را رفتهاند، کسانی که عین خود من هستند، کسانی که حسشان با من مشترک است یا در دانشگاه کنار کسانی که مثل خود من بیست سال یا پانزده سال درس خواندند، من بایستی پیش همبازیهای خودم باشم، کسانی که همجنس خودم هستند.
ما باید ببینیم به آدمها با چه حسی نگاه میکنیم، آیا از بالا به بقیه نگاه میکنیم؟ اینکه تجربه من بیشتر است یا خیلی از راهها را رفتهام. چگونه ديدن و چگونه بودن ما تعیین میکند که مثل سنگ به ته آب برویم، اکنون در آب شناور هستیم؛ اما اگر دچار تکبر، منیت و خودبینی باشیم مثل سنگ میشویم و به ته آب میرویم و هر میزان تلاش کنیم و زحمت بکشیم فایدهای ندارد؛ زیرا غرقشدهایم؛ اما وقتی شناور بودن را از راه درست یاد بگیریم آنوقت میتوانیم در طول زمان تبدیل به شناگر خوبی شویم.
انسان باید هرروز این سؤال را از خودش بپرسد که بایستی در کجا باشم و چگونه با مسائل روبرو شوم تا به جواب برسم. اصول ساده هستند، ما انسانها پیچیده هستیم، زمانی که انسان پیچیده میشود اصول برايش سخت به نظر میرسد؛ اما وقتی اندکاندک آموزش دید مطالب هم برايش ساده میشود.
در پایان انسان بایستی قدر چیزهایی که در اختیار دارد را بداند وگرنه این همان کفری است که در آموزشها گفتهشده است.
به قلم: همسفر راضیه، راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه، راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
1072