English Version
This Site Is Available In English

محبت، به دنبال نفع خود نیست

محبت، به دنبال نفع خود نیست

محبت یعنی بردباری و مهربانی محبت فخر نمی‌فروشد دارای کبر و غرور نیست، محبت به دنبال نفع خود نیست و کینه به دل نمی‌گیرد، محبت از بدی مسرور است، محبت با همه چیز مدارا می‌کند و همواره ایمان و امید دارد، محبت هرگز پایان نمی‌ پذیرد. پله‌ها یکی‌یکی طی شدند و از راه‌های صعب العبور گذشتیم، با آموختن وادی‌ها تجربه کسب کردیم با تفکر صحیح  خدمت بی‌منت به نقطه‌ای رسیدیم که گویی عشق و آرامش ابدیت در جز جز آن نهفته است.
آری با رسیدن به وادی چهاردهم آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی‌ست همان آغوش گرم و محبت بی‌پایان خدمت‌گذاران کنگره بود که با لبخند زیبا در بدو ورود حس بسیار خوشایندی به انسان می‌دهد، بدون آنکه حتی از گذشته و حال شخصی فرد کوچکترین اطلاعی داشته باشند محبت می‌کنند، بدون در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی و شغل همه در یک سطح و در یک طبقه قرار گرفته می‌شوند، هیچکس به خاطر گذشته‌اش بازخواست نمی‌شود و تنها جایی است که با کوله‌باری از غم و غصه وارد و با رویی گشاده از آنجا خارج می‌شویم زیرا در دریایی از محبت شناور هستیم گویی موج‌های آن با محبت عجین شده‌اند، به هر سو که می‌نگریم عشق و محبت هویدا می‌شود هیچکس با هیچ کس نسبت فامیلی یا خونی ندارند اما صمیمانه در کنار هم ساعات طولانی را سپری می‌کنیم، گویی تمام رنج‌ها برای همه‌ی اعضا است؛ ناگفته نماند همه این‌ها را مدیون بزرگ مرد فرهیخته چون جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان هستیم.
همه ما در تاریکی که مانند پیله‌ای در دور خود‌ تنیده گرفتار بودیم و نجات یافتن بسیار برایمان سخت و طاقت فرسا بود اما این‌ها را مدیون ایشان هستیم که با آموزش و قرار دادن تجربه خود بی‌منت ما را از پیله خود رها نموده و در دریای محبت شناور کردند.
وادی چهاردهم ما را وا می‌دارد بیندیشیم که محبت یک وظیفه است ما نباید محبت را به مانند دکان داری تصور کنیم و در کفه ترازوی خویش قرار دهیم، باید دانست محبت از تک‌تک سلول‌های بدن جاری می‌شود پس باید بی‌منت ارائه داده شود مانند خدمتگزاران کنگره که از وقت و خانواده خود می‌گذرند تا به انسان‌های مانده در تاریکی کمک کنند.
آری محبت واقعی را باید در محضر راهنمایان کنگره آموخت، تمام خدمتگزاران به ما محبت و عشق ورزیدن بی‌قید و شرط را آموزش می‌دهند ما در این وادی می‌آموزیم که اساس هر چیز بر پایه عشق و محبت است، محبت واقعی توأم با معرفت عقل و ایمان است نه فقط حرف‌هایی که از روی عادت هر از گاهی بر سر زبان می‌آوریم، به عبارتی عشق یعنی گذشتن از خویش و این جمله بسیار عظیم است وقتی به عمق این جمله عظیم نگاه می‌کنم به این پی‌می‌برم که بزرگان و راهنمایان ما چه محبتی در قبال ما انجام داده‌اند و فعل وادی چهاردهم را صرف نموده‌اند این گونه عاشق می‌شوند اما نه عشقی که خود شیدایی مستان است فروکش کند، بلکه عشقی است که در جمع بی‌کران هستی باورش کار هر کسی نیست مگر معنای آن بداند، آری عاشقی است که از مرحله سخت و صعب العبور نفس اماره گذشته و با رسیدن به مرحله دانایی و آگاهی می‌دانند، مردن عشق است دوباره زنده شدن عشق است مرگ پایان زندگی نیست بلکه شروع حیات در بعد دیگر است و این چرخه همچنان ادامه دارد؛ مهربان باش که این عمر گران می‌گذرد قدر این لحظه بدان چرخ زمان می‌گذرد بر لبی گل بنشان دست فقیری تو بگیر، هرچه با هرکه کنی بر تو همان می‌گذرد.

نگارش: همسفر نساره، راهنما همسفر سپیده (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر فاطمه، راهنما همسفر سپیده (لژیون سوم)
ثبت: همسفر مهدیه (خدمتگزار سایت )
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .