English Version
This Site Is Available In English

عشق و‌ محبت راستین

عشق و‌ محبت راستین

همسفر لیلا
در شروع وادی چهاردهم پیام اول توجه‌ من را جلب کرد: آن‌چه باور است محبت است و آن‌چه نیست مانند ظروف تهی است؛ انسان‌هایی هستند که محبت را نمی‌دانند و برای هر کسی قابل قبول نیست مگر این‌که معنای این جمله را درک کنند؛ برای آنان که به دنبال حال‌ خوش هستند دو راه وجود دارد، یا به نیروهای راستین که خواهان حق‌ و‌حقیقت و در راه صراط مستقیم هستند ملحق می‌شوند یا صبر می‌کنند که نیروهای ضدارزشی، مخرب و بازدارنده آن‌ها را همانند گردبادی بزرگ به عمق ظلمات و تاریکی کشاند. در مقابل‌، امواج عشق‌ و‌ محبت در کائنات یکدیگر را جذب می‌کنند و انسان‌هایی که دارای این خصوصیات هستند همدیگر را پیدا می‌کنند و با جمع‌ شدن و جذب‌ شدن به هم، خطی درست می‌کنند تا خود و دیگران که همراه با آن‌ها هستند را پیدا می‌کنند و هر روز زیاد می‌شوند و در نتیجه از نیروهای مخرب کم می‌شود؛ مانند مسافرانی که در مسیر کنگره قرار گرفته‌اند و روز به روزشان با کسب آگاهی و عمل به آن بهتر می‌شوند و به آرامش می‌رسند. درهای بسته روزی باز خواهند شد و آن‌چه می‌کاریم، رشد خواهد کرد باید حرکت کرده  و قدم‌هایمان را استوار و باورهایمان را قوی کنیم و صبر داشته باشیم.
عشق یعنی از خود گذشتن و کسی که عشق نداشته باشد نمی‌تواند از آن سخن بگوید. عشق با محبت آغاز می‌شود، عشق کلمه‌ای است که آرام‌آرام آغاز می‌گردد و کم‌کم معنای محبت پیدا می‌کند و در ادامه به کلمه‌ای دیگر پدیدار می‌گردد. اگر خواستیم بنویسیم، خواسته و آرزوهایمان را محکم بنویسیم و هرچه در درون خود سخاوت داشته باشیم با فرمانروایی بر قلم، همانند شمشیری برنده، می‌توان بر قلب‌های تشنه وارد شویم و به‌جای دعوا آن‌ها را با عشق و محبت سیراب کنیم، جهان ما به گلستان تبدیل می‌شود. عشق در همه‌جا موج می‌زند کافیست دستمان را دراز کنیم؛ اگر دست و دلمان خالی از کینه، نفرت، حسادت و انتقام‌جویی باشد عشق در دستان ما قرار دارد؛ تو می‌توانی عشق را پس بزنی اما عشق هرگز تو را پس نمی‌زند؛ زیرا همه در عشق شناور هستند. مثلث عشق دارای سه‌ ضلع است؛ سایه‌ها، جاذبه و حس که هر کدام به نوعی پایه‌های اصلی عشق هستند. محبت‌ و‌ عشق آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما همه در پی یک‌دیگر روان هستیم تا بدانیم آن‌چه نمی‌دانیم و گاهی هم ما در پی یک‌دیگر روان هستیم تا عشق گُم‌کرده‌ خود را دوباره پیدا کنیم. برای جذب ارزش‌ها باید به مرور زمان، ذره‌ذره از ضدارزش‌ها دوری کنیم و به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم و این انجام نمی‌شود مگر با آموزش صحیح، تفکر، کسب تجربه و آگاهی انسان. با معرفت، شناخت و آگاهی می‌توان جلوی امواج مخرب را گرفت.
در آخر این جمله زیبا را یادآور می‌شوم که پله‌های رسیدن به عشق خالق (قدرت مطلق) عشق بلاعوض به مخلوقین او است، مانند راهنمایان کنگره ۶۰ که همانند چراغی روشن و پرنور ما را به سمت روشنایی‌ها هدایت می‌کنند؛
«دست‌هایی که کمک می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.»

همسفر لیلا (ق)
عشق زیباترین احساسی است که انسان می‌تواند تجربه کند. عشق یعنی گوش فرادادن به ندای قلب، تجربه رضایت و شادی در زندگی؛ همان معجزه‌ای که به ما انگیزه زیستن می‌دهد؛ همان درمان‌گر هر درد بی‌درمان که ما انسان‌ها پیوسته به دنبال آن هستیم. عشق همان ودیعه الهی در نزد انسان است که راه کمال، سعادت و دلیلی برای بودن را به ارمغان می‌آورد. ما آفریده شدیم تا عاشق شویم، عشق بورزیم و به کمال برسیم.
وادی چهاردهم وادی عشق است، اولین پیام وادی چهاردهم به این مضمون می‌باشد: آن‌چه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است. انسان‌هایی هستند که از نظر محبت خالی هستند یا به عبارتی محبت واقعی در وجود آن‌ها قرار ندارد و در مقابل، انسان‌هایی هستند که به عمق عشق و محبت رسیده‌اند و چنان لبریز شده‌اند که می‌توانند آن را بی‌دریغ به دیگران ببخشند و همیشه ظرف وجودی آن‌ها لبریز می‌شود.
زمانی که محبت قراردادی نباشد؛ سخن، لمس و مقام، نقشی در دوست‌ داشتن نداشته باشد آن موقع است که محبت واقعی ظهور می‌یابد و ما حتی انسان‌هایی که خطایی را به طور عمد هم انجام داده باشند خواهیم بخشید.
دوباره به جمله « آنچه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است» برمی‌گردیم؛ زمانی که در آن تفکر کنیم برای ما روشن می‌شود که عشق و محبت راستین است که در باورها می‌نشیند؛ حس‌ها را برمی‌انگیزد و به عبارتی انفجار باروت است.
در وادی چهاردهم، معنای واقعی عشق پدیدار می‌شود که اصل آن متعلق به خداوندی است که همه مخلوقات را آفریده و ذره‌ای از این عشق را در وجود آن‌ها قرار داده است. هر انسانی بخواهد به کمال برسد، بدون سلاح محبت، پیمودن این راه دشوار برای او امکان‌پذیر نیست. ما انسان‌ها که ذره‌ای از وجود باری‌تعالی هستیم باید این صفت درونی خود را تقویت کرده تا بتوانیم به محبت واقعی دست پیدا کنیم.
عشق به دو گروه عام و خاص تقسیم می‌شود:
۱- عشق خاص: عشقی که هر فردی به آن‌چه در مالکیت او است اعم از جان‌دار یا بی‌جان می‌دهد.
۲- عشق عام: عشقی است که هر فرد به آن‌چه در هستی است می‌دهد؛ این‌جا است که عشق صورت زیبای خود را نمایان می‌کند.
مثلث عشق دارای سه ضلع است؛ جاذبه، سایه‌ها و حس. اگر سایه‌ها وجود نداشته باشد، عاشق و معشوق مفهوم ندارد، عشق با مرگ از بین نمی‌رود، چون عشق‌ و محبت آغاز و‌ پایان ندارد؛ گاهی نیز همه ما در پی هم روان می‌شویم تا بدانیم آن چیزی که در مورد عشق و محبت نمی‌دانیم.
قدرت عشق آن‌قدر زیاد است که  وقتی پای خود را روی گداخته‌های آتش می‌گذاری یا راه می‌روی حس نمی‌کنی گداخته‌های آتش پاهای تو را می‌سوزاند چون این را می‌دانی که پشتوانه‌ای داری به نام عشق و این عشق تو را در همه‌جا پشتیبانی می‌کند. تو هر چه‌قدر در زندگی سختی داشته باشی به خاطر عشق، این سختی‌ها را با کمال آرامش پشت سر می‌گذاری؛ همان‌طور که قدرت مطلق، برای نمایش عشق خود به مخلوقات به امواج عشق فرمان داد تا در دل ذرات بروند و اقدام به خلق جهان آفرینش ‌و موجودات کنند.
رسیدن به عشق حقیقی مراحلی دارد:
۱‌‌- عشق مخلوق به مخلوق
۲- عشق مخلوق به خالق که در این‌جا عاشق را حساب با عشق است با معشوق کاری ندارد، به تمام هستی عشق می‌ورزد و هیچ انتظاری از آن‌ها ندارد چون همه چیز را جزئی از قدرت مطلق می‌داند.
۳- عشق خالق به مخلوق که بالاترین مرحله در جهان آفرینش است؛ رسیدن به این مرحله، در اثر تلاش و کوشش فرد و رسیدن به سطح آگاهی و دانایی به‌دست می‌آید که این تعالی، مستلزم تزکیه و پالایش است‌؛ در این‌جا فرد به مرحله شو، شَوَد می‌رسد که بالاترین جایگاه انسانی است. انسانی که به این مرحله تعالی رسیده باشد، سپاس‌گزار هر‌ آن‌چه در هستی وجود دارد می‌باشد.
برای حسن ختام از پرچم‌دار محبت، استاد رعد کمک می‌گیریم:
«محبت اتفاق نیست، تقدیر نیست. محبت دامنه وسیع یک کمان بی‌انتهاست، واقعی است، صوری نیست؛ اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم دل می‌خواهد، به آن ارج بگذاریم.»

لیلا همسفر جلال
آن‌چه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است. خداوند شروع خلقت را با محبت آفرید و عشق را از محبت الهی بنیان نهاد، عشقی در وجود انسان بنا کرد که توأم با معرفت، عقل و ایمان باشد که وسعتی به اندازه کمانی بی‌انتها دارد و رؤیت آن با چشم ظاهر ممکن نیست، عشقی با منشأ الهی که به انسان انگیزه زندگی در مسیری که پیشرو آن الله است، می‌دهد و تلاشی برای رسیدن به آرامش را رقم می‌زند. بیشترین ارتعاش از عشق و محبت الهی در وجودی بی‌نظیر مثل مادر نقش گرفته است که برای همگان قابل درک است، عشقی که ابراز آن همانند راه‌ رفتن بر روی آتش است، آتشی که هیزم آن از مثلث عشق و ایمان و عقل گُر می‌گیرد و اگر این مثلث را کاملاً آموزش بگیریم از گرمای این آتش ساخته می‌شویم و حرکت درست را به سوی کمال در پیش خواهیم گرفت، در آن موقع به این باور می‌رسیم که زندگی با تمام مشکلات و سختی‌ها زیباست و در هر زمان با معرفت و دانایی روز‌افزون در کوله‌بار خود می‌توانیم عشق را با تمام وجود درونی درک کنیم.

گردآوری: رابط خبری همسفر فاطمه لژیون راهنما همسفر فهیمه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهرا لژیون راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی وکیلی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .