به نام قدرت مطلق الله
چهاردهمین جلسه از دور دوم سری کارگاه ھای آموزشی کنگره ۶٠ نمایندگی صبا با استادی راهنمای محترم مصطفی ، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه "وظایف رهجو و راهنما" در روز چهارشنبه 11بهمن ماه ١۴٠٢ راس ساعت ١٧:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم در شعبه صبا در خدمت شما هستم وامیدوارم جلسه خیلی خوبی را در کنار هم داشته باشیم.
در مورد دستور جلسه، من باید بدانم هر ارگانی هر شرکتی اولین چیزی که به من می گویند این است که یکسری وظایف را باید انجام بدهی و من باید حتما آن وظایف را انجام بدهم که آن ارگان من را استخدام کند یا بپذیرد، حالا از نوع پوشیدن لباس سر موقع آمدن یا مسایل دیگر.

داخل کنگره نیز وضعیت به همین صورت است، ما زمانی که وارد کنگره 60می شویم، سه جلسه مشاوره یعنی وظایف من را به من اعلام می کند تا من به درمان برسم و من باید این کارها را انجام بدهم و این وظایف اجباری است و اگر انجام ندهم عذر من را می خواهند و اینکه اگر این کار ها را انجام ندهم قبل از اینکه عذر من را بخواهند، من حالم آنقدر خراب می شود که خودم عذر خودم را می خواهم.
پس این وظایف خیلی مهم است هم برای من رهجو، هم برای راهنما البته راهنما خودش یک رهجو است، ما همه رهجو هستیم برای راهنماهایمان.
اصلی ترین وظیفه رهجو این است که اول حضور داشته باشد، اگر من داخل جلسات حضور نداشته باشم و حضور نامنظم من بخاطر فشار خانواده و محل کار باشد نشان دهنده این است که من وظیفه پذیر نیستم، فرمان پذیر نیستم.
می آیم حالا یک مدت می مانم و کوچکترین تلنگری که به من می خورد می روم دنبال کار خودم اما وقتی من خواسته درمان دارم بعد از سه جلسه مشاوره یواش یواش این وظایف شروع می شود.
مهمترین قسمت حضور است، اگر من حضور داشته باشم می توانم آموزش بگیرم، اگر من حضور داشته باشم می توانم در پروسه درمان بمانم.
بعد از آن وظیفه بعدی نوشتن سی دی است چرا باید بنویسم؟
چون سی دی نوشتن همان آموزش جهان بینی است، من باید یک چیزهایی بدانم و قوانین بازی را یاد بگیرم، قوانین بازی فردی که می خواهد درمان شود.
من قوانین بازی فرد مصرف کننده را بلد بودم که چندین سال مصرف می کردم و همه جوره بلد بودم دروغ بگویم، از هر جای ممکن هزینه مصرف مواد را تهیه می کردم و......
درمان هم یکسری قوانین خاص خودش را دارد و علاوه بر آن آموزش جهان بینی یعنی اینکه من در آسایش و آرامش بتوانم زندگی کنم.
من اگر این آموزشها را نیاموزیم چطور می توانم راه را پیدا کنم، مگر رهجو معنایش جوینده راه نیست؟
راهنما نیز یعنی کسی که راه را نشان می دهد و تابلوهایش نیز همان وظایفی است که من باید انجام بدهم، بعنوان مثال تابلو اول می گوید باید حضور داشته باشی، تابلو دوم یعنی نوشتن سی دی، تابلو سوم یعنی پوشیدن پیراهن سفید و ....
رهجویی که این تابلو ها را ببیند و انجام دهد بطور قطع به هدف می رسد و این دقیقا همان چیزی است که راهنما از من می خواهد.
نکته بعدی طوری که من می دانم راهنما در کنگره 60 فقط راهنمای درمان اعتیاد است، راهنما کاری به مسایل مالی، خانوادگی، کاری و... رهجوها ندارد، من راهنما وظیفه ام فقط همین است که در مورد مسایلی که در مورد درمان اعتیاد آموزش دیده ام آنها را به رهجوهایم انتقال بدهم.

در آخر درمان در کنگره و وظایفی که رهجو ها دارند طبق فرمایش آقای مهندس از همه مراکزی که در زمینه اعتیاد کار می کنند خیلی خیلی راحتر است، پس باید قدر این راه و صندلی را بدانیم.
این را هم اضافه کنم که راهنما ها عاشق رهجوهایشان هستند و این محبت و عشق بلا عوض و از روی عشق است.
ممنونم که به حرفهای من گوش کردید.
تهیه و ارسال مطالب: مسافر حمیدرضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
499