جلسه هفتم از دور هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صادق قم با استادی مسافر حسین و نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر حافظ با دستور جلسه «ازدواج» سهشنبه 03بهمن ماه ۱۴۰۲ رأس ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد.

سخنان استاد:
ممنون از دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند و ممنون از دبیر جلسه که خلاصه گزارش جلسه قبل را اعلام کردند، من اول از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردند تا من مسافر در اینجا حضورداشته باشم و آموزش ببینم و خدمت کنم، واقعاً جای تشکر و قدردانی دارد که من با اعتماد بهنفس در این جایگاه بنشینم و برای ۱۰۰ نفر صحبت کنم و تشکر میکنم از ایجنت و گروه مرزبانی و مرزبانهای دوره بعد که بهزودی قرار است خدمت نمایند.
من صحبتم را با حدیثی از پیامبر اسلام شروع میکنم که میفرمایند؛ هرکس که ازدواج کند نصف دینش را کامل نموده است زیرا ازدواج باعث میشود از یکسری ضد ارزشها دوری کند و کارهایی که مربوط به نفس اماره انسان است را کنترل کند. ازدواج زمان و موقعیت مناسب خودش را میطلبد که هر انسانی به سن ازدواج رسید باید طبق سنت الهی ازدواج کند و باید در زمان مناسب این امر صورت بگیرد حتی اگر میوه در زمان مناسب از درخت چیده نشود فاسد میشود، پس باید سعی کنیم بهموقع ازدواج کنیم.
بازهم حدیثی است که میفرماید اگر کسی از ترس فقر ازدواج نکند به لطف خداوند بیگمان شده است چرا که خداوند میفرماید اگر کسی فقیر باشد ازدواج کند من از فضل و کرم خودم ایشان را بینیاز خواهم کرد. ازدواج یک سنت الهی است که پروردگار در وجود هر زن و مردی قرار داده است و هر کس با عشق و محبت میتواند در زندگی خود پیشرفت نماید. ازدواج چیست و ما برای چه ازدواج میکنیم؟ آقای مهندس در CD ازدواج میفرمایند 1-هر انسانی ازدواج میکند برای حب بقا است یعنی دوست دارد که زندگیاش ادامه داشته باشد و هر کس که میخواهد در هستی پایدار باشد باید ازدواج کند تا بقای خودش را حفظ نماید ۲-به خاطر حب ذات یعنی هر شخصی دوست دارد بعد از مرگش نام و یادش زنده بماند و ثروتش به همخونش برسد، ازدواج میکند، حتی در حیوانات و گیاهان هم این وجود دارد و برای حب بقا و کثرت هم نوع خودشان سعی میکنند که تکثیر بشوند.
باید بدانیم که زن و مرد برای تکامل یکدیگر آفریده شدند و آقای مهندس میفرمودند که من یک کلیپی دیدم که یک خانمی بود که ۲تا دست نداشت و همسری داشت که ۲تا پا نداشت و اینها به کمک یکدیگر، کارهای همدیگر را انجام میدادند؛ مثلاً درجایی که لازم بود، آقا با دستکارها را انجام میداد و جایی که نیاز به پا بود، خانم پای بنده خدا میشد و وقتی میخواستند بیرون بروند، خانم سبدی داشت و آقا را داخل سبد و پشت خودش میگذاشت و میرفت. ما هم در زندگی زناشویی باید مکمل یکدیگر باشیم و از همدیگر یاد بگیریم، لازم نیست خانمی بتواند کارهای مرد را انجام بدهد و هر مردی هم نمیتواند کار زن را انجام بدهد.
به نظر من جنس مؤنث،جنس لطیفی است و هر کس باید کار خودش را انجام دهد.چند مطلب دیگر که آقای مهندس صحبت میکردند،راجع بهداشت مشترک در زندگی است که بایستی رعایت کنیم،کسی که متأهل است باید به فکر همسرش باشد و بدنش بوی بدی ندهد و استحمام کند ،حداقل روزی یکبار دوش بگیرد،آقای مهندس میفرمودند حتی زمانی که مشکلی پیشآمده بود و بازداشت بودم،با آب سرد دوش میگرفتم، بهداشت مسئله مهمی است.روش کنگره ۶۰ الگویی است،وقتی راهنمای من بالباس منظم و مرتب میآید میخواهد به من بفهماند که تو هم باید مرتب و منظم باشی، با این سن من راهنما نمیگوید که حسین چرا ناخنهایت را نگرفتی یا موهایت را اصلاح نکردی ،من باید به این آگاهی برسم و ببینم و الگو بگیرم و به خودم برسم و لباسهایم مرتب باشد.یکی از دوستان را میشناختم که هیچوقت ناخن پاهایش را نمیگرفت و من میگفتم اگر ناخن پاهایت جایی گیر کند،بلند میشود.چون ما مصرفکننده بودیم به این چیزها دقت نمیکردیم،آقای مهندس میفرمایند از عطر اودکلن استفاده کنید که برای دوام زندگی بهتر است.
در زندگی مشترک حرمتهایی است بین همسر و فرزند که واجب است ، همینطور که در کنگره حرمتها را رعایت میکنیم باید در خانواده هم حرمتها را رعایت کنیم. مسئله دیگر تجسس کردن است که حق نداریم در کار همسرمان تجسس کنیم و یا گوشی او را چک کنیم، باید به همدیگر اطمینان داشته باشیم، مثلاً یکمیلیون تومان که به همسرم میدهم، هفته بعد نپرسم که این یک میلیون تومان را چهکار کردی؟
آقای مهندس درباره پسانداز کردن خیلی تأکید کردهاند، مثلاً من ۴ تا بچهدارم و میبینم بچههایم وقت ازدواجشان رسیده و یکمیلیون تومان هم پولندارم، بچهها نگاه میکنند و میبینند پدرشان چند سال کارکرده و اگر ازدواج کنند، جهیزیه را طرف میدهد، حداقل باید پول تالار را داشته باشم که بدهم که بچهام ازدواج کند و یک تالار بگیرد. پسانداز خیلی خوب است و آقای مهندس هم میفرمایند که زندگی آرامی داشته باشیم. ازدواج مثل هندوانه دربسته است و درست است که ازدواج تقدیر و خواست است ولی باید خواست را داشته باشیم و قدم پیش بگذاریم و ازدواج کنیم؛خواستن توانستن است. تمام این چهارده وادی میگویند که باید انسان باشی و انسانی زندگی کنی و بگذاری که دیگران هم زندگی کنند.
.jpg)
اهدای لوح تقدیر سردار:

جلسه هماهنگی راهنمایان:


عکاس: مرزبان خبری مسافر مجید
تایپ و ارسال خبر: مسافر محمد مهدی لژیون دوم و مسافر محمد جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
598