English Version
This Site Is Available In English

عبور از تاریکی و حرکت به سمت نور

عبور از تاریکی و حرکت به سمت نور

امروز می خواهم دلنوشته ای از وادی یازدهم به تحریر درآورم. همان طور که در ابتدای وادی یازدهم جناب مهندس بیان کرده اند: «آنگاه که روشنایی،آبستن تاریکی بود، اهریمن از فرمان سرپیچی کرد،گویی نقطه ای سیاه و تاریک از دل روشنایی ها زاده شد».
جناب مهندس در این وادی بسیار شیرین و بادقت بیان نموده اند و توصیف این اهریمن کاملاً درست و به حق است. من این وادی را گوشت و پوست و استخوانم حس کرده ام،بسان رودی که به سمت روشنایی در حرکت بود امّا،ما در خلاف آن حرکت می کردیم. پس از سال‌ها، سلامت جسمی و روانی مان دست خوش فراز و نشیب این دیو با زندگیمان شد. زمانی که کودک بودم و ذهنم خالی از سیاهی و مثل یک دفتر سفید بود.این دیو بد صفت بر زندگیمان سایه افکند.
در قسمتی از این وادی بیان شده است: (که اگر انسان بر مادیات سوار باشد نیمی از قدرت اهریمن را شکست داده،اما اگر مادیات بر تو سوار باشند بدان که صددرصد تو راشکست خواهد داد)این اتفاق برای پدر من نیز رخ داد و چون مادیات بر او سوار شدند، او سرخوش از اینکه سلامتی و ثروتش همیشگی است و خود را همه چیز تمام می‌دانست ،ابتدا با گیاه خشخاش که به قول مهندس: «اگر در دست دانایان باشد دارویی شفا بخش است و بالعکس در دست نادانها زهری خطرناک و کشنده که باعث سرخوشی و بهانه شادی کوتاه مدت است». آشنا شد. زمانی او در ذهن من پدری قدرتمند و ستون زندگیم بود که رفته رفته به انسانی دروغگو، بزدل و ترسو تبدیل شد و به بهانه ترک مرحله قبلی همه مراحل این اهریمن را طی نمود.حال نمیدانم کجاست،امیدوارم در جهت نور و روشنایی مطلق باشد.
هم اکنون پس از مدتها که از آن روزهای سیاه می گذرد. مسافرم به دام این اهریمن گرفتار شده است.خدا را شاکرم که بعد از ۳سال جنگیدن با این دیو بد سرشت، با کنگره آشنا شدیم و کنگره علاوه بر مسافرم برای من نیز نور امیدی شد، نوری به سمت روشنایی، چون رودی روان و پر تلاش شده ایم که از راکد بودن فرار کرده و در حال عبور از فراز و نشیبها، منتظیریم تا به دریا و نور مطلق برسیم.
قبل از آشنایی با کنگره، برخلاف جهت رود حرکت می کردیم و همۀ انرژی و توانمان در این مسیر مصرف می شد و نیرویی برای ادامه زندگی نداشتیم. انسانهایی راکد و بدون تحرک بودیم. من نیز خوشحالم که به سمت قوانین الهی و انسانیت نزدیک می شوم، دروغ نمی گویم، قضاوت نمی کنم و متکبر نیستم و... .
حال از جناب مهندس و خانواده محترمشان و اعضای کنگره ۶۰ متشکرم که بستری را فراهم نموده اند برای تبدیل از نهری باریک به رودی خروشان در حرکت باشیم تا به سمت دریا که شناخت مطلق حق و روشنایی هاست قدم برداریم.
هر چند این راه هم سخت و هم سهل است، ولی قلبا خوشحالم که درحال عبور از تاریکی به سمت نور و مکانی که از آن انشعاب یافته ایم در حرکتیم.

دلنوشتۀ همسفر مبیتا، راهنما: همسفر سپییده (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر صدیقه (خدمتگزار سایت)
همسفران نمایندگی مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .