چطور میتوانم فرمانده لایقی باشم؟
در طول تاریخ بشر فرمانروایان زیادی بودهاند که به علت بیکفایتی و بیلیاقتی، سرزمین خود را ازدستدادهاند و اداره آن را بهاجبار به دست نیروهای بیگانه سپردهاند؛ اما فرمانروایان لایق همگی خصوصیات و ارزشهای فردی و اخلاقی مشترکی داشتهاند که نالایقان از آنها بینصیب بودهاند که تمام اینها از کودکی به آنها آموزش داده میشده. البته بهجز آموزش، این ارزشها همراه با خواست خود آنها برای حرکت در مسیر مستقیم بوده که تبدیل به وجه تمایز این دو گروه فرمانروایان از یکدیگر شده است.
در سرزمین جسم و نفس انسان هم دقیقاً همین قاعده صادق است؛ یعنی کسی بر جسم و نفس خود فرمانروا است که تحت فرمان آموزشها قرارگرفته باشد وگرنه باید دیر یا زود فرمانروایی خود را به جبر به دست نیروهای اهریمن بسپارد. جسم و نفسی را که فرماندهان لایقی مثل عقل، عشق و ایمان آباد و متعالی نسازند قطعاً توسط فرماندهان نالایقی چون حسد، کینه، نفرت، خشم و دروغ روبهزوال میرود و ویران خواهد شد. در این میان ،دانایی تنها ابزار نجات سرزمین وجود ماست که در پرتو آموزش، تفکر و تجربه به دست میآید.
آموزش زمانی صورت میگیرد که ما فرمان پذیر باشیم و از طرفی منیّت هم خود عامل بازدارنده آموزش گرفتن است. البته پیدا کردن منبعی که بتوان از آن آموزش صحیح گرفت و در فرمانبرداری از آن به بیراهه نرفت هم کار راحتی نیست. در کنگره ۶۰ برای مصرفکنندگان و خانوادههایشان این امکان فراهمشده تا بتوانند تحت فرمان انسانهای لایق آموزش ببینند و به لطف خدا بهفرمان عقل نزدیک شوند. حالا اینکه چقدر بتوانیم بهعنوان یک همسفر و یا مسافر از این بستر مناسب استفاده کنیم و با فرمانبرداری به فرماندهی لایق و کارآمد تبدل شویم در ادامه راه در سفر دوم مشخص میشود. البته حرکت ما هم در سفر اول و تلاش ما برای ایجاد یک ساختار آموزش پذیر قطعاً تأثیرگذار است و تعیینکننده خواهد بود.
همسفر احمدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
100