English Version
This Site Is Available In English

سی دی علم زندگی

سی دی علم زندگی

خلاصه سی دی علم زندگی

در سی دی علم زندگی اشاره‌شده به کارهایی که چگونه خوب زندگی کردن را بیاموزیم. ما در زندگی آموزش‌هایی می‌بینیم که درست را از غلط تشخیص دهیم و همه علوم در زندگی به انسان اهداشده که بتواند آموزش‌های درست را دریافت کند و هنر زندگی کردن را بیاموزد. وقتی در کنگره هنر زندگی را یاد می‌گیریم فقط مسئله اعتیاد نیست که برای ما آشکار می‌شود؛ بلکه در اینجا دریافت می‌کنیم که در زندگی در چه مرحله‌ای هستیم و هنوز به رشد عقلی نرسیده‌ایم و درگذشته چه اشتباهاتی به خاطر ندانستن و ناآگاهی خود مرتکب شده‌ایم. از روزی که پا به کنگره گذاشته‌ایم فهمیدیم که عشق اولین چیزی است که انسان باید در وجود خودش داشته باشد و با عشق درون است که می‌تواند به همه هستی خدمت کند. آقای مهندس در این سی دی فرمودند که تغذیه غلط و بی‌خوابی و غیره می‌تواند فیزیولوژی انسان را به هم بریزد و ایجاد مشکل در بدن انسان کند. ناامیدی بزرگ‌ترین مشکل انسان‌های مصرف‌کننده است که با مصرف مواد فراموش می‌شود. ما تک‌تک روی وادی‌ها کار می‌کنیم و ناخودآگاه مشکلات زندگی را حل می‌کنیم؛ چون در کنگره ما به علمی دست پیدا می‌کنیم که در زندگی به کمک ما می‌آیند و ما را در حل مشکلات یاری می‌کنند و این علم مانند کلیدی هست برای باز کردن قفل‌هایی که خود ما با نادانی و کم‌خردی ساخته‌ایم و حال خود ما این کلید را با آموزش و دانشی که کنگره به ما ارزانی داشته می‌سازیم تا همیشه در نزد خود داشته باشیم که هر جا نیاز بود با آن قفل مشکلات را بازکنیم. 

ما زمانی می‌توانیم مشکلات خودمان را حل کنیم که با حرف‌های دیگران زود ناراحت نشویم و به هم نریزیم و بتوانیم با مشکلات روبرو شویم. نباید کاری کنیم که وقتی مشکلی داریم باعث ناراحتی دیگران شویم. ما وقتی تزکیه را از خود آغازمی کنیم به‌طرف ارزش‌ها حرکت کرده‌ایم و باید بدانیم که ضد ارزش‌ها شخصیت انسان را خرد می‌کند و انسان تعادل کافی برای انجام کارهای درست را ندارد. انسانی که درراه ضد ارزش‌ها راه می‌رود دیگر نمی‌تواند تصمیم برای کارهای درست را بگیرد؛ چون راهی که می‌رود بیراهه است و آسایش و آرامش ما را به هم می‌ریزد و عمر انسان را کوتاه می‌کند. به‌طور مثال یک آموزگاری که به دانش‌آموز درس می‌آموزد، مثلاً از حرف‌هایی که می‌زند خودش هم نمی‌داند که چه می‌گوید. باید اول خودش مفاهیم آنچه را که آموزش می‌دهد را بداند تا این توانایی را در خود داشته باشد که بتواند دانش خود را منتقل کند و باید خودش بداند که در چه نقطه‌ای از آموزش قرار دارد که بتواند آموزش دهد. باید گفته‌ها عین عمل باشد، فقط گفتن نیست، حرف‌های زیادی می‌زند ولی برای خودش هم این حرف‌ها مجهول هستند. باید آموزش به‌گونه‌ای شکافته باشد که انسان در مسیر بداند که کی به نتیجه خواهد رسید و در خود این اشتیاق را برای ادامه راه آموزش ایجاد کند، باید هدفش مشخص باشد و بداند که به دنبال چه چیزی است.

نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)

عکس: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یکم)

تایپ: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)

تنظیم و ارسال: راهنما همسفر زهره

همسفران نمایندگی تاکستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .