جلسه ششم ازدور یازدهم ازسری کارگاه های آموزشی عمومی ویژه مسافران وهمسفران کنگره ۶۰نمایندگی جواد گلپایگان با استادی راهنمامسافراحسان ونگهبانی مسافرمنصور ودبیری مسافرجواد بادستور جلسه"جهان بینی در ورزش"درروز پنجشنبه مورخ نهم آذرماه چهارصدودو راس ساعت۱۶آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا رهایی های این هفته نمایندگی جواد را به تمامی اعضای کنگره تبریک عرض میکنم هیچ چیز به اندازه علم زندگی کردن به انسان کمک نمیکند به این دلیل که به من یاد داد که چگونه زندگی کنم و از زندگی لذت ببرم همه انسانها به دنبال حال خوب و آرامش هستند من در اینجا دارم آموزش میگیرم که چگونه به آرامش برسم اگر بخواهم در مورد فنداسیون انسان صحبت کنم در سوره شمس در این مورد خداوند کاملاً صحبت کرده است و جسم و نفس انسان را کامل و منظم آفریده است خداوند مرا سر دوراهی قرار داد برای رفتن به طرف ارزشها یا رفتن به طرف ضد ارزشها و در اینجا این علم را یاد میگیریم که راه را پیدا کنیم و به سمت آن حرکت کنیم من این فنداسیون را هم در صور آشکار و هم در صور پنهان خراب کردم این ساختمان را میشود با یک کیلو تی ان تی نابود کرد ولی برای ساختن آن احتیاج به خیلی مصالح و زمان و خیلی چیزهای دیگر دارد از برخورد مواد مخدر با انسان موجودیتی شکل گرفت به نام اعتیاد که در اینجا هم باید انسان را بشناسیم هم باید مواد مخدر شناخته شود من با قدرت اختیاری که داشتم با مصرف مواد مخدر در صور آشکار و پنهان خود تخریب ایجاد کردم و کاری کردم که با مرگ هم این اعتیاد از بین نخواهد رفت من در صور آشکار و پنهان یک سیستم شبه افیونی را خراب کردم که درست کردن آن احتیاج به مصالح دارد که یکی از این مصالح همین دستور جلسه است ورزش مکمل درمان است ورزش کردن در سفر اول جزو ضروریات درمان اعتیاد است کسانی که در سفر اول ورزش میکنند با کسانی که ورزش نمیکنند درمان آنها از زمین تا آسمان تفاوت دارد در مسابقات ورزشی در کنگره باخت نداریم ما در مسابقات یا میبریم یا میآموزیم ما از کسی که بهتر از ما بازی کرده است میآموزیم.

دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر مصطفی است برای من صحبت کردن از مصطفی عزیز مشکل است اول به راهنمای عزیزش آقا جواد تبریک عرض میکنم که وجودش را در اینجا حس میکنم به همسفر و راهنمای همسفر ایشان تبریک عرض میکنم یکی از نشانههای وجود آقا جواد در اینجا رهجوهای آقای جواد هستند که در کنگره ماندند و با عشق و محبت خدمتگزار شدند به دیگران خدمت میکنند پیامی که برای آقای مصطفی گذاشتم این بود که هدف از حیات انسان عشق و محبت و کمک کردن به دیگران بود انسان آمد روی زمین که با عشق و محبت آموزش ببیند و به دیگران خدمت کند بقیه چیزها به بیراهه میرود دو تا از خصوصیات بارز آقای مصطفی و همسفر ایشان عشق و محبت و خدمتگزاری در کنگره است این عشق و محبت در همه انسانها است ولی باید این قطره به اقیانوس وصل بشود من اگر بخواهم شاد بشوم باید نیت کنم که این شادی و امید و محبت را به دیگران هم بدهم وقتی این نیت را کردم این اجازه را خداوند به من میدهد که این قطره به اقیانوس وصل شود همین کاری که آقا جواد کرد و این عشق و محبت را به دیگران داد و آقا مصطفی هم به بهترین شکل ممکن این کار را انجام میدهد خیلی برای این رهایی خوشحال هستم و آرزوی موفقیت روزافزون برای ایشان میکنم.

آرزوی مسافرمصطفی:
ازخدا می خواهم هیج فرزندی، هیچ همسری، هیچ پدر ومادری در پس کوچه های اعتیاد بی پناه وناامیدنمانند و درهای کنگره درتمام این کوچه هاباز بشود،
مشارکت مسافرمصطفی:
سلام دوستان مصطفی هستم مسافر، سپاسگزار خداوندهستم که بهم لیاقت داد امروز دراین جایگاه قراربگیرم، تشکر می کنم از جناب مهندس وخانواده محترم ایشان، ازراهنمای آسمانی خودم زنده یاد آقاجوادتشکرمی کنم که همیشه حضورش رادر کنارخودم حس می کنم از آقااحسان عزیز سپاسگزارم که همیشه از ایشان آموزش گرفتم از ایجنت محترم راهنمای درمان سیگارخودم تشکرمی کنم،روزی بایک کوله باری از ناامیدی و تاریکی وارد کنگره شدم، درابتدا فقط به نیت این آمدم که موادمصرف نکنم ولی یه مدت که درکنارراهنمای عزیزم آموزش گرفتم مسیرمن تغییرپیداکرد و بعدازاینکه راهنمایم آسمانی شدتصمیم گرفتم ادامه دهنده مسیرخدمتی اش باشم و باتلاش همه راهنمایان عزیزنمایندگی روی پله ۳/آزمون دادم واین افتخارنصیبم شد بتوانم کمکی به درماندگان بیماری اعتیاد بکنم،برای همه مصرف کنندگان موادمخدرآرزوی تجربه این روز را دارم.

مشارکت راهنمای همسفر، همسفربهیه:
سلام دوستان بهیه هستم همسفر، خداراشکرمی کنم که یکباردیگر این اجازه به من داده شد دراین جایگاه قرار بگیرم تبریک میگم به جناب مهندس و همه اعضای کنگره نمایندگی جواد بویژه به خانم الهه عزیز ومسافر مصطفی و دو تا فرزندانشان،گوارای وجود شان باد، اگربخواهم درمورد خانم الهه صحبت کنم باید بگویم که خانم الهه رهجوی بسیار عالی بودند و من همیشه از دست ایشان راضی بودهام و خیلی خوب حرکت کردند و خدا را شکر از تاریکی خارج شدند حسهای درونشان تغییر کرد و یکی از خدمتگزاران کنگره ۶۰ شدهاند و در این جایگاهی که هستند خیلی خوب و با عشق در حال خدمت کردن به دیگران هستند و میدانم که سال آینده هم خودشان و هم مسافرشان شال کمک راهنمایی را دریافت میکنند و هدف این است که همین طور که تک تک ما از عمق تاریکی بیرون آمدهایم بتوانیم دست دیگران را هم بگیریم و به آنها کمک کنیم هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که به هم نوع خودت و به کسی که واقعاً نیازمند کمک هست کمک کنی نیست امیدوارم که قدردان جناب مهندس آموزشهای ایشان و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشیم.
مشارکت همسفرالهه:
بر روی بوم زندگی هر چیز که میخواهی بکش *زیبا و زشتش دست توست تقدیر را باور نکن *تصویر اگر زیبا نشد نقاش خوبی نیستی *از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن *سلام دوستان الهه هستم یک همسفر خدا را شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز این جایگاه را تجربه میکنم تولدها حاوی پیام هستند و نشانگر این است که خانوادهای که یک روز در حال از هم پاشیدن بوده است و حس حال خوبی نداشته است امروز در کنار هم نشستهاند و از یک حس و حال خوب صحبت میکنند از جناب مهندس و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ نمایندگی جواد تشکر فراوان میکنم از مسافر خودم تشکر میکنم که به من اجازه داد به کنگره بیایم و این جایگاه را تجربه کنم آموزشهای کنگره زندگی را به من هدیه داد که همیشه آرزوی آن را داشتم و من در کنگره این را پذیرفتم که شاید در جایی از زندگی من مقصر بودهام و اشتباه کردم من مقصر را همیشه مسافرم میدانستم چون که او یک مصرف کننده بود و در کنگره یاد گرفتم که درمان فقط برای مسافر نیست و جناب مهندس تاکید دارد که همسفر همیشه در کنار مسافر باشد تا هر دو از آموزهای آموزشهای کنگره استفاده کنند و هر دو درمان بشوند، امیدوارم توفیق خدمتگزاری در هرجایگاهی را در کنگره داشته باشم و بتوانم همیشه برسر این مائده آسمانی مهمان باشم.
مشارکت همسفرملیکا:
سلام دوستان ملیکاهستم یک همسفر، تولدیکسال رهایی پدر عزیزم راتبریک می گویم واین شعررا که از سروده های خودم هست تقدیم پدرم میکنم:
سالی گذشت و این بار من خانواده دارم*
از لطف نور الله من پشتوانه دارم *
گویی پدر دوباره آغوش بر گشوده*
با همت و تلاشش تا قله پرکشیده *
بندی به بال او هست ،ما در پی اش روانیم*
هرجا که بال برزد ، تقدیر می کشانیم*
روزی بیاد دارم زانو به غم گرفتم*
حسرت به دل ، خدایا سایه به سر ندارم*
والد ،ولی، خدایم پا در رهت نزارد*
خانه به جای خنده ،اندوه و حزن دارد*
مادر کنار خانه شبنم به روی دارد*
هر قطره اش فراتی در خانه بار آرد*
اما دگر یم غم در دارِ ما روان نیست *
گل جا به جا درآمد ، غصّه دگر روا نیست*
امروز رنگ دنیا در چشم من چه زیباست*
گویی گلیم زر بافت زیر قدوم باباست*
من مفتخَر از او و شرمنده از نگاهش*
من سربلندم از او، جانم به زیر پایش*
از کنگره من امروز یک خانواده دارم *
آرامش خیال و تسکین حال دارم*

تایپ وویرایش : مسافرعلی لژیون ششم
عکاس: مسافر مسعودمرزبان خبری
تنظیم وارسال: مسافر فرزام لژیون هفتم
نمایندگی جواد گلپایگان.
- تعداد بازدید از این مطلب :
785