جلسه هفتم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی نائین، با استادی دنور همسفر فاطمه، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر سمانه و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه «گلریزان» روز دوشنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که لیاقت پیدا کردم امروز از تکتک شما آموزش بگیرم از نگهبان جلسه خانم سمانه و همچنین از ایجنت و مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا این جایگاه را یکبار دیگر تجربه کنم.
دستور جلسه این ماه هم مجدداً گلریزان اعلام شده، ما در این سالها با واژه گلریزان بهخوبی آشنا شدهایم، اما قبل از اینکه وارد کنگره بشوم همیشه فکر میکردم گلریزان را فقط برای این انجام میدهند که زندانیان غیرعمد از بند زندان آزاد بشوند؛ اما در کنگره۶۰ با واژههای جدیدتری آشنا شدیم. یاد گرفتیم که گلریزان یعنی احساس خوب نسبت به دیگران و کمککردن به انسانهای رنجدیده و انسانهایی که واقعاً در بند اعتیاد و تاریکیها هستند.
گلریزان یعنی یک فلشبک زدن به گذشته خودمان که با چه حالی وارد کنگره شدیم و الان در چه وضعیتی هستیم. گلریزان یعنی برگرداندن حال خوب به خود و به زندگی و در کل گلریزان یعنی: انسانهایی با قلبهایی بزرگ؛ من درگذشته معنی: اینها را نفهمیدم؛ ولی حالا متوجه شدم که گلریزان چه معنی عظیمی دارد و شاید بعدها بیشتر متوجه بشویم که معنی آن چه خواهد بود.
خوب همانطور که همه میدانیم زندگی و حیات ما در این دنیا خلاصه نمیشود و ادامهدار هست، پس من فاطمه برای اینکه در ادامه زندگی و حیاتهای دیگرم توشهای داشته باشم چقدر خوب هست که کنگره را پیدا کردم و باعث شد در این چرخه از حیات بتوانم توسط گلریزان گرههای درونی خودم را پیدا کنم و آن احساس لذت وصفنشدنی را با جان و دلم توسط گلریزان بچشم. اما چون راه و مسیر راه درستی هست همه ما قطعاً دیریازود این لذت را خواهیم چشید. خوب این حس ناب ناشی از بخشیدن قسمتی از مال من است که بدون چشمداشت آن را اعطا میکنم.
ما در کنگره بخشش را از روی شور انجام نمیدهیم و آن را از روی آگاهی و تکامل انجام میدهیم. اگر از روی شور باشد قطعاً آن حال خوب به ما برنمیگردد. همینکه حالمان خوب هست بدانیم که از روی آگاهی و دانایی این کار را انجام دادهایم. اما زمانی که ما در گلریزان دست را بالا بگیریم و مبلغی را اعلام میکنیم، حالا آن مبلغ هرچه قدر هم از دید خودم کم باشد قدرتی به من دست میدهد که این قدرت فراتر از ماده است، یعنی زمانی که من دستم را بالا میگیرم حتی اگر مبلغ من صدهزار تومان باشد چنان قدرتی در من ایجاد میشود که اصلاً با هیچچیز قابلقیاس نیست و این قدرت باعث میشود من به رشد فکری برسم و وقتی این اتفاق میافتد باعث میشود که دایره ارتباط من با محیط پیرامونم بیشتر شود.
حالا من بهعنوان یک زن اینقدر قدرت پیدا کردهام که تا قبل از این به مسافرم متکی بودم و هرساله مبلغی را ایشان به من میدادند و من دستم را بلند میکردم و این را اعلام میکردم؛ اما الان این قدرت باعث شده من بهعنوان یک همسر از درآمد خودم نهتنها پسانداز داشته باشم؛ بلکه نیازهای خودم را برآورده کنم و حتی مبلغی از آن را کنار بگذارم، پسانداز کنم و برای گلریزان و کنگره۶۰ آن را پرداخت کنم و این قدرت بسیار، بسیار ارزشمند است. من شاید در سالهای قبل هم مبلغی اعلام میکردم، و شاید حالم خوب بود؛ ولی اینقدر که امسال حال خوبی دارم هیچوقت این احساس را نداشتم؛ چون از دسترنج خودم هست و دیگر به کسی متکی نیستم.
اما مسئلهای که امسال یا سالهای قبل، چند تا از بچهها میآمدند و میگفتند: ما مبلغمان ناچیز است و خجالت میکشیم که دستمان را بالا بگیریم، میخواهم بگویم که بههیچعنوان چنین اشتباه بزرگی را نکنید و نگویید مبلغ من کم است و ناچیز است. نه ما نمیدانیم آن کسی که صدهزار تومان پرداخت کرده پهلوان واقعی است یا کسی که ۵۰۰ میلیون پرداخت میکند هر مبلغی که باشد ارزش خودش را دارد و از دیدگاه کنگره همه کسانی که دست میگیرند همه پهلوان واقعی هستند و مبلغ مهم نیست، مهم این است که ما به این چرخه از حیات کمک میکنیم و مرتب شعاع اضافه میکنیم.
مطلب دیگر اینکه اگر راه و هدف درست باشد مسیر برای ما باز میشود و من این را بارهاوبارها در لژیون سردار تجربه کردهام. اینجا و این صندلی مکانی است که من به آن ایمان واقعی دارم یعنی: ایمانی که با هیچچیز حاضر نیستم عوض کنم. من تا قبل از این یک انسان پرتلاطم بودم و درونم ناآرام بود، اما هرگاه روی این صندلیها مینشینم آرامش خاصی به من دست میدهد. این آرامش یعنی اینجا یک جای امن و خوب است و باید به این مسیر ادامه بدهم.
استاد امین در صحبتهایشان فرمودند: «هستی و کائنات توانمندی را به کسی میدهد که بتواند کار بزرگی را انجام بدهد.» بزرگترین کاری که ما در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که انجام بدهیم نه گفتن به خواستههای نفس است.
شاید بارها برای شما پیشآمده باشد که وقتی نزدیک گلریزان میشود نیروهای منفی میآیند و از هر طرف ما را احاطه میکنند و ما توانستیم باقدرت تمام به خواستههای نفسمان نه بگوییم و شاید در زندگی خیلی کمبودها هم داشتیم؛ ولی آن مبلغ را به کنگره۶۰ دادیم و در واقع خدمت کوچکی به خودمان کردیم.
حالا اگر من روز گلریزان ۵۰ میلیون ببخشم یا عضو لژیون سردار شوم یا اعلام پهلوانی بکنم از کجا معلوم که مسافر من اینجا به رهایی برسد؟ هیچ معلوم نیست شاید در آینده فرزند من نیاز به این مکان داشته باشد، نیاز به این صندلیها داشته باشد پس باایمان کامل بخشش را انجام میدهیم. وقتی مبلغی را پرداخت کردیم و وارد لژیون سردار شدیم تمام هستی و کائنات از ما محافظت میکنند و آن مبلغی را که پرداخت کردیم مثل یک اتیکت طلایی به گردن ما هست و شاید ما آن را نبینیم.
بارها پیشآمده که از اتفاقهای بزرگ جلوگیری شده، بارها من این را از همسفرها شنیدهام و حتی برای خود من نیز اتفاق افتاده است. پس اینجا همان چیزی میشود که میگوییم: وقتی عضو لژیون سردار میشویم هستی و کائنات از ما محافظت میکنند.
مطلب آخر اینکه چه چیزی باعث میشود که یک فرد میتواند از مال خودش بگذرد؟ دلیلش این است که رنج مقدمه رسیدن به گنج است. یک گنج واقعی! گنج واقعی چیست؟ یعنی اینکه ما به ارزشهای درونی خودمان واقف باشیم. ارزشهای درونی ما چیست؟ ارزشهای درونی ما این است که یک بذری در درون ما هست که در کنگره۶۰ میتوانیم آن بذر را آبیاری کنیم آن بذر بارور شود و به ثمر بنشیند. ثمره این بذر چیست؟ همین عضویت در لژیون سردار و حضور در جشن گلریزان است.
پس ما با تحمل رنج تحمل تاریکیهای زیاد به این گنج واقعی رسیدهایم و این گنج، گنج آگاهی است و میدانیم که وقتی میبخشیم چه اتفاق خوبی در صورپنهان ما میافتد.
الهی کمکم کن در این مسیر عاشقانه و متعهدانه روبهجلو حرکت کنم.
مشارکت ایجنت گروه خانواده همسفر محبوبه:
امسال جشن گلریزان در شعب اصفهان کنسل شد. ولی هر کس میخواست پرداخت کند، پرداخت کرد؛ ولی از آن انرژی و شوروحال جشن گلریزان محروم شدیم شاید باید محروم میشدیم. به قول آقای امین: باید از یکسری چیزها محروم بشویم تا محرم شویم و واقعاً من خیلی افسوس خوردم که چرا جشن گلریزان برگزار نشد، یعنی یک سال منتظر جشن گلریزان بودیم.
به نظر من یکی از بهترین جشنهای کنگره۶۰ جشن گلریزان است. یعنی یک حس و حال خاصی دارد، در جشن گلریزان صحنههایی را میبینیم، بعضیها یک اشکهایی میریزند که خیلی حس و حالش خوب هست. ولی در مورد گلریزان که چرا من باید عضو لژیون سردار بشوم؟ چرا باید در گلریزان به حد توانم، شاید هم بیشتر شرکت کنم؟
به قولی میگویند: عضو لژیون سردار که شوید شاید بیشتر از توان هم که شرکت کنی باید یک فشار و یک دردی به تو وارد شود. برای همین میگویند: در حد توان، یا بیشتر از توانت پرداخت کن که آن درد و فشار را حس کنی. چرا؟ چون ما باید به آن درجه خلوص برسیم.
آقای امین در مصاحبه گفتند: "ما نباید صبر کنیم و بگوییم من موقعی میبخشم، موقعی در گلریزان شرکت میکنم یا یک مقدار از مال خودم را میبخشم که پالایش شده باشم و پاک پاک شده باشم. نباید صبر کنی، در اندازه خودت بخششکن. منتظر این نباش که به آن درجه از خلوص برسی؛ چون همین بخشش ذرهذره باعث میشود که به درجه خلوص برسی. مثال همان چاه آب را زدند که وقتی یک چاه را حفاری میکنند اول آب آن گلآلود است و بهمرورزمان آب زلال و پاک میشود."
ما هم آن بخشش را که انجام میدهیم بهمرورزمان خلوص و پالایش در ما اتفاق میافتد و ما همسفرها نباید فراموش کنیم که الان در کنگره ۶۰ چه چیزهایی به دست آوردهایم و هیچوقت فراموش نکنیم که ما به جز خدمت باید خدمت مالی هم انجام بدهیم، چون هر خدمتی تأثیر جداگانهای روی ما دارد، بخصوص خدمت مالی و بخشش که بسیار مهم است.
.jpg)
تایپ: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر محبوبه، دبیر لژیون سردار
ویراستار: همسفر فاطمه، دنور
عکاس: همسفر سارا، مرزبان خبری و عضو لژیون سردار
ارسال: همسفر طیبه، دنور
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
504