به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان امیرحسین هستم یک مسافر
من از علم جهانبینی بیشترین چیزی که آموختم اینبود که چگونه با انسانها زندگی کنم، من در ابتدا از بودن در بین انسانها همیشه موذب بودم و این فشار و در عذاب بودنها همیشه همراه من بود، همیشه عدهای خاص را دور خودم جمع میکردم و تصور میکردیم ما انسانهای خاصی در جوامع بشری هستیم که خیلی کمیاب هستیم و آگاهی بالاتری نسبت به بقیه انسانها داریم. اما بعداً به این نتیجه رسیدیم که اینطور نیست و ما خودمان را در تار عنکبوت پیچیده بودیم و خودمان را از مسائل بسیاری محروم کرده بودیم.
وقتی یک انسان تصور میکند که نمیتواند با انسانها ارتباط برقرار کند و احساس تنهایی میکند به خاطر این است که بسیاری از مسائل را هنوز بلد نیست و نسبت به مسائل زیادی هنوز شناخت ندارد.
جهانبینی علم زندگی کردن است و انسان باید بیاید و اینها را بگذراند تا بتواند با بقیه انسانها زندگی کند.
گاهی شاید ما در یک زمینه خاص مانند موسیقی، ورزش یا نقاشی و. . . علم داشتهباشیم، اما از شرایط تعادل در زندگی برخوردار نباشیم. فشار و عذاب بسیار زیادی به همراه دارد وقتی جهان درون ما نتواند با انسانهای دیگر همراه شود و مجبور است که دوباره به انزوای خودش باز گردد و هروقت که در جامعه هست با فشار درآن روبرو میباشد و باید این شرایط را تحمل کند. یکی از شرایطی که گاهی انسانها دوست دارند به واسطه آن به یکدیگر نزدیک شوند موضوعِ غیبت میباشد.
غیبت یکی از وسایلی میباشد که فشارها را شخص از روی خودش برمیدارد، زندگی را شیرین میکند و اوقات خوشی را برایش رقم میزند، اما در ادامه به ناخوشی ختم میشود. استاد امین میفرمایند؛ گاهی حتی خودم وقتی حواسم نیست میبینم پایم در این مسئله کشیده شده و باید خودم را از آن خارج کنم.
سوال اینجاست که شهد غیبت از کجا میآید؟
در وادی پنجم آقای مهندس به خوبی مسئله فضولی و تجسس را باز کردند و اینها جزء عواملی هستند که انسان باید از آنها پرهیز کند، وقتی تعداد زیادی از انسانها یک عمل را انجام دهند قطعاً یک جاذبه در آن وجود دارد، زمانی جاذبه در یک کار به وجود میآید که بین ما و انجام آن کار انرژی زیادی تبادل شود.
بخش زیادی از جهان ما غیرقابل روئیت است، ۴درصد از جهان فیزیکی شناخته شده و حدود ۲۶ درصد ماده تاریک است که عامل به وجود آمدن کیهان میباشد، حدود ۷۰ درصد مابقی انرژی تاریک است که عامل انبساط جهان میباشد. درحالت عادی جهان ما باید به خاطر جاذبه بین اجزاء از بین برود، اما این اتفاق نمیافتد، پس قطعاً یک نیروی دیگری وجود دارد که نمیگذارد اجرام همدیگر را جذب کنند. نکته در اینجاست که بخش زیادی از انرژی در فضاهایی میباشد که برای ما قابل روئیت نیست،
در رابطه با انسانهم همینطور است و در مسئله غیبت کردن یکسری فضاها وجود دارد که قابل رویت نیستند، اما حامل بخش زیادی از انرژی درون ما هستند، وقتی یک نفر از فردی دیگر بدگویی میکند قطعاً از او دلخور شده و این شرط اول غیبت است، شرط دوم این است که شخصی که از آن بدگویی میشود قطعاً غریبه نیست و با آن فرد ارتباط خوب و دوستی داشته و یکجا مشکل به وجود آمده، شرط سوم این است که بدگویی برای شخصی انجام میشود که او هم با فردی که مورد بدگویی واقع شده ارتباط عاطفی و نزدیک دارد. اگر شخص بدگو کاری کند که باورهای شخص نسبت به دوست و نزدیکش شروع به برانگیختن و تغییر کردن شود درصدی از علاقه شخص نسبت به دوستش از بین میرود. شخص بدگو بعد از تزریق انرژی منفی خودش به شخص دیگر خالی شده و دیگر باری ندارد، شخصی که دارای بار منفی شده با دوست خودش فاصله میگیرد و فضایی خالی بین آنها به وجود میآید، شخص بدگو این فاصله خالی را حالا پرمیکند. تمام این اتفاقات باعث جابجایی انرژی میشود و افراد به واسطه غیبت تغییر پیوند میدهند، در صور پنهان اتفاقات بدی میافتد و روابط، بند، که انسانها را در عصارت میکشاند به وجود میآید.
گاهی بدگویی باعث از بین رفتن ذوق و شوق میشود و روابط استسماری شروع به تقویت شدن میکند، اتفاقات خوب با ذوق و شوق میافتد نه با استسمار. انسانهایی که به درجه بالایی از علم میرسند سعی میکنند مسائل را خیلی ساده بیان کنند تا بدگویی اتفاق نیوفتد. غیبت و بدگویی کردن نشانه عدم شناخت میباشد. وقتی نه میتوانی از بدگویی پرهیز کنی و نه میتوانی از دوستی با آن شخصی که از او بدگویی میکنی صرف نظر کنی، نتیجه میشود غیبت. آنجایی که همه چیز به نفع ماست همه چیز خوب است و آنجایی که نیست سریع ناراحت میشویم و میخواهیم درمورد آن صحبت کنیم. انسان باید از این مرحله عبور کند و سختی حرفهای تند را بپذیرد و باید صبرکند، خیلی وقتها در درون انسان معجزه اتفاق میافتد با صبر. در صورپنهان اتفاقاتی در جریان است که دائماً تبادل انرژی را به همراه دارد و این انرژیها از جنس خوب و سازنده هستند، گاهی هم مخرب و بازدارنده. ما باید این انرژی هارا از هم تشخیص دهیم تا مورد رنجش قرار نگیریم.
نگارش: مسافر امیرحسین لژیون ششم
ویراش و ارسال: مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
947