چهاردهمین جلسه از دوره بیست و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی لوئی پاستور با استادی راهنما مسافر کاوه، نگهبانی مسافر کامران و دبیری مسافر محمدحسن، با دستور جلسه «نقش سیدی و نوشتن آن در آموزش» در روز دوشنبه ۱۷ مهرماه ۱۴۰۲ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از راهنمای خودم آقا بهمن و همینطور نگهبان جلسه آقا کامران تشکر میکنم.
درراه فکر میکردم که درباره این دستور جلسه، راستش را بگویم یا زیبا صحبت کنم که تصمیم گرفتم راستش را بگویم. در اوایل سفر سیدی نوشتن یکی از کارهای سخت به شمار میآید. برای خودم همیشه جای سؤال بود که چرا باید واو به واو بنویسم، مگر هدف درک مطلب نیست؟ با خودم فکر میکردم که اگر این سیدیها نبود چه میشد؟ دیدم کار من خیلی سخت میشد؛ الآن چند سالی میشود که سیدی را واقعاً با عشق مینویسم و مواقعی که حال من خراب است، مشکلی برایم پیشآمده و یک تنشی دارم میروم و سیدی مینویسم. ناخودآگاه این عادت در من شکل گرفت که خیلی عادت خوبی است. گاهی آدم یک نعمتهایی دارد که قدرش را نمیداند؛ پدر من آدم سختگیری بود و باید اول صبح بربری داغ سر سفره میگذاشتم. همیشه میگفتم کی من مستقل میشوم و از شر این کارها راحت میشوم؟ چند سالی گذشت و من مستقل شدم و فهمیدم آنها واقعاً آموزش بوده است، بعداً دیدم خودش میرود و میخرد و نیازی به من ندارد.
الآن سیدی نوشتن خیلی به من آرامش میدهد و نعمت بزرگی است و تنها فضای آموزشی است که من را با خودم کاملاً روبرو میکند. من یا در لژیون آموزش میبینم و یا در جلسات عمومی از مشارکتها استفاده میکنم. این اختیار را ندارم که صوت را قطع کنم، صوتی که دارد به من آموزش میدهد. در سیدی این اختیار را دارم و خودم با خودم تنها هستم، دقت کردم و دیدم من بیشترین آموزشها را از سیدیها گرفتهام. جاهای دیگر فضاهایی بوده که من این اختیار را نداشتهام که زمان را کنترل کنم، تفکر کنم و با سرعت رد میشده و من باید خودم را میرساندم ولی وقتی سیدی مینویسم یک فضایی است که من هستم و آن قلم و صوت که باعث میشود فضای عجیبی برای من ایجاد میشود که البته گاهی سخت و تکاندهنده است.
اوایل که سیدی مینوشتم آن را برای دیگران ابراز میکردم، دو سه سال طول کشید تا فهمیدم (البته هنوز هم خوب نفهمیدهام) این چیزی که دارم مینویسم باید به درون خودم رجوع کنم و ببینم چه خبر است و این به درون رفتن فقط در سیدی نوشتن برای من اتفاق میافتد. گاهی سخت است ولی گاهی هم تغییرات را میبینم و برایم خوشایند است. از فواید دیگر سیدی نوشتن، خوش خط شدن و تقویت حافظه است؛ یکزمانی من شماره کارت ۱۶ رقمی را حفظ میکردم، یک روز یکی از دوستانم که او هم در کنگره است گفت: چگونه بهراحتی حفظ میکنی و دیدم اینها واقعاً اثر سیدی نوشتن است؛ من تمرینی برای آن نکردم و واقعاً اثر سیدی است که من یک جمله را حفظ میکنم و روی کاغذ میآورم و این در آینده از آلزایمر و دیگر چیزها جلوگیری میکند.
از همه مهمتر برای من آن لذت تنها بودن با خودم است که با صدای جناب مهندس و یا استاد امین اتفاق میافتد. آنجا نه من کسی را قضاوت میکنم و نه کسی من را قضاوت میکند و آن فضا واقعاً برای من دوستداشتنی است. یک رمزی هم وجود دارد که وقتی من با عشق سیدی مینویسم سیدی خیلی زود تمام میشود ولی وقتی از روی رفع تکلیف مینویسم ۷ روز که چه عرض کنم ۷۰ روز برایم طول میکشد.

در ادامه جلسه امروز، انتخابات نگهبانی روزهای دوشنبه با حضور سه کاندیدا برگزار شد و مسافر محمدسام رهجوی راهنما مسافر میثم با کسب اکثریت آرا بهعنوان نگهبان دوره بیستوششم انتخاب شد. ضمن عرض خدا قوت خدمت مسافر کامران و دبیرانشان، برای نگهبان جدید و دبیرانشان دوران خدمتی پرباری از خداوند مهربان طلب میکنیم.

تایپ: مسافر هومن (لژیون شانزدهم)
ویراستاران: مسافر محمدحسن (لژیون دوم) و مسافر آرمان (لژیون دوازدهم)
عکس : مسافر آرمان (لژیون دوازدهم)
ارسال: مسافر محمدحسن (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
587