جلسه هفتم از دوره سی و یکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60، نمایندگی فردوسی مشهد با استادی کمک راهنمای محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «وظایف راهنما و رهجو» سهشنبه نهم اسفند ماه 1401 رأس ساعت 17 شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
خدا را شاکر و سپاسگزارم که فرصت حضور در این مکان را به من اعطا کرد، امیدوارم بتوانم هم آموزش بدهم و هم آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز: وظایف راهنما و رهجو است. من داشتم به این موضوع تفکر میکردم که چرا وظایف راهنما و رهجو؟ زیرا هر کس که به اینجا آمده وظایف خود را میداند باید چهکاری انجام دهد! چرا همچین دستور جلسه ایی گذاشتند، آیا این یعنی ما باید وظایفمان را مرور کنیم؟ بعد که مقداری بیشتر تفکر کردم متوجه شدم که کنگره 60 یک ساختار است و این ساختار باید بسیار قوی باشد به دلیل اینکه حریف قوی هم دارد. ما در کنگره 60 مبارزه میکنیم با نفس اماره، این همان نفسی هست که یک روزی باعث شد من درگیر اعتیاد شوم و درگیر هزاران بند مختلف شوم که زندگیام به بریزد، پس باید این ساختار بسیار منسجم و قوی عمل کند.
به همین دلیل یک قوانین و آدابورسوم تعیینشده توسط دیدهبانها و آقای مهندس و من زمانی که بهعنوان تازهوارد به کنگره میآیم، آن 3 جلسه اول که مهمان محسوب میشوم هیچ وظیفه ایی به دوش من نیست و من فقط آمدهام تا اینجا را رسد کنم ببینم اگر باب میلم هست سفر کنم و اگر نیست بروم دنبال کارم، در سه جلسه اول که من آمدم به کنگره این قوانین را به من تفهیم کردند که زمانی که وارد کنگره میشوی باید یک سری مسائل را رعایت کنی، آنجا که من این قوانین تفهیم شد، آنجا دیگر بر من شد وظیفه و زمانی که این مسائل را متوجه شدم و شدم جزو اینجا و کارت عضویت گرفتم و از یک معتاد تبدیل به یک مسافر شدم. در اینجا وظیفه به دوش هم راهنما است و هم رهجو و تمام افرادی که در کنگره هستند میگویند رهجو، به این دلیل که رهجو حرمت بالایی دارد و ارزش و قدر بالایی دارد و من اگر قدر این صفت که به هم دادند را بدانم قطعاً وظیفههایش را هم بهتر میتوانم انجام دهم.
چطور میشود که من نمیتوانم وظایف خود را انجام دهم؟ افرادی که اینجا هستند همه آمدند تا رها شوند و حالشان خوب شود. چرا بعضیها نمیتوانند این وظایف را انجام دهند؟ این دلیلش همان نفس اماره است، این نفس توسط یک سری حسها و ساختارهایی که به دست آورده و قدرتمند شده و آنکسی که میخواهد وظایفش را انجام دهد ولی شرایط محیا نمیشود و کارهایی برایش پیش میآید که نمیتواند سیدیهایش را بنویسد و یا میخواهد شربت را سروقت بخورد ولی دارویش میریزد زمین و اصلاً کارهایش جور نمیشود و به دلیل این هست که انرژی آن ساختاری است که با آن هست و نمیگزارد تغییر کند ولی کسی که بخواهد تغییر بکند، باید ذرهذره شروع کند و انرژی مثبتش را زیاد کند و میگویند حسهای هم نام هم دیگر را جذب میکنند و اگر شما خواسته درمان داری باید بگردی و با آنهایی که سفری خوبی دارند معاشرت کنید. ممنون که با سکوتتان به حرفهای من گوش دادید.
تایپ و ویرایش: مسافر دانیال لژیون چهارم
تنظیم و ارسال خبر: مسافر مصطفی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
510