دهمین جلسه از دور دوم جلسات لژیون سردار به استادی کمک راهنما همسفر رویا، نگهبانی همسفر واله و دبیری همسفر لیلی با دستورجلسه "اهمیت لژیون سردار و حضور در آن" روز دوشنبه مورخه سوم بهمن ماه 1401 راس ساعت 14 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
همه ما به دلیل مسائل اجتماعی حالمان خوب نیست و قلبمان زخمی است. همیشه با خود می گوییم چرا مسئولین چنین کاری انجام میدهند؟ یا چرا جامعه اینگونه است؟ پس چه زمانی شرایط خوب میشود؟ ولی آقای مهندس به ما میآموزند که توچه کاری برای جامعه کردهای؟ پس من باید با کمک کردن و بخشیدن سهم خود را در قبال جامعه انجام دهم و چه کمکی بهتر از خدمت به کنگره زیرا همه ما یک روزی با هزاران درماندگی، عجز و ناامیدی به هر ریسمانی چنگ میزدیم که از اعتیاد رها شویم و خدا را شکر که خداوند ما را در مسیر کنگره قرارداد و چه موهبتی از این بالاتر که من هنوز فرصت دارم در چنین مکان مقدسی حضورداشته باشم و تو چهکاری انجام دادی را به من چهکار انجام دادم تغییر دهم. اهمیت لژیون سردار چیست؟ میدانیم که کنگره، از جایی دیگر تغذیه نمیشود و هر چه سرمایه و پول است بهصورت داوطلبانه از خود اعضای کنگره جمعآوریشده است. درست همانگونه که هر مکانی برای موفقیت احتیاج به نیروی انسانی، علم و سرمایه دارد، کنگره هم برای موفقیت احتیاج به این سه پارامتر دارد. پس درنتیجه پول و سرمایه بسیار اهمیت دارد و همانطور که گفتهاند: اگر فقر از در وارد شود، عشق و ایمان از در دیگر خارج میشود. اگر پول و سرمایه نباشد مسلماً ما هیچچیزی نداریم. پس لژیون سردار به وجود آمد و اعضاء، داوطلبانه کمک میکردند و توسط همین کمکها، شعبه و مراکز ساخته شد. ازنظر من اگر شخصی پهلوان شود و پانصد میلیون به کنگره کمک کند ولی بعد از مدتی از کنگره برود، این عمل او بهظاهر نیک است زیرا عمل سالم ختم به خیر میشود انسان بسیار فراموشکار است به همین دلیل آقای مهندس هر هفته یک سی دی را در اپلیکیشن قرار میدهند که ما به یاد بیاوریم کجا و در چه حالی بودیم و امروز کجا هستیم و حالمان چگونه است. بسیاری از ماقبل از ورود به کنگره در حال گرفتن طلاق بودیم و یا آنقدر از زندگی خود ناامید بودیم که به فکر خودکشی و پایان دادن زندگیمان افتاده بودیم پس من که قبلاً در این شرایط بودم باید جبران کنم. اهمیت دیگری که لژیون سردار دارد، مشارکت کردن است. مشارکت کردن یک خدمت است که بسیاری از ما، از آن غافل هستیم و با خودمان می گوییم: اگر بخواهم مشارکت کنم چه باید بگویم، آیا دیگران با صحبتهای من، مرا قضاوت میکنند؟ اما ممکن است شخصی با مشارکت من گره زندگیاش باز شود، پس ما باید به لژیون سردار بیایم و مشارکت کنیم، اگر نکنیم کافر هستیم.
بسیاری از ما فکر میکنیم آنکسانی که دنور یا پهلوان میشوند انسانهای سرمایهداری هستند ولی آنها دلهای بزرگی دارند و اکثر آنها در زمان مشارکت می گویند: که با چه دردسری توانستند آن مبلغ را جمع کنند و هیچچیز بهجز عشق و ایمان نمیتواند پشت این کار باشد. ایمان به این دلیل که مطمئن است که وعدهی خداوند دروغ نیست و حتی مدتی که از ورودشان گذشت میگویند: چه معجزههایی برایشان در زندگی اتفاق افتاده است.
بسیاری از رهجو ها به من میگویند: ما، بیرون از کنگره کارهای خیر و نیکانجام میدهیم، این هم بسیار خوب و عالی است ولی بهتر است که این کمکها را در کنگره انجام دهیم زیرا در این مکان خانوادهای که در حال از هم پاشیدن است را کنار هم میآورند و آن شخص مصرفکننده که همانند مردهای بوده است، دوباره احیاء میشود وزندگی تازهای را شروع میکند.
نکته دیگری که لژیون سردار دارد این است که به من یاد میدهد که نگهبان مال و ثروت خودم نباشم یعنی یکخانه و ماشین برای من کافی است و سرمایه اضافهای که دارم و از آن استفاده نمیکنم را ببخشم زیرا اگر نبخشم کائنات به هر طریقی از من میگیرد.
این جمله بسیار زیبا است و به نظر من شعار نیست که انسانیت، غذا دادن به فقیر نیست، وقتی بهاندازه فقیر، گرسنه باشی و از غذای خودت به او بدهی آنوقت انسان هستی، این جمله بسیار جای تفکر دارد. پس زمانی که در سختی هستی و میبخشی آن
موقع وارد، وادی عشق شدهای. ما باید هرروز کار نیکانجام دهیم و حتماً نباید مالی باشد زیرا امکان دارد سرمایهای برای بخشیدن نداشته باشیم ولی میتوانیم
اشکی را پاککنیم و یا روی صورت شخصی لبخندی بیاوریم، حتی میتوانیم به گلی آب دهیم.
زندگی یعنی در کوچه، پسکوچههای آن دست کسی را بگیری و برای رسیدن به بلندای بخشندگی باید از وجود خود بگذری.
تایپ: همسفر لیلی رهجوی کمکراهنما همسفر مرضیه لژیون 2
ارسال: همسفر مرضیه کمک راهنما
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
484