وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد، نقطه تحمل پیدا میشود.
انسان از بدو خلقت بر سر یک دو راهی قرار گرفت: یک راه فجور و یک راه تقوا.
یک راه الهی و یک راه شیطانی و اختیار کامل به خود انسان داده شد تا خودش به کمک دو راهنما یکی راهنمای درونی که همان عقل است و دیگری راهنمای بیرونی که پیامبران الهی هستند راه و مسیر خود را انتخاب کند.
پیامبران الهی دستورات و فرمانها الهی را به انسانها اعلام کردند به او گفتند: دزدی نکن، غیبت نکن، رشوه نگیر، فساد نکن.
اما انسانهای جاهل و نادان دنبال کوتاهترین و جذابترین راه هستند و میخواهند بدون هیچ سختی و خیلی آسان دستاوردهای بزرگی را داشته باشند .

راه ضد ارزشها اگرچه ظاهراً خوب و شیرین به نظر میآیند اما مانند زهری است که در یک جام طلایی باشد که انسان را به طرف نابودی سوق میدهد.
افراد زیادی بودند که خواستند در زمانی کوتاه مال و ثروتی هنگفت را داشته باشند اما این سرابی بیش نبود و با اندک لغزشی خیلی زود از کف آنان خارج شد.
حیات و زندگی برای آموختن و آموزش دیدن است. برای حرکت در جهت تکامل برای رسیدن به نقطهای معلوم نه اینکه هزاران کار ضد ارزشی و فساد انجام دهیم و آن را مزین به لباس تقوا کنیم، آشکارا نقض علم انجام دهیم اما خود را عالمی برجسته بدانیم، حقوق دیگران را زیر پا بگذاریم اموال دیگران را غارت کنیم و آن را حق خویش بدانیم.
اگر عمارت خود را بر روی کلبه دیگران بنا کردیم این را بدانیم که این خانه از پایه ویران است. به کدامین وعده دروغین دل بستهایم که عمری را در تاریکی میمانیم اما دریغ از یک لحظه تفکر، از یک لحظه به خود آمدن.
برای خروج از ضد ارزشها باید نقطه تحمل خود را بالا ببریم و این هم به یکباره میسر نمیشود مگر اینکه در یک فرآیند زمانی مناسب بتوانیم نقطه تحمل خود را بالا ببریم.
طبیعت الگوی ما انسانها است باید از طبیعت آموخت پایداری و ایستادگی را، باید دید که چگونه طبیعت بعد از گذر از شرایط سخت زیباترین نقاشیها را خلق میکند. درختان سرسبز و شکوفههای بهاری از سرمای سخت زمستان و برف و بوران گذشتهاند و این چرخه هیچگاه پایان نمیپذیرد.
ضد ارزشها مانند درختی است که میوههای آن تلخ و زهرآگین است و باید کل درخت اصلاح شود تا میوههای آن شیرین شود با اصلاح یک شاخه چیزی درست نمیشود.
ضد ارزشها همینطور است وقتی یک نفر مسئله دروغش حل میشود امکان ندارد که دوباره به غیبت خود ادامه دهد بایستی به آرامی و با هم مسائل ضد ارزشی حل شوند.
هر چیزی در هستی دارای نقطه تحملی است و اگر از نقطه تحمل خودش بالا رفت وارد آستانه آشوب میشود . مثلاً اگر یک ظرف شیشهای را بیش از نقطه تحملش زیر فشار قرار دهیم میشکند ؛ اما انسان چون که قدرت اختیار دارد پس نقطه تحمل نیز در آنان وسیع و متفاوت است.
انسانها ظرفیتهای گوناگون دارد یک حرف و یا یک صحبت بازتابهای گوناگون دارد .
وقتی به یک نفر میگوییم تو نمیتوانی در این کار موفق شوی چون که تعادل دارد خیلی منطقی با آن برخورد میکند و در جواب میگوید من میتوانم و یا اینکه این به خودم مربوط است اما شخصی دیگر وقتی به او میگوییم که تو برای این کار ساخته نشدهای فوراً به هم میریزد واکنش نشان میدهد .
امروزه در انواع مشاجرات و اختلافات و یا رد و بدل کردن الفاظ ناشایست این مورد را بسیارمیبینیم وقتی که از نقطه تحمل شخص عبور میکنیم.
این را بایستی بدانیم که هر کسی نقطه تحملی دارد و ظرفیتی دارد حال به عنوان دوست و یا رفیق صمیمی و یا همکار نمیتوانیم رفتار ناشایست خود را بر دیگران تحمیل کنیم که اگر رفتار و یا سخنان نامناسب ما از نقطه تحمل طرف مقابل بالا رفت آن سدهای احترام شکسته خواهد شد و هر اتفاق ناگواری ممکن است که حادث شود.
شاید کلام ما برای خودمان قابل هضم باشد اما همین کلام گاهی مانند یک سم یک نفر را از پای درمیآورد و نابود میکند پس باید بسیار مراقب بود و روی صحبت و کلام خود اندیشه کنیم این در ایجاد یک رابطه سالم و مثبت بسیار مؤثر است.
بالا رفتن نقطه تحمل هم در جهت مثبت است و هم در جهت منفی، هم در مسائل ارزشی و هم در مسائل ضد ارزشی .
فردی که غیبت میکند و دروغ میگوید، مشروبات الکلی میخورد و یا مواد مخدر مصرف میکند بهراحتی این کار را انجام میدهد و نقطه تحمل او در مسائل منفی بالا رفته است و برای شخص با لذت همراه است اما مشکلات و تخریبهای زیادی به همراه دارد.
در صورتی میتوانیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم که دانایی و آگاهی ما بالا رفته باشد و با آموزش، تجربه و تفکر صحیح بتوانیم در جهت مثبت حرکت کنیم.
فردی که 5 سانتیمتر نمیتواند بپرد نمیتواند در زمانی کوتاه 5 متر بپرد اما برای بالا بردن نقطه تحمل و رسیدن به این مرحله دو نکته ضروری است:
الف: تکرار منظم موضوع
ب: در نظر گرفتن و رعایت طول زمان فرآیند زمان خیلی از سختیها را آسان میکند.
بایستی از سد رنجها و مشکلات عبور نماییم برای رسیدن به شجاعت بایست از ترس و برای رسیدن به ایمان باید از کفر عبور کنیم برای بالا بردن نقطه تحمل باید از مرزهای متفاوتی عبور کنیم.
بایستی تمرین کنیم، آموزش بگیریم، تفکر کنیم، آگاهی و دانایی خود را بالا ببریم و استقامت به خرج بدهیم تا مغلوب نیروهای شیطانی و مخرب نشویم.
برگرفته از وادی نهم
نویسنده:همسفر بتول
نمایندگی بوشهر
نگارنده:همسفر صدیقه

- تعداد بازدید از این مطلب :
201