English Version
This Site Is Available In English

گفت و گو با شاعر کنگره 60 ابراهیم ابراهیم زاده متخلص به "رها"

گفت و گو با شاعر کنگره 60 ابراهیم ابراهیم زاده متخلص به

با سلام لطفا خودتان را معرفی کنید.

با سلام ابراهیم هستم مسافر، با 10 سال تخریب وارد کنگره 60 شعبه بوشهر شدم،آنتی ایکس مصرفی تریاک روزی 2 گرم کشیدنی ،با روش DST و شربت اوتی درمان شدم.مدت زمان سفر اول 11 ماه به راهنمایی استاد عزیزم آقای امیرحسین علامی ،مدت 8 ماه و 15 روز است که آزاد و رها شده ام.

 

بفرمایید که اعتیاد شما از کجا شروع شد؟
 
اعتیاد من از سن 42 سالگیم شروع شد.مدتی بود که شغلم را از دست داده بودم و به علت فشار حاصل از بیکاری و بی پولی و صد البته جهل و نادانی به مصرف مواد روآوردم. اوایل تفننی مصرف می کردم ولی بعد ازآن اعتیادم به تریاک روز به روز بیشترشد.

 

چه شد که تصمیم گرفتید اعتیاد خود را درمان کنید؟
 
ببینید هر فرد مصرف کننده ای پس از مدتی از مصرف مواد خسته می شود و دیگر از مصرف لذتی نمی برد منم از این قاعده مستثنی نبودم و همین خستگی از مصرف سبب شد راههای زیادی را برای درمان و رهایی از بند مواد امتحان کنم .بالغ بر 10 روش ترک اعتیاد از سقوط آزاد تا متادون درمانی و ... را امتحان کردم که هیچکدام فایده ای نداشت.
حتی روشهای ترک اعتیاد که در کانال های ماهواره ای نیز تبلیغ می شد را امتحان کردم و به نتیجه نرسیدم.
حتی خودم هم یکبار به مدت یک ماه موادم را به صورت تدریجی کم کردم که باز هم سودی نداشت اشتباهم این بود که میخاستم خیلی سریع اعتیادم را ترک کنم و مشکلاتم رفع شود.
 

چگونه با کنگره آشنا شدید؟

آشناییم با کنگره از طریق سایت بود.یک روز در اینترنت سرچ کردم و سایت کنگره 60 بالا آمد .تا قبل از ورودم به کنگره هیچ امیدی به درمان نداشتم و بسیار ناامید بودم.ولی وقتی اولین جلسه آمدم و مشاوره شدم و پکیج را خریداری کردم و صورت مسئله اعتیاد را خواندم امیدوار شدم.همان روز به همسفرم گفتم من احتمال 90% در اینجا درمان می شوم.که دقیقا همین اتفاق هم افتاد.
 

سفر اولتان چگونه بود؟

در سفر اولم بسیار تسلیم بودم.البته هنوزم تسلیم هستم.هرچه راهنمایم می گفت انجام می دادم همیشه دارویم را سرموقع می خوردم اگر زمانی مصرف دارویم چند دقیقه به عقب می افتاد احساس گناه می کردم.همیشه سی دی ها را می نوشتم و دست پر به کلاس می آمدم دستورجلسات لژیون و جلسات عمومی را می نوشتم و سفر اولم خیلی خوب به پایان رسید.
طی سفر اول به خودم اجازه نمی دادم که ناامید شوم همیشه انتظار داشتم یک پله از دارویم کم شود و به پله ی بعدی برسم.هر زمان که یه پله کم می کردم به بچه هایم مشتلق می دادم.

 

روند زندگیتان بعد از رهایی چه تغییراتی داشته است؟

روند زندگی من بعد از رهایی بسیار تغییر کرده است الان بر خلاف گذشته مهر و عطوفت در خانه ام حکمفرماست و بیشتر وقتم را برای خانواده ام صرف می کنم و از بابت این موضوع بسیار خوشحالم.مشکلات اقتصادی که داشتم به مرور کمتر شده به کارهایم بهتر می رسم و دیگر بدقول نیستم .زمان مصرف نمی توانستم به مسافرت بروم و یا اگر می رفتم خیلی دغدغه داشتم ولی حالا نه بدون هیچ دغدغه ای به مسافرت می روم.
 
باتوجه به اینکه شما یکی از شاعران کنگره 60 می باشید و شعرهایی زیبایی می سرایید بفرمایید که آیا در زمان مصرف هم شعر می گفتید؟
 

من از سن جوانی شعر می گفتم منتهی شعرهایم رنگ و بوی دیگری داشت . آن موقع شعرهایم بیشتر مناسبتی و سیاسی بود .البته در دوران مصرف زیاد شعر نمی گفنم.موقعی که اتفاق خاصی می افتاد شعری در ذهنم شکل می گرفت و آن را میسرودم.

 

چرا تخلص"رها" را برای خود انتخاب کردید؟

رها به معنی رهیده شده و آزاد شده است یعنی کسی که از بند رها شده و این بند می تواند بند اعتیاد باشد و یا هر بند دیگری.ولی زمانی که به رهایی رسیدم این تخلص را برای خودم انتخاب کردم.زیرا به معنای واقعی رهایی را احساس کردم و لذت آن را چشیدم.
 

 

 

بعد از اینکه به رهایی رسیدید موضوع و محتوای شعرهایتان چه تغییری داشت؟

رهایی در موضوع و محتوای شعرهایم اثربسزایی گذاشت.بعد از رهاییم در شعرهایم امید موج می زند . به اوج رسیدن وانسان بودن به محتوای اشعارم اضافه شده است. رهایی از بند اعتیاد که از هر بندی محکم تر است و من دوست دارم با اشعارم پیام رهایی را به انسان های دربند برسانم.

در خصوص همسفر و سختی هایی که در دوران مصرف مسافر متحمل می شود و همین اواخر در مورد کتاب ادموند و هلیا نیز شعری سرودم.

بیشتر درچه قالبی شعر می سرایید؟
 

 اشعارم بیشتر در قالب غزل است .گاهگاهی هم در قالب مثنوی است.

 

 

از میان اشعاری که بعد از رهایی سروده اید خودتان کدام یک را بیشتر دوست دارید و با آن ارتباط برقرار می کنید؟
 

 از میان اشعارم خودم این شعرم را بسیار دوست دارم که برایتان می خوانم:

 

در پای دلم بندی است او می کشد و من هم

او سوی سیاهی ها من خسته از این جنگم
 
او زنگی و من رومم او سرکش و من رامم
 

هرگه نبرم فرمان با خدعه کند خامم

برچسب وفاداری بر چهره زدم چندی
 

 در عهد وفاداری گه ناقض سوگندم

دل هرچه قوی دارم می افتم و می لنگم
 
  بی پیشرو و رهبر زین مرحله نتوانم
 

ای دست مسیحایی دست من و دامانت

  زآن دم که دهد جانی محروم مگردانم
 

روزی که رها ریزد جان بر سر پیمانش

پیمانه چه سرآید با جسم دگر خیزم
 

 

لطفا مختصری در خصوص این شعر زیبا برایمان توضیح دهید:
 

 در سفر اول که بودم یک روز در لژیون استاد عزیزم آقای امیرحسین علامی داشتند در مورد این موضوع که در راه طریقت و راه عرفان بدون داشتن پیشرو جلودار امکان پذیر نیست صحبت می کردند.این موضوع برایم بسیار زیبا بود و این شعر را سرودم

همانطور که جهان از اضداد تشکیل شده است من انسان هم از دو بعد که خوی خدایی و خوی شیطانی است تشکیل شده ام و این خوی شیطانی سعی می کند من را به طرف سیاهی ها بکشاند.
این نفس سرکش (نفس اماره)هیچوقت دست از سر دامان بشر برنمی دارد و سعی می کند که انسان را به سمت بدی های سوق دهد.همیشه درگیری بین خوبی و بدی وجود داشته و دارد وما اغلب اوقات نمی توانیم بر نفسمان غلبه کنیم و این نفس به بهترین و زیباترین شکل می خواهد ما را مغلوب کند ، مگر اینکه داناییمان بالا رود و کسی باشد که در این راه یاریمان کند و دست به دامانش شویم.
دست مسیحایی در این شعر منظور دست راهنمای عزیزم است که برای من معجزه کرد و مرا از ظلمت اعتیاد بیرون آورد و مرا دوباره زنده کرد.

 

مضامین شعری شما از چه حسی لبریز است؟
 

شعرهای من لبریز از عشق و علاقه و امید و خدمت کردن به بقیه انسان هاست .دیگر اینکه در بعضی از شعرهایم از افراد درگیر در ظلمت و تاریکی اعتیاد خواسته ام تکانی به خودشان بدهند و خواسته شان را قوی کرده و به رهایی برسند.

 

از اینکه  به عنوان یکی از شاعران کنگره 60 شناخته شده اید چه احساسی دارید؟

بسیار خوشحالم و خدا را شکر می کنم که به من این هنر را اعطا کرده است که بتوانم با زبان شعر از استادم قدردانی کنم و یا به دیگر انسان ها خدمتی کنم.وقتی می بینم که می توانم اثری خلق کنم که پایدار است انرژی می گیرم و حس خوبی به سراغم می آید.

و سخن آخر:

امیدوارم همه مسافران به رهایی رسیده و لذت آن را بچشند و با تشکر از شما

 

 

با تشکر از شاعر عزیز رها ابراهیم زاده

 

گفت و گو از :مسافر حجت
تایپ و ثبت:همسفر صدیقه
عکس از :مسافر حسن سناسیری
نمایندگی:بوشهر
تاریخ:95/6/4

 

 

 

 

 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .