English Version
This Site Is Available In English

ما همسفران، مسافرمان را از روی احساسی که داشتیم انتخاب کردیم

ما همسفران، مسافرمان را از روی احساسی که داشتیم انتخاب کردیم

لژیون پنجم شعبه سهروردی اصفهان در تاریخ 04/07/1401 با دستور جلسه سی‌دی  "احساس همسفر" به استادی کمک‌راهنما همسفر ندا و دبیری همسفر گلناز رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


- در ابتدا، خانم ندا در مورد جشن ایجنت و مرزبانی توضیحاتی دادند و از دوستان خواستند که در این جشن با حال خوش و پوشش سفید حضور داشته باشند. در ادامه از دوستان خواستند که تا روز پنج‌شنبه به کلمه "رها‌ کردن" فکر کنند و نظرشان را بگویند.
- خانم ندا در مورد غیبت کردن دوستان تذکر دادند و گفتند: کنگره یک مکان آموزشی است و رهجوها نمی‌توانند که هر موقع که دلشان خواست به کنگره بیایند و هر موقع نخواستند نیایند؛ چون این امر را خیانت در حق کسانی دانستند که در بیرون از کنگره دوست دارند روی این صندلی بنشینند و آموزش بگیرند و همچنین در مورد  قانون دیر آمدن گفتند که: کسی که بعد از تشکیل لژیون وارد می‌شود، باید سعی کند بدون مزاحمت و به هم ریختن لژیون در جای خود بنشیند.
همچنین برای اعضای لژیون، ورود خانم زهرا به لژیون سردار و پرداخت اولین قسط آن را اعلام کردند و به خانم زهرا تبریک گفتند و برای ایشان آرزو کردند که این قدم خیری که برداشتند به سمت روشنایی‌ها، مسبب خیر برای خودشان و مسافرشان وخانواده‌شان شود.

در ادامه دو نفر از دوستان در مورد دستور جلسه کارگاه آموزشی که "صورت مسئله اعتیاد" بود مشارکت کردند و گفتند:

سلام دوستان بتول هستم یک همسفر:
من خیلی خوشحال هستم که به کنگره آمده‌ام و صورت مسئله اعتیاد را متوجه شدم. فهمیدم که در مورد مسافرم و مسافران دیگر خیلی قضاوت‌های اشتباهی می‌کردم و کم‌کم این تفکر غلط از بین رفت و هم خودم راحت شدم و هم مسافرم را راحت کردم.

سلام دوستان پروین هستم یک همسفر:
در طول این پنج ماهی که من به کنگره می‌آیم با صورت مسئله اعتیاد آشنا شدم و فهمیدم که فرد مصرف‌کننده بیمار است و هیچ اختیاری در این بیماری نداشته است، برعکس اینکه من همیشه او را فردی بی‌مسئولیت خطاب می‌کردم و من قبلا این را یاد نگرفته بودم ولی در کنار این موضوع، من باید صبر و زمان را هم در نظر بگیرم و نفس اماره خودم را کنترل کنم و مطمئن باشم که مسافرم در طول چند ماه درمان می‌شود.

سلام دوستان ندا هستم یک همسفر: (کمک‌راهنما)
اعتیاد برای اولین بار در کنگره به عنوان مسئله شناخته شد. چیزی هست که در پس آن علم وجود دارد و یک خبرهایی هست و الکی، الکی نیست.
صورت مسئله اعتیاد مبدا را مشخص کرد! ما مقصد را می‌دانستیم که رهایی از مواد مخدر است، ولی نمی‌دانستیم کجا مشکل دارد.
صورت مسئله اعتیاد گفت که مشکل در تخریب سیستم ایکس است و جسم مشکل دارد. جناب مهندس خیلی در سی‌دی‌هایشان در مورد جسم صحبت می‌کنند؛ چون تمام واکنشهای شیمیایی، خلق وخو و حال خوب، همه این‌ها بستگی به آن سیستم‌های شبه‌افیونی درون ما دارد که در جسم ترشح می‌شوند. حل صورت‌مسئله، ترمیم سیستم ایکس شد که آن هم در کنگره مشخص شد که به روش Dst تیپر می‌شود و سیستم‌های شبه‌افیونی مجددا شروع به کار کردند.
حالا من همسفر هم در مسائل زندگی باید صورت مسئله یا مشکلم را مشخص کنم، آن وقت خیلی راحت می‌توانم آن را حل کنم که اگر صورت مسئله مشخص شود من  پنجاه درصد راه را رفته‌ام.

استادی همسفر محبوبه درمورد سی‌دی "احساس همسفر" 

سلام دوستان محبوبه هستم یک همسفر:
مبحث امروز سی‌دی احساس همسفر است. در ابتدای سی‌دی، جناب مهندس فرمودند: بزرگترین نقص و بزرگترین مشکل؛ ترس از آینده است که خیلی می‌تواند تخریب کننده  باشد. تنها کاری که ما می‌توانیم در مورد این موضوع انجام دهیم توکل به خداوند است. در ادامه سی‌دی در مورد احساس همسفر گفتند: احساس در زندگی مهمترین چیزی است که بین انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند. اگر ما به هم‌نوع خودمان احساس نداشته باشیم، هر کدام به دور از همدیگر قرار می‌گیریم. جمع‌ شدن ما و جذب ما به همدیگر توسط حس درونمان است که از سینه آدم‌ها نشات می‌گیرد به نام دل، که نزدیک قلب است و به صور پنهان بر‌می‌گردد.
حس، بیشتر در بین انسان‌ها است و در بین حیوانات خیلی کم وجود دارد. حیوانات تا زمانی که بچه‌هایشان کوچک هستند حمایتشان می‌کنند، ولی بزرگتر که شدند فراموش می‌کنند، اما برای انسان‌ها این حس همیشه هست، حتی اگر این حس جریحه‌دار شود و با همین حالت از دنیا بروند این حس همچنان برایش ماندگار است.
 
سلام دوستان نصرت هستم یک همسفر:
قسمتی از این سی‌دی که برای من جالب بود این بود که، جناب مهندس فرمودند: وقتی که ما می‌خواهیم آتشی را خاموش کنیم، آن را با بیل خاموش می‌کنیم. این همان چیزی است که ما راه حل مسئله را بلد نیستیم. این مسئله‌ای بود که من قبل از ورود به کنگره انجام داده بودم و می‌خواستم از هر طریقی این آتش اعتیاد مسافرم را خاموش کنم و اصلا به شخصیت خودم و مسافرم و بچه‌هایم فکر نمی‌کردم.
سال‌ها بود که، مسافر من درگیر اعتیاد بود و نگذاشته بودم کسی بفهمد. یکی از روزها که تقصیر از خودم بود و می‌خواستم این آتش اعتیاد را به قول معروف با همان بیل خاموش کنم و فکر می‌کردم این برخورد شاید بتواند در زندگی‌ام اثر داشته باشد، یک سر و صدایی بلند شد و چند تا از بزرگترها آمدند. اینجا بود که بقیه فهمیدند که ما مشکل داریم و شرایطمان این‌گونه است و من خیلی ناراحت شدم.
کسی که کاری نمی‌توانست برایمان کند و مشکل من حل نشد. با خودم می‌گفتم ای کاش مثل قبل زندگی‌ام را می‌کردم و خودم با کمک کسانی که این کار را بلد هستند مشکلم را حل می‌کردم.
با گوش کردن به این سی‌دی هم خنده‌ام گرفته بود و هم گریه‌ام گرفته بود که من دقیقا این بیل را برداشته بودم و به شخصیت خودم لطمه می‌زدم؛ همچنین مسافرم و بچه‌هایم. خدارا شکر این دفعه اول و آخرم شد و دیگر این کار را تکرار نکردم. حالا هم که در این مسیر قرار گرفتم خیلی امیدوارم که بتوانم کارهایی را که به اشتباه کردم جبران کنم.
جناب مهندس گفتند: هرکس در جایگاه همسفر و در نفس اماره باشد، احساس مسئولیت نسبت به اعضای خانواده یا مسافر را ندارد ولی کسی که بتواند در جایگاه نفس مطمئنه باشد احساس مسئولیت دارد و با تمام قوای خود سعی می‌کند آرامش و آسایش و صلح را در زندگی‌اش برقرار کند.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:
در این سی‌دی جناب مهندس فرمودند: انسان از وقتی که به دنیا می‌آید تا وقتی از دنیا می‌رود، همسفران متعددی دارد. این نمونه همسفر که ما در کنار یک مصرف‌ کننده قرار می‌گیریم، یک حس خاصی است که خیلی نیاز به آگاهی و علم و دانش دارد و این حس خیلی مهمی است.
قبل از اینکه من وارد کنگره شوم، به خاطر نداشتن علم صورت مسئله اعتیاد، فکر می‌کردم به مسافرم خدمت می‌کنم، اما حالا می‌بینم که باعث تخریب او می‌شدم. الان می‌فهمم که مسافرم به علم‌الیقین و حقیقت اعتیاد رسیده بود و این من بودم که باید این علم را فرا می‌گرفتم و به درک این موضوع می‌رسیدم. خدارا شکر وارد کنگره شدم و توانستم در کنار مسافرم روش بهتر زندگی کردن را آموزش بگیرم.

سلام دوستان راضیه هستم یک همسفر:
آقای مهندس در این سی‌دی درباره احساس ما نسبت به پدران و مادران سال‌خورده گفتند که، مادر آقای ویلیام ۹۲ ساله بودند و می‌خواستند او را از بیمارستان به خانه خودشان ببرند و از او نگهداری کنند.
نکته دیگر اینکه ما همسفران، مسافرمان را از روی احساسی که داشتیم انتخاب کردیم و آن حس مشترکی بوده که بین ما وجود داشته است. اگر همسفری، مسافرش را کوچک بپندارد، در سطح نفس اماره قرار دارد و سطح پایینی از دانش را دارد. باید به سطح بالا برسد تا آن مسافر را محترم بشمارد، حالا چه خوب باشد چه بد. ما بارفتارهایمان است که می‌توانیم مسافرمان را تغییر بدهیم.


 
سلام دوستان ندا هستم یک همسفر: (کمک‌راهنما)
در مورد جسم، ما هرچه از آن استفاده کنیم سالم‌تر است.حالا چه ورزش کنیم یا حرکت‌هایی که انجام می‌دهیم، جسم سالم‌تر است.
من خیلی انسان‌هایی اطراف خودم دیدم که خیلی ناله می‌کنند و انتظار دارند که دیگران کارهایشان را انجام دهند و خودشان را به مریضی می‌زنند و واقعا آن مریضی را هم می‌‌گیرند، شاید آن مریضی کم باشد ولی عود می‌کند و همیشه در حال مریضی هستند اما آن‌هایی که در حال کار کردن و خدمت به دیگران هستند، حالشان بهتر است و جسم سالم‌تری دارند.
اول این سی‌دی، جناب مهندس درباره ترس از آینده صحبت می‌کنند که بزرگترین القاء شیطان، ترس از آینده است.
قطعا کسی که ضدارزش انجام می‌دهد باید هم بترسد. مسئله بعدی نا‌آگاهی است. ما از چیزی می‌ترسیم که در موردش آگاهی نداریم. به مرور زمان که انسان اطلاعات و آگاهی‌اش تکمیل شود و از ضدارزش‌ها فاصله بگیرد و در واقع ایمان به خدا بیاورد و در صراط مستقیم باشد، به مرور زمان این ترس‌ها خود به خود کم می‌شوند.
در مورد حس، کل جهان و جهان‌ها توسط سه مولفه با هم ارتباط دارند که شامل صوت، نور و حس می‌باشد. جایگاه صوت، گوش است؛ جایگاه نور، چشم و جایگاه حس در قلب است. گوش و چشم و قلب، این‌ها ابزار هستند که اطلاعات را می‌گیرند و به یک‌جا می‌رود که به آن "حس مشترک" می‌گویند. ما بر اساس حس، همسفران یا مسافرانمان را انتخاب می‌کنیم.
نکته‌ای که جناب مهندس در این سی‌دی گفتند این بود که روابطی که تخریب شود، ما این تخریب‌ها را با خودمان به جهان‌های دیگر می‌بریم. یعنی باز همان همسر، همان مادر یا همان فرزند، بر سر راهمان قرار می‌گیرد تا این ارتباط ترمیم شود و اختیار با خودمان هست که همین‌جا ارتباطمان را درست و ترمیم کنیم یا آن را با خود به جهان‌های دیگر ببریم؟! مشکل جایی نیست جز درون خودمان. حس، یک دریافت کننده است اطلاعات را می‌گیرد و به عقل می‌دهد و آن عقل است که تصمیم‌گیری می‌کند.

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:
سی‌دی نوشتاری این هفته من سی‌دی جسم بود. جناب مهندس در این سی‌دی گفتند: من ورزش می‌کردم، شنا می‌کردم، نه فشار خون داشتم و نه مشکل دیگر، ولی سکته قلبی کردم. بعد از این واقعه جناب مهندس تصمیم گرفتند که به درمان سیگار بپردازند و این در کنگره یک قانون شد که درمان مواد مخدر و درمان سیگار در کنار هم کامل می‌شود.
در مورد تندرستی و تغذیه سالم گفتند که در مواد غذایی ما خیلی از مواد نگهدارنده استفاده می‌کنند. به خاطر همین جناب مهندس توصیه کردند که مثلا شیر را از لبنیاتی‌ها تهیه کنیم و ماست را هم خودمان از همان شیر درست کنیم.
در ادامه گفتند که مصرف گردو و فندوق برای سلامتی قلب خوب است و توصیه کردند که حتی کسانی که مشکل کلسترول دارند، چند روز در هفته را تخم‌مرغ بخورند؛ چون تخم‌ مرغ رسوبات و چربی داخل رگ‌ها را می‌شکند و دفع می‌کند.
در مورد تغذیه بچه‌ها گفتند که بچه‌هایی که چیپس و پفک می‌خورند خیلی عصبی می‌شوند. به بچه‌ها آموزش دهیم که چیزهای سالم بخورند. غذاهای فست فود را با فاصله یکی دو ماه استفاده کنیم و به جای آن از مغزها استفاده نماییم. نان بربری و نان لواش، نان سالمی نیست و از نان سنگک استفاده کنیم. از مواد غذایی بیرون زیاد استفاده نکنیم و تا جایی که ممکن است خودمان در خانه غذا درست کنیم.

سلام دوستان ندا هستم یک همسفر: (کمک‌راهنما)
نکته‌ای که باید توجه کنیم این است که: من در مورد اعتیاد هیچ چیز نمی‌دانم، پس رهجویی که به کنگره می‌آید باید تمام آن چیزی را که می‌داند کنار بگذارد و فقط و فقط بیاید و ببیند راهنمایش چه به او می‌گوید. اگر حرف راهنما را گوش کند، راهنما می‌تواند راهنمایی‌اش کند و اگر گوش نکند، هیچ‌کس نمی‌تواند برایش کاری انجام دهد.
نکته دیگر اینکه اگر در مورد چیزی آگاهی ندارم که الان چه کار باید کنم، هیچ‌کاری نکنم. این خیلی نکته کلیدی است. یعنی این جاخالی دادن یا رها کردن یا هیچ‌کاری نکردن بسیاری از مشکلات ما را حل می‌کند، نه تنها در مورد اعتیاد، بلکه در مورد خیلی چیزهای دیگر.

تهیه گزارش: همسفر مریم رهجوی کمک‌راهنما همسفر ندا(لژیون پنجم)

عکس: همسفر محبوبه رهجوی کمک‌راهنما همسفر شهرزاد(لژیون ششم)

ارسال مطلب: همسفر فاطمه(ح) رهجوی کمک‌راهنما همسفر پریسا(لژیون یکم)

همسفران نمایندگی سهروردی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .