جلسه ششم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره۶۰، نمایندگی چرمهین با استادی کمکراهنما همسفر شهرزاد نگهبانی همسفر هاجر و دبیری همسفر ثریا با دستور جلسه " وادی هشتم و تاثیر آن روی من " هجدهم مهرماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد؛
خدای مهربانم را شاکرم که اجازه داد امروز در کنار شما دوستان پر محبت در شعبه چرمهین باشم. بسیار خوشحالم و حس خوبی دارم؛ شاید شعبه کوچک باشد ولی قطعاً دلهای تکتک شما بزرگ است که منبع علم و دانش کنگره شده است. خدا را هزاران بار شکر که در کنار شما هستم و قرار است از تک تک شما آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز وادی هشتم است، یک قدم بر میگردم به عقب یعنی به وادی هفتم، درباره وادی هفتم متوجه شدم که برای کشف حقیقت دو چیز لازم است: یکی پیدا کردن راه و دیگری پیمودن راه، برای پیمودن راه باید حرکت کرد، چون با حرکت است که راه نمایان میشود. در مسیر زندگی، انسان همیشه باید حرکت کند اگر ساکن بماند قطعاً سقوط می کند. حرکت لازمه تکامل، تزکیه و پالایش است. وادی هشتم به نکته هایی اشاره میکند که تلنگری برای من همسفر است و من همسفر را از خواب غفلت بیدار می کند. نکته این است که همه چیز در حرکت است و چیزهایی که به ظاهر ساکن به نظر میرسد و من فکر میکنم که هیچ حرکتی ندارد؛ حتی ذرات تشکیل دهنده سنگ هم در حال حرکت است؛ اگر چیزی در سکون باشد همانند یک صخره گلی فرو میریزد، پس باید همه چیز حرکت کند. انسان از نظر جسمی و از نظر ذهنی باید در حرکت باشد، همین حرکت های ما است که جایگاه ما را در هستی مشخص میکند. هفت وادی را پشت سر گذاشتیم و متوجه شدیم که راه درست و صراط مستقیم چیست؟ با آمدن به کنگره در صراط مستقیم قرار گرفتیم و آموزش میگیریم ولی چرا باز هم در طی صراط مستقیم اینقدر به مشکلات برخورد میکنیم؟ قطعا خیلی از این مشکلات پیش رو نتیجه انتخابهای غلط گذشته خودمان است، ضمناً صراط مستقیم اسمش صراط مستقیم است ولی پر از فراز و نشیب است و دست انداز های بسیار زیادی دارد و قطعاً همه این چالش ها و مشکلاتی که ما در همین صراط مستقیم با آن مواجه می شویم برای هر کدام از ما لازم است تا من ساخته شوم و رشد کنم. در کنگره آمدهایم، حالا اگر سفر اولی هستیم، هرچند که آقای مهندس فرمودند: تمام مواردی که ما در کنگره یاد میگیریم فقط برای درمان اعتیاد نیست آنها را میتوانیم در تمام سطوح مختلف زندگی کاربردی کنیم؛ اکنون در کنگره هستیم و سفر خود را شروع کردهایم، آیا لازم است که با تمام جزئیات مسیر سفر را از همان ابتدا آشنا شویم؟ قطعاً نیازی نیست، چون ما اگر بخواهیم که از همان ابتدا تمام جزئیات مسیر سفر را بدانیم، زمانی انسان ممکن است دچار استرس شود و همان استرس مانع از حرکت من شود حالا در کنگره باید فرمانبرداری کنم، سعی کنم هر چه کمکراهنمایم میگوید، چشم بگویم و صحبت های او را عملی کنم، سیدی بنویسم، سیدی گوش کنم، مشارکت کنم و نهایت سعی خودم را بکنم که در تمام جلسات کارگاهی، آموزشی و لژیون ها حتما حضور داشته باشم. تکتک این ها یک حرکت است با انجام دادن این حرکت ها به مرور زمان میتواند برای من آرامش را به ارمغان بیاورد، ولی خیلی مهم است که من حرکتی که انجام میدهم؛ با حس خوب همراه باشد، یعنی برای رفع تکلیف نباشد و آگاهی داشته باشم که تک تک این ها برای اینکه من رشد کنم لازم است؛ شاید این جمله را خیلی در کنگره شنیده اید که میگویند: اولین نیرویی که عقل انسان را به کار میاندازد حس است، حس به حرکت متصل است ، یعنی اگر من مشارکتی کنم که پشت آن مشارکت یک حس خوب است، برای رشد و تعالی من است. خیلی متفاوت است با اینکه من مشارکت کنم برای اینکه دل راهنمایم را به دست بیاورم و یا اینکه دیده شوم. پس قطعاً حس من در حرکت نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، نکته دیگر اینکه وقتی در مسیر قرار می گیرم و میخواهم حرکت کنم باید خواسته ام مشخص باشد، باید بدانم که چه چیزی میخواهم؟ کنگره یکی از درس هایی که به من همسفر داد این است که شاید خواسته های زیادی داشته باشیم، ولی اینجا باید یاد بگیریم که خواسته هایمان را اولویت بندی کنیم. سفر اولی هستی و خواسته هایت هم بسیار زیاد است؛ خونه میخواهی، ماشین می خواهی، مسافرت بیکار است، درمان مسافرت را می خواهی.

باید یاد بگیرم که کدام را در اولویت قرار بدهم، چه چیزی مهمتر از درمان مسافر من خواهد بود پس باید درمان مسافرم را در اولویت قرار بدهم. در طول مسیر آیا این خواسته من آنقدر ارزش دارد که من با تمام وجودم تلاش کنم؟ این خواسته من ارزشمند است که من زمان برای آن بگذارم، این را برای خودم مشخص کنم و خواسته ام مشخص باشد که آیا من تشنه هستم؟ برای رسیدن به این خواسته باید یک بهایی را پرداخت کنم. یک زمانی عمر و جوانیام بهای آن خواستهام باشد. شاید تمام سرمایه ام را بدهم شاید ممکن است که خیلی خواسته هایم را زیر پایم بگذارم. زمانی که میخواهم به خواستهام برسم، سیستم هستی طوری طراحی شده که چیزی را به من مجانی نمیدهد، من باید بهای آنرا پرداخت کنم که به خواستهام برسم. در حرکت ممکن است که من به چند راهی برخورد کنم؛ در این چند راه میزان آگاهی و دانایی که من در کنگره کسب میکنم، به من کمک میکند که مسیر را انتخاب کنم؛ باید خیلی هوشیار باشم که مثل آهویی که علف های کنار جاده را دید و جذب آن ها شد، آنطوری نشوم و خدای نکرده از مسیر منحرف نشوم، که خواسته ام فراموشم نشود. نکته هایی که در وادی هشتم به آن اشاره شده این است که اگر انسان بخواهد به یک آرامش برسد و محبت را در درون خودش جاری کند باید جبران خسارت کند از خودش، خانواده و اجتماع. خیلی وقت ها انسان با خودش و با دیگران در جنگ است، اگر به گذشته خودمان برگردیم ادعا نمیکنیم که به طور کامل خوب شدهایم، همیشه نیازمند آموزش هستیم؛ ولی یک وقت هایی انسان قوی با خودش و دیگران در جنگ است و تنش دارد برای اینکه این جنگ ها این تنش ها و این خورده حساب ها را از بین ببریم؛ باید کمکم حسابم را با خودم صفر کنم و این نیازمند آموزش و زمان است. باید سعی کنم با آموزش های جهان بینی که در کنگره فرا میگیرم، حساب ها را یکی یکی صاف کنم، ما در طول زندگیخسارت هایی را به خودمان و دیگران وارد کرده ایم و بعضی از خسارت ها اثر آن ممکن است تا قرن ها باقی بماند؛ همانطور که آقای مهندس می فرمایند: یک اعتیاد ممکن است آثارش تا قرنها به جا بماند، پس من هسفر هم اگر اعتیاد نداشتم، ولی با افکار منفی چقدر به خودم، به جسم خودم، به دیگران و به اجتماع آسیب وارد کردم؛ اگر من خواستار آرامش هستم باید خورده حساب ها را یکی یکی صاف کنم، بدهیهایم را صاف کنم و اگر دوست دارم محبت و آرامش در درون من جاری شود. انسان یک وقت هایی فکر میکند که میتواند به آرامش برسد که ارتباط خود را با دیگران قطع کند و یک دیوار نامرئی بین خودش و دیگران بکشد ولی اتفاقاً هنر این است که انسان در میان جمع باشد و بتواند، قضاوت نکند؛ در جمع باشد و بتواند زخم زبان نزند دیگران را سرزنش نکند، اینها هر کدام یک حرکت است و انجام این حرکت ها قطعاً یک آرامش است. سفر اول به همسفر گفته می شود که باید سکوت کند؛ سکوت کردن برای همسفر خودش یک حرکت است. سکوت کردن هنر بزرگی است، من نباید بعضی اوقات حرف بزنم و باید سکوت کنم. همسفر باید با سکوت خود پذیرش کند که شرایط هر چه که هست بپذیرد؛ اگر کمبود دارد، اگر شرایط اقتصادی سختی دارد، اگر رفت و آمد آن سخت است، همه اینها را باید با جان و دل بپذیرد و اگر پذیرفت یعنی حرکت می کند. تک تک این حرکت ها باعث می شود که راه برای یک همسفر باز شود تاثیری که وادی هشتم روی من داشت این بود؛ وقتی که تو شروع میکنی به حرکت قرار نیست، بعد از شش ماه تمام راه برای تو نمایان شود؛ چه بسا که انسان در بعضی موارد باید سالها حرکت کند که راه برایش نمایان شود پس نباید ناامید بشویم، چون ایمان داریم که در راه صراط مستقیم قدم بر میداریم و قطعاً وعده خداوند دروغ نیست و به تلاش من بستگی دارد. همیشه بدانیم که این حرکت ها شاید ریز ریز باشد ولی یک روز من را به آن جایی که باید برساند خواهد رساند و به قول آقای مهندس: هیچ چیز در این هستی گم نمیشود امیدوارم که به کمک این آموزش ها تک تک ما درصد امیدواریمان بالا برود و بتوانیم با نهایت تلاش خودمان حرکت کنیم و راه برای تک تک ما باز شود.
پیام مرزبانی، نشریات، لژیون سردار

ظرفیت پذیرش رهجو

قانون یازده

پیام سفر دوم

آوای کنگره

تشکیل لژیونها




لژیون خدمتگزار

دعای کنگره

تایپ : همسفر زینب رهجوی کمک راهنما همسفر کبری لژیون دوم
ویرایش: همسفر زینب رهجوی کمکراهنما همسفر کبری لژیون دوم
عکس: همسفر فتانه رهجوی کمکراهنما همسفر نجمه لژیون اول
تنظیم و ارسال : همسفر محدثه
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
833