English Version
This Site Is Available In English

علم بدون عمل یعنی تقلید

علم بدون عمل یعنی تقلید

امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت میبرند و این، جز فرمان حاصل نمی‌گردد. پس با شما که پیمان می‌بندید در اندیشه آن باشید که از زمین بر خواسته و به آن مکانی که فرمان است رهسپار شوید. در سکون هیچ‌چیز به وجود نمیآید و زایشی نیست همه‌چیز درحرکت شکل می‌گیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه‌های آفرینش، آغاز و ادامه‌دار می‌گردد.

گاهی در مسیر خود به بهانه‌های زیادی مثل نمی‌دانم و نمیشود یا اینجا آخر خط است متوقف شدم و گاه منتظر معجزهای بودم که زندگی‌ام زیر رو شود، گاهی هم آن‌قدر غرق در توهم و رؤیاپردازی و خیال بودم که از اصل زندگی دور می‌شدم. هیچ‌چیزی سر جای خودش نبود، دقیقاً مانند کلاف سردرگمی بودم و گاهی هم زور الکی می‌زدم تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم ولی شرایط بد و بدتر می‌شد و دوباره به عقب بازمیگشتم. وقتی به وادی‌ها ورود پیدا کردم و یکی‌یکی آن‌ها را پشت سر گزارندم فهمیدم اشتباه من کجا بود. وادی اول معنی چگونه فکر کردن و اندیشیدن را به من یاد داد و حضور من در هر نقطه را مشخص کرد، اینجا بود که متوجه شدم حقه‌ها و نیروهای منفی چه نقش مهمی در زندگی من ایفا کردند، تازه متوجه شدم چرا به‌محض کوچک‌ترین حرکت من تصویر ترس و دلهره در ذهنم نقش می‌بست و جرئت حرکت و رفتن را از من میگرفت. وقتی از من خواسته شد در مورد وادی هشتم با عنوان با حرکت راه نمایان میشود مقاله بنویسم تکانه عجیبی به من زده شد تا علت آن را متوجه بشوم. به خود گفتم راز و رمز آن در دو چیز است یکی یافتن و دوم برداشت من از این موضوع، با وادی هفتم راه و مبدأ برای من شناسایی شد که کجا هستم اما چگونگی رسیدن به هدف و رفتن فقط خلاصه شد.

به‌جرئت می‌توانم بگویم که پرکارترین و سخت‌ترین مرحله من از وادی هشتم آغاز شد که از گفتار به عمل دربیایم زیرا این حقیقت را فهمیدم که عمل بدون علم میشود تقلید، فهمیدم که خوراک و توشه راه عشق و خدمت است حالا باید مقصد و مسیر را تعیین کنم چون با حرکت راه نمایان میشود. حرکت یعنی رفتن از نقطه‌ای به نقطه دیگر، در ادامه تغییر، تبدیل و در آخر ترخیص از آن مرحله‌ای که در آن بودم. حرکت من از آمدن به کنگره و نشستن روی صندلی و قرار گرفتن در جمع آموزش‌ها شروع شد بعد متوجه شدم در سکون خبری نیست و اتفاقی رخ نخواهد داد و در طوفان ماندن جز خرابی و ویرانی چیزی برایم به ارمغان نخواهد داشت. حرکت من با یک احساس درونی شکل گرفت، اینکه مشخص شد من در اوج تاریکی هستم بعد هدف خود که خروج از تاریکی و رسیدن به نور بود را مشخص کردم، حالا که خواسته‌ام مشخص شد و طلب اصلاح شدن را دارم این را فهمیدم که لیس للانسان الا ما سعی، یعنی هر چیزی جایگاه خود را خودش پیدا میکند پس آنچه را که می‌خواهیم باید به مرحله ظهور دربیاوریم و برای به دست آوردن بلند شوم و حرکت کنم. هر هدفی مسیر خاص خود را دارد که مسیر من با توجه به هدف و خواسته‌ام مشخص می‌شود و با حرکت، نیروی القا و احیا به کمک من میآیند و در همین حین با جبران خسارت‌ها و پرداخت تاوان‌ اشتباهات گذشته صیقل داده می‌شوم و قدرت پیدا می‌کنم و قدم‌های استوارتری برمی‌دارم چراکه میدانم با حرکت راه نمایان میشود.

با احترام همسفر مریم کمک راهنمای لژیون 12

عکس: همسفر مینا لژیون 23

نمایندگی همسفران شیخ بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .