English Version
This Site Is Available In English

نا امیدی یکی از ابزارهای شیطان

نا امیدی یکی از ابزارهای شیطان

کارگاه آموزش حضوری لژیون بیستم روز دوشنبه مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۲۶ با دستور جلسه "سی‌دی یونس" به استادی کمک راهنما همسفر طاهره و دبیری همسفر آرزو آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛
خداوند متعال را بسیار سپاسگزارم که یک‌بار دیگر اجازه داد در کنگره حضور داشته باشم و آموزش و انرژی بگیرم. بسیار خوشحال هستم که چهره همه شما را می‌بینم، ان‌شاءالله خداوند به همه ما کمک کند که بیشتر در مسیر آموزش و صراط مستقیم قرار بگیریم.
استاد امین در ابتدای سی‌دی یونس در رابطه با سی‌دی کافر توضیح دادند و فرمودند؛ اگر انسان بخواهد رحمت شامل حال او گردد و احیا و بازسازی شود و در او قوت قلب و توانایی و حس ایجاد شود باید به ناامیدی غلبه کند، ترس سبب خورده شدن تفکر ما می‌شود، منیت مانع از آموزش می‌شود و ناامیدی باعث می‌شود که دست به تجربه نزنیم و غم و اندوه همانند دیوار محکمی روبروی ما می‌ایستد و مانع نازل شدن رحمت بر ما می‌شود. ناامیدی یکی از ابزارهای شیطان و بار غم و اندوهی است که فرد نمی‌تواند بر زمین بگذارد و انسان زمانی ناامید می‌شود که با تمام وجود خواسته‌ای داشته باشد، اما توان این‌که به آن خواسته برسد را در خود نمی‌بیند، برای بیرون آمدن از ناامیدی باید آرام‌آرام از تاریکی‌ها خارج شده و تزکیه و پالایش انجام دهیم.
انسان زمانی که کافر شود و شکرگزار خداوند نباشد و از نعمت‌هایی که خداوند به او داده چشم‌پوشی کند ناامید می‌شود، برخی اوقات ما حتی نعمتی چون پدر، مادر، خانواده، کنگره و یا حتی راهنما را نمی‌بینیم و در ناامیدی به سر می‌بریم. در زندگی باید ببینیم که در کنار چه انسان‌هایی قرار گرفته‌ایم و با چه افرادی رفت‌وآمد می‌کنیم، زیرا هر انسانی بار مثبت و منفی دارد و هر فردی در اطراف خود یک میدان ایجاد می‌کند، اگر در مسیر افرادی قرار بگیریم که بار منفی دارند، به‌عبارتی در میدان آن‌ها قرار گرفته‌ایم و آن‌ها جز القائات منفی کار دیگری برای ما نخواهند کرد و سبب ایجاد حال بد در ما می‌شوند، زیرا جابه‌جایی انرژی صورت می‌گیرد و بیشتر در ناامیدی غرق خواهیم شد. افراد ناامید، افرادی هستند که در ضدارزش‌ها غرق می‌شوند و نافرمانی می‌کنند و طبق گفته استاد امین؛ همانند این است که برق آن‌ها قطع می‌شود و تاریک می‌شوند، بنابراین زمانی‌که وارد تاریکی‌ها شدند ناامیدی به سراغ آن‌ها می‌آيد، کار تاریکی‌ها گرفتن قدرت اختیار انسان است و زمانی‌که نیروی منفی اختیار را از انسان گرفت به نتیجه‌ و هدف خود نزدیک شده‌ است، در اینجا باید حرکت درست و سالم انجام دهد تا رحمت خداوند شامل حال او گردد. وادی دوم نیز به افراد ناامید بسیار کمک می‌کند؛ این که انسان بداند هیچ موجودی به جهت بیهودگی قدم به این حیات نگذاشته است و حتما هر انسانی رسالتی در این جهان بر عهده دارد، اگر ما ناامیدی را بشناسیم آن زمان می‌توانیم راه خروج از آن را نیز یاد بگیریم و بهترین راه برای خروج از حس ناامیدی، تزکیه و پالایش یا جداکردن پیوندهای منفی از درون خود ما می‌باشد. مورد دیگر اینکه انسان باید در مقابل رب و مربی خود فرمانبردار باشد و فرمودند؛ در افرادی که از رحمت خداوند ناامید نمی‌شوند سه ویژگی وجود دارد؛ ایمان، جهاد و انجام هجرت، ایمان؛ یعنی تجلی نور خداوند در انسان و هجرت؛ یعنی کسانی که از آسایش و آرامش خود به خاطر عده‌ای از انسان‌ها می‌گذرند و در مکان دیگری خدمت می‌کنند و جهاد نیز از جهد می‌آید، یعنی افرادی که مرتب تلاش و کوشش می‌کنند تا به رحمت خداوند دست پیدا نمایند.
در ادامه در رابطه با حاشیه‌ها صحبت کردند که ما باید از همدیگر حس‌های خوب دریافت کنیم و اگر حس نفرت و حس بد دریافت کنیم وارد حاشیه‌ها می‌شویم، شاید در مکانی قرار داشته باشیم که آن‌ها بر خلاف اصول ما یا سخن ما رفتار می‌کنند، در اینجا ممکن است آشفته و ناراحت شویم، حال اگر این اتفاق برای من افتاد من چند کار می‌توانم انجام دهم؛ یکی اینکه برخورد تندی با او داشته باشم که آن موضوع را اصلاح نمایم یا طرف را بایکوت کنم، یعنی جلوی او را بگیرم یا او را در تحریم و فشار قرار دهم که در مسیر درست قرار بگیرد یا اینکه قهر کنم و از آنجا بروم و دیگر اینکه بروم و آبروی او را ببرم و یا زیرآب او را بزنم و زمینه سقوط او را فراهم نمایم و به قول استاد امین؛ ممکن است این اتفاقات برای همه به وجود بیاید، حال اگر من به آن شناخت و آگاهی دست پیدا کنم که قضیه چیز دیگری است و کمتر ناراحت می‌شوم، ۹۹ درصد مردم کارهایی که انجام می‌دهند از روی تعمد نیست و اگر شما با این فرضیه نگاه کنید، حس‌تان تغییر می‌کند و مثل سابق عصبانی نمی‌شوید؛ بنابراین فرا می‌گیریم هنگام روبه رویی با مشکلات و با شخصی که مشکل داریم باید در کمال آرامش با او صحبت کنیم، زیرا در زمان عصبانیت نمی‌توانیم با دیگران ارتباط برقرار نماییم و ممکن است باعث کینه، دشمنی و افزایش مشکلات شود و اگر حس بد داشته باشید وارد حاشیه‌ها شده و از گردونه بیرون می‌روید.
در رابطه با این مسئله صحبت کردند؛ اگر شما در مکانی هستید که می‌خواهید از آنجا خارج شوید باید با حس خوب بروید و حساب خود را صفر نمایید تا باعث بروز مشکلاتی برای شما نشود. در ادامه داستان حضرت یونس را تعریف کردند که ایشان پیامبری بودند که از قوم خود عصبانی شدند و کینه آن‌ها را به دل گرفتند، قهر کردند و به خداوند گفتند؛ خدایا آن‌ها را عذاب کن و به این سبب گرفتار حس‌های منفی و وارد تاریکی شدند.
در انتهای سی‌دی استاد امین فرمودند؛ این‌ افراد برای ما الگو هستند. حضرت یونس از خداوند خواست تا قومش را عذاب کند، اما برعکس آن اتفاق افتاد و چندین سال در تاریکی‌ها بود و سختی بسیاری را متحمل شد، طبع ماهی یعنی خونسردی و این ویژگی به او داده شد یعنی بدون حس و بدون عشق از مرحله انسانی دور شد و این یعنی تاریکی مطلق و سرمای عمیق که به صورت عذاب بر او نازل شد. در ادامه حضرت یونس به خداوند می‌گوید؛ من از ستمکاران بودم و در درگاه خداوند مرتب نیایش کردند و از او یاری خواستند که او را هدایت نمایند تا برگردند و شرایط را اصلاح کنند. زمانی که ما به اشتباهات خود پی ببریم، خداوند نیز ما را از تاریکی‌ها نجات می‌دهد، داستان حضرت یونس به همین صورت بود که درتاریکی مطلق فرو رفت و هنگامی که به اشتباه خود پی برد خداوند او را از تاریکی‌ها بیرون آورد و به ساحل رساند، در آن زمان او بیمار بود، زیرا مرحله بسیار سختی را گذرانده بود و تمام نیرو و قوای خود را از دست داده بود و خداوند در کنار ساحل کدویی می‌رویاند تا حضرت یونس از آن تغذیه کند، سپس با حس خوب و یک دیدگاه کاملا متفاوت برمی‌گردد و آن زمان بود که توانست صدها انسان را هدایت نماید و این داستان‌ها برای ما آموزش و الگو است تا در زندگی روزمره از آن استفاده کنیم.

استاد امین فرمودند؛ فرورفتن انسان در تاریکی و پیدا کردن کینه و نفرت ایرادی ندارد و اگر این اتفاقات به هر دلیلی پیش آمد، قابل اصلاح شدن است، این مهم هست که من برگردم و آن مسیری که طی کرده‌ام را معکوس کنم و عیب و اشکال کار خود را پیدا و آن را اصلاح نمایم و با حس خوب پیش بروم و فرمودند؛ اگر در جایی همه بد بودند تو یک نفر سعی کن درست باشی و کارت را به درستی انجام دهی و اگر تو به قوانین و اصول احترام گذاشتی و الگوی خوبی بودی کم‌کم شرایط تغییر می‌کند و دیگر این‌که یک راهنما یا معلم هیچ‌زمانی نباید از رهجوهای خود ناراحت شده و کینه و خشم از آن‌ها به دل بگیرد. راهنما آموزش می‌دهد اما تا کجا آموزش می‌دهد؟ تا جایی که به هم نریزد و حس او خراب نشود، او تنها می‌تواند تذکر بدهد و مسیر را نشان دهد و اگر کسی تمایل داشت وارد مسیر شود، اما اگر شخصی تمایل نداشت ما به اجبار نمی‌توانیم او را وارد مسیر کنیم، زیرا خداوند به انسان‌ها قدرت اختیار داده است. اگر خدمت کوچکی در کنگره کردید و لذت بردید و عمل سالم انجام دادید؛ مطمئن باشید خدمت‌های بزرگتری نیز انجام خواهید داد، خدمت، تنها کمک‌راهنما بودن نیست همین‌که سی‌دی بنویسید و مشارکت کنید به نوعی خدمت محسوب می‌شود. سعی کنید مشارکت کنید، دلیل مشارکت کردن چیست؟ به قول استاد امین؛ مشارکت سبب رشد شما خواهد شد. از نعمتی که خداوند در اختیار شما قرار داده است نهایت استفاده را ببرید، زیرا این فرصتی از جانب خداوند می‌باشد، بنابراین سعی کنید بدون انجام صفات ضدارزشی و غیبت کردن، مرتب در حال کسب آموزش باشید. در کنگره جهانبینی ما یعنی تفکر و اندیشه ما تغییر می‌کند و به دانایی می‌رسیم یعنی می‌توانیم خواسته‌های نفس خود را تشخیص دهیم و ذره‌ذره به آرامش برسیم. زمانی‌که انسان به چیزی برسد که سال‌ها منتظر آن بوده حس بسیار خوبی به او دست می‌دهد، مثل همان عضو لژیون سردار بودن که حس آن مانند بوی گلی است که هر فردی می‌تواند آن را حس کند و قابل توصیف نیست. انسان باید از حس خوب خود مراقبت کند، یعنی باید همیشه در خود کاوش کند و ببیند آیا همان عشقی را که در روز اول در وجودش بود را هم‌اکنون دارا است یا خیر؟ همیشه این را بدانید که اگر در جایگاهی قرار گرفتید و خدمت کردید، رحمت خداوند شامل حال شما شده است و اگر به خواسته‌های خود نرسیدید، آن خواسته در لایه‌های پنهان شما وجود دارد و در زمان مناسب به آن خواسته خواهید رسید و مطمئن باشید که وعده خداوند دروغ نیست، اگر به خواسته خود نمی‌رسیم در نزد خداوند گله و شکایت نکنیم، زیرا در این‌صورت وارد شرک شده‌ایم.

مشارکت همسفر محبوبه؛
من در کلاس‌های قرآن و تفسیر شرکت می‌کردم و در نهایت نمی‌توانستند حق مطلب را ادا کنند، اما استاد امین بسیار زیبا و روان آن را برای ما عنوان فرمودند، برداشت من این بود که خداوند برای هدایت بشر ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاد که ما با عده‌ای از آن‌ها آشنایی بیشتری داریم، مانند حضرت عیسی، حضرت موسی، حضرت محمد (ص) و چندین پیامبر دیگر و حضرت یونس که در دل ماهی رفتند. هر کدام از این پیامبران، خصلت‌های مخصوص خود را دارا بودند. برای مثال؛ حضرت عیسی که مردگان را زنده می‌کرد و حضرت محمد (ص) که به محمدامین معروف بود، این برای من همیشه سؤال بود که حضرت یونس چگونه در دل ماهی گرفتار شد و سپس زنده از شکم ماهی خارج شد تا اینکه استاد امین که جهان‌بینی و سخنان ایشان از متن قرآن است، فهم این موضوع را برای من قابل هضم کردند. ایشان فرمودند؛ تمام پیامبران برای هدایت قوم خود برگزیده شدند و تمام همت و سعی خود را برای قوم خود به‌کار گرفتند تا به جایی رسیدند که خداوند به آن‌ها فرمود؛ کافی است بیش از این خود را اذیت نکنید، این قوم قابل هدایت نیستند و بعد آن پیامبر جزء رستگاران و قوم او در دسته ستمکاران قرار می‌گرفت. تنها پیامبری که زودتر از موعد از دست قوم خود خسته شد و از خداوند برای قومش خواستار هلا‌کت و نابودی شد حضرت یونس بود و برخلاف همه قوم‌ها، قوم حضرت یونس هدایت شدند و حضرت یونس جزء ستمکاران و مستوجب قهر و عذاب الهی شد، گرفتارشدن حضرت یونس در شکم ماهی یک تمثیل است و ماهی و نهنگ به دلیل این‌که از دسته آبزیان هستند طبع سردی دارند، به همین‌دلیل جسم و روح فیزیکی و خلق و خوی حضرت یونس سرد شد و این برای پیامبر خدا بد و ناپسند بود. نکته مهم در سی‌دی یونس این است که ما نباید در صبر خود بی صبری و بی‌قراری کنیم و از داستان حضرت یونس، درس صبر و توکل به خداوند را فرا می‌گیریم و این‌که هر زمان موعد کاری فرا برسد به ما القا خواهد شد.

مشارکت همسفر سارا؛
استاد امین فرمودند؛ رحمت خداوند شامل حال افرادی می‌شود که‌‌ ناامید نشوند، از بهترین‌ها استفاده کنند و فرمانبردار باشند. انسان‌ها برای اینکه از رحمت خدا ناامید نشوند؛ باید ایمان داشته باشند، هجرت کنند برای مثال؛ برای خدمت به شعبه‌‌ای بروند که به آن‌ها احتیاج بیشتری است نه اینکه بگویند این شعبه به مسیر من نزدیک‌تر است و من فقط در همین شعبه خدمت خواهم کرد و مورد سوم؛ جهاد کردن بود، یعنی سعی و تلاش خود را بکنید. در کنگره و بیرون از آن و نیز در قرآن بیان شده که انسان اگر بخواهد به جایگاهی برسد باید تلاش کند و خود را مشغول موضوعات بی‌ارزش نکند. آقای امین در مورد حاشیه‌ها صحبت کردند که حاشیه در سفر اولی‌ها وجود ندارد، زیرا در حال آموزش‌ هستند، اما در سفر دومی‌ها وجود دارد، زیرا آگاهی پیدا کرده‌اند. استاد امین فرمودند؛ این نیروها سراغ من نیز می‌آیند، اما از آن‌ها دوری می‌کنم. حضرت یونس نتوانست قوم خود را به مسیر مستقیم هدایت کند و از خداوند شکایت کرد و گفت؛ برای این قوم عذاب نازل کن و خداوند او را در دل ماهی یا نهنگ قرار داد، حضرت یونس با بی صبری به خداوند می‌گويد؛ من در توانم نیست و برای این قوم عذاب نازل کن و به جای این‌که برای قوم او اتفاقی رخ دهد برای حضرت یونس عذاب نازل می‌شود و در نهایت قوم او به راه راست هدایت می‌شوند، به چه علت این داستان مطرح شد؟ زمانی‌که خداوند دستوری می‌دهد باید آن را اجرا نماییم و اگر صبر و تحمل ما کاهش یافت باید مدتی کنار نشسته و سپس شروع به کار کنیم، اما اگر ناامید شویم خداوند ما را وارد تاریکی‌ها می‌کند. همانند کنگره که من چهار، پنج سال است که به کنگره می‌آیم و به حال خوش می‌رسم، اما بعد از مدتی آن را رها می‌کنم. استاد امین فرمودند؛ رفتن مهم نیست، اما باید از خود بپرسیم که آيا حساب خود را صفر کرده‌ایم؟ آيا خدمت کرده‌ایم؟ آيا زمانی‌که با حال بد وارد شدیم و در ادامه به حال خوش رسیدیم به حال دیگران توجه کرده‌ایم؟ اگر تسویه کردیم مشکلی نیست، در غیر این‌صورت همانند داستان حضرت یونس در تاریکی‌ها غرق خواهیم شد، از کنگره بیرون می‌رویم، اما غرق در مشکلات هستیم و درنهایت زمانی که حضرت یونس متوجه اشتباه خود شد و از خداوند طلب بخشش کرد، خداوند نیز او را بخشید و مورد رحمت قرار گرفت.

تایپ؛ همسفر فاطمه رهجوی کمک راهنما همسفر طاهره لژیون ۲۰
ویرایش؛ کمک راهنما همسفر سپیده لژیون ۱۴
عکس؛ همسفر زهرا رهجوی کمک راهنما همسفر زهرا لژیون 9
نمایندگی همسفران سلمان فارسی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .