English Version
This Site Is Available In English

مهم‌ترین چیز رعایت حرمت و قوانین کنگره‌۶۰ است

مهم‌ترین چیز رعایت حرمت و قوانین کنگره‌۶۰ است

لطفا خود را به رسم کنگره‌۶۰ معرفی بفرمایید؟

سلام دوستان کامران هستم یک مسافر، آنتی‌ایکس مصرفی: شیره، تریاک و الکل، روش درمان:DST، با داروی اوپیوم، با راهنمایی آقای خدامی ۱۸ ماه سفر کردم
رهایی از اعتیاد: ۱۴ سال و ۶ ماه
۱۰ ماه سفر نیکوتین به راهنمایی جناب آقای مهندس داشتم، آنتی‌ایکس: سیگار، روش درمان:DST با نیکوتین خوراکی، ۹ سال و ۴ ماه است که رها شده‌ام، رشته ورزشی در کنگره: والیبال
 
در چه جایگاه‌هایی در کنگره‌۶۰ خدمت کرده‌اید؟
هر مسافری از بدو ورود به کنگره‌۶۰ قطعاً مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده می‌گیرد و این لازمه درمان او می‌باشد. در سفر اول یک سری از مسئولیت‌ها برای او تعریف می‌شود و یک‌سری از خدمات را شخص باید انجام دهد تا به درمان برسد. در سفر دوم باز این خدمات مقداری متفاوت می‌شود تا در مراحل مختلف در جایگاه‌های خدمتی گوناگون قرار می‌گیرد. من نیز مانند تمام مسافران کنگره‌۶۰ شهریور سال ۱۳۸۴ هنگامی که وارد شعبه تازه تاسیس اصفهان شدم ۴ الی ۵ نفر بودیم که جلسات برگزار می‌شد و از همان ابتدا ما با مسئولیت‌های خود به عنوان یک سفر اولی آشنا شدیم مانند درست کردن چای، نظافت سالن، چیدن صندلی‌ها، جاروکشیدن و... . بعد از اینکه دوره درمان تمام شد یک دوره مرزبانی اصفهان بودم، جایگاه کمک‌راهنمایی و راهنمایی را نیز در اصفهان تجربه کردم همچنین یک دوره مرزبان سایت کنگره‌۶۰ بودم، از سال ۱۳۸۶ در اردوهای کنگره حضور مداوم داشتم و در جایگاه کمک اردوبانی و اردوبانی نیز خدمت کردم تا اینکه سال ۱۳۹۵ بعنوان دیده‌بان در کنگره‌۶۰ انتخاب شدم و در حال حاضر در این جایگاه در حال خدمت هستم.
 
 
چگونه می‌شود همسفر به این تفکر و دانایی برسد که برای خودش سفر کند نه برای مسافرش؟
از تجربه خودمان می‌گویم؛ ۴ ماه اول ورودم به کنگره‌۶۰ تنها بودم و همسفرم با من نبود و بعد از آن با من همراه شد، خاطرم هست که یک روز شرایط آب و هوایی و جوی خوب نبود و برف می‌بارید و جاده‌ها شرایط خوبی نداشتند، به او گفتم امروز اصفهان نرویم چون از شهرکرد باید به اصفهان می‌رفتیم، شرایط هوا خوب نیست و خطرناک می‌باشد و همسفرم جواب داد اگر یک روز موادت تمام می‌شد آیا حاضر نبودی در هر شرایطی برای تهیه آن بروی؟ برای درمان هم باید همینجوری بروی. خیلی چیزها از او یاد گرفتم، واقعا هم همین است اگر مسافری یک دهم از زمان و انرژی که برای تهیه مواد و مصرف آن صرف می‌کند را برای درمان قرار دهد قطعاً به درمان می‌رسد.
درکنگره‌۶۰ وقتی که مسافر وارد پروسه‌ی درمان می‌شود گمان می‌کند که امر راحتی است و می‌تواند بدون توجه و اجرای قوانین و اصول به درمان برسد که اینطور نیست. عملا چیزی که از درمان قرار است حاصل شود تعادل است و تعادل فوق درمان می‌باشد. اگر شخصی بخواهد که به آن تعادل در کنگره برسد قطعاً باید در این مسیر آموزش‌های کنگره را اجرایی کند.‌‌ اجرایی کردن آموزش‌های کنگره هم آوردگاهش درخود کنگره است، شما باید این را در کنگره تمرین کنید، سفر اولی‌ها باید آموزش‌هایشان را در کنگره تمرین نمایند، مسئولیت‌پذیری را هم باید در کنگره تمرین کنند. همسفر هم باید مسئولیت‌پذیری را با خدمت‌هایی که می‌گیرد در کنگره تمرین نماید‌. به نظرم آن چیزی که من و همسفرم را در کنگره قوام داد و ماندگار کرد همین حس مسئولیت‌پذیری بود، که با مسئولیت‌های کوچکی که گرفتیم کم‌کم تقویت شد. این مسئولیت‌پذیری را باید تمرین کرد. همسفری که این نکته را تمرین کند به این نقطه می‌رسد که مسیرش را از مسافر جدا کند. او هدف خودش را در کنگره دنبال می‌کند‌ و مسافر نیز هدف خودش را دنبال می‌نماید. کما اینکه آموزش‌های کنگره انگشت اشاره‌‌ای است برای تک‌تک ما به سوی آن نقطه‌ای که برای جایگاه انسانی تعریف شده است.
قرار نیست من همسفر مسیر و هدفم را به مسافرم گره بزنم و یا مسافر مسیرش را به مسیر همسفر گره بزند زیرا ما دو انسان مجزا و متفاوت هستیم و باید هرکدام مسیر زندگی خود را طی نماییم. در کنگره‌۶۰ راه جداست و هر کسی‌‌‌ باید میسر خودش را طی نماید. قطعاً زمانی که با این تفکر حرکت کنیم مسافر و همسفر از هم تاثیر می‌گیرند‌ و می‌توانند خیلی به همدیگر کمک نمایند.
 
 
با توجه به اینکه آزمون کمک‌راهنمایی نزدیک است چه پیامی برای اعضا دارید؟
آزمون کمک‌راهنمایی جزئی از درمان در کنگره‌۶۰ است یعنی من در نقطه‌ای قرار بگیرم که آن آموزش‌هایی را که گرفتم به دیگران انتقال بدهم. این انتقال دادن آموزش‌هاست که مطالب را برای من می‌شکافد و می‌توانم به مغز مطالب کنگره پی ببرم. وقتی من به عنوان یک استاد و معلم در مورد یک مطلب خاصی شروع به صحبت کردن و آموزش دادن می‌کنم یک سر درونی قضیه موضوعی است که شخص را وا می‌دارد به این که از آن مطلب که می‌گوید خودش را پُر کند، چون ما این را آموختیم در کنگره که وقتی می‌خواهیم مطلبی را درست تفهیم بکنیم باید آن مطلب برای خودمان شکافته شده باشد. راهنما سعی می‌کند مطالب را برای خودش بشکافد و حلاجی کند و بر اساس آن شکافتن مطالب است که انسان به فهم آنها می‌رسد.
در پروسه درمان مخصوصاً در سفر دوم اگر شخص نگاهی به جایگاه راهنمایی نداشته باشد بیشتر مطالب به صورت خام در اختیارش قرار می‌گیرد و به یک جایی می‌رسد که این مطالب باید بیاید و پخته شود و زمانی که پخته شود قابل استفاده می‌شود، غذای نیمه پخته و یا خام قابل خوردن نیست. کمک‌راهنمایی مانند کوره‌ای است که ما را پخته می‌کند.
واقعا افرادی که در جایگاه و پروسه کمک‌راهنمایی قرار می‌گیرند، انسان‌های خیلی توانمند، با اعتماد به نفس بالا و توانمند در اجرای امور زندگی و خانوادگی هستند و پرورش پیدا می‌کنند و به پختگی لازم می‌رسند.
 
 
رمز رشد و پیشرفت یک نمایندگی هم در زمینه مالی و هم در زمینه علمی چیست؟
همه اعضای یک نمایندگی باید ید واحده‌‌ای که آقای مهندس توصیف کردند باشند و تعریفی که از یده واحده دارند این است که همگی در جهت یک تفکر و یک اندیشه حرکت کنند که به نظرم این رمز موفقیت است. بایستی من به عنوان راهنما همه را در جهت آن اهداف والایی که در کل، کنگره‌۶۰ دنبال می‌کند و اهداف کوچک‌تر که در نمایندگی دنبال می‌شود هدایت کنم. به زبان ساده باید اعضاء را دغدغه‌مند کنیم. یعنی هر مسافر در کنگره باید به اندازه وسع و توانش دغدغه کنگره را داشته باشد. این دغدغه باید به گونه‌ای باشد که کنگره را خانه دوم خود بدانم، جایی که دارم در آن آموزش می‌گیرم، برای رشد علمی و مالی‌اش باید تلاش کنم که این تلاش در جهت رشد علمی به این صورت است که من بتوانم یک آیینه تمام‌نما از آموزش‌های کنگره‌۶۰ باشم و سعی کنم آموزش‌های کنگره را اجرا کنم. موضوع بعدی توان مالی است که نباید نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم، اینجا خانه ماست یک سفره‌ای پهن شده و همه سر این سفره نشسته‌اند، هیچ کس نباید بی‌تفاوت از کنار این سفره رد شود. دغدغه‌ای که در مورد مسئله بعدی باید داشته باشیم این است که یک نمایندگی از ایجنت، مرزبان، کمک‌راهنما و اعضا تشکیل شده است و همه باید دستمان با هم یکی باشد و بارمان را روی دوش دیگری نیندازیم هرکدام سعی کنیم زکات آن چیزی را که دریافت می‌کنیم به هر شکلی که می‌توانیم پرداخت نماییم. می‌گویند: مرد را اگر دردی باشد خوش است/ درد بی‌دردی علاجش آتش است. نمی‌شود ما در این مجموعه قرار بگیریم و نسبت به اتفاقاتش بی‌تفاوت باشیم این حسنش این است که ما را در همه اتفاقات سهیم می‌کند یعنی من وقتی کنگره را خانه خود می‌دانم، خود را موظف می‌کنم در همه اموراتش سهیم شوم، وقتی سهیم می‌شوم اینجا را مال خودم می‌دانم و احساس غربت به آن ندارم و مثل فرزندی می‌شود که در یک خانواده است. آقای مهندس چه تعبیر زیبلیی به کار می‌برند که همه ما فرزندان کنگره هستیم، اینجا یک خانواده کنار همدیگر هستیم و همگی داریم تلاش می‌کنیم که این بنا آباد شود و در دسترس همگان قرار بگیرد. در همین کار‌هایی که در نمایندگی انجام می‌شود مثل یک رهایی که اتفاق می‌افتد اگر ما یک رهایی را ببینیم و در شادی و خوشحالی آن خانواده سهیم شویم آیا می توانیم بی‌تفاوت رد شویم؟ اگر احساس کنیم که من در این رهایی به اندازه توانم شریک بودم چقدر حس خوبی است؟ اینها را باید دید و دیدن اینها همان تقویت حس‌های درونی است که آقای مهندس در س‌دی حس بیرون صحبت می‌کنند. اینها را باید دید و به آنها فکر کرد و بی‌تفاوت نباید رد شد.
 
 
چه پیامی برای سفراولی‌ها دارید؟
به نظرم مهم‌ترین چیز برای سفر اولی‌ها رعایت قوانین و حرمت‌های کنگره‌۶۰ است و اینکه به آنچه راهنما و مسئولین می‌گویند توجه کنند، بدون چون و چرا و بدون قضاوت انجام دهند. وقتی به پزشک مراجعه می‌کنیم و به ما دارو می‌دهد، ما بدون چون و چرا دارو را می‌خوریم و سلیقه‌ای تفکیکش نمی‌کنیم که یکی را بخوریم و یکی را نخوریم بلکه آن چیزی که پزشک دستور داده بدون چون و چرا انجام می‌دهیم چون باور داریم درمانمان با این تجویز صورت می‌گیرد کنگره هم همین است، در کنگره تمام بایدهایی که گذاشته شده در سفر اول و در سفر دوم مثل همان داروی درمان است اگر انجام دهیم نتیجه‌اش را می‌گیریم. شما نمی‌توانید دارو از پزشک بگیرید ولی نخورید و نتیجه بگیرید وقتی خوردید درمان می‌شوید، کنگره هم این چنین است وقتی قوانین را انجام دادید بعد متوجه تاثیر آن می‌شوید، بعضی‌ها قوانین را انجام نمی‌دهند و می‌گویند آقا ما که نتیجه نگرفتیم به این دلیل است که انجام ندادید تمام این بایدها مثل دارو می‌باشد که باید انجام بدهید تا نتیجه را بعدها ببینید.
 
 
با توجه به اینکه در آستانه ساخت شعبه جدید هستیم به نظر شما یک همسفر چگونه می‌تواند در نقش خودش برای ساخت و پیشروی کارها همکاری داشته باشد؟
من تجربه‌ام را در ساخت شعبه شهرکرد که در سال گذشته انجام شد برای شما بیان می‌کنم؛ شوری که در قسمت همسفران و مسافران به وجود آورده بود برای ساختن ساختمان عجیب بود، یعنی یک حس و حال خوب وارد شعبه کرده بود که آن یک سالی که ما در حال ساخت بودیم یک طرف و کل دوره‌ای که شهرکرد شروع به کار کرده بود هم یک طرف قرار می‌گرفت. ما آمدیم برنامه‌ریزی برنامه‌های غذایی ساختمان را به همسفران محول کردیم. در طول یک سال ۲۵۰۰ پرس غذا تهیه کردند یعنی ما یک بار هم یک غذا از بیرون خرید نکردیم، تمام غذاها توسط خانواده‌ها پخت می‌شد و سر ساعت ۱۲/۵ ظهر همسفر با مسافرش می‌آمدند و در ساختمان سفره را برای ما پهن می‌کردند ما هم می‌نشستیم سر سفره و غذا می‌خوریم.
ما هر روز کارگر و بنا داشتیم به همین دلیل شب قبل مرزبان آقایان به مرزبان خانم‌ها تعداد کارگران فردا را اعلام می‌کرد که در روزهای عادی تا ۱۰ نفر و در روزهای تعطیل ۲۰ الی ۲۵ نفر می‌رسیدند. نوع غذا را هم به انتخاب خود همسفران می‌گذاشتیم.
بعضی‌ها خودشان اعلام می‌کردند که من نیت دارم مثلاً صد تا غذا بپزم برای ساختمان کنگره که مسئولین خودشان تقسیم‌بندی می‌کردند که حالا چه روزهایی چه تعداد غذا بپزد و بیاورد.
همسفران می‌گفتند ما بیایم سر ساختمان کمک کنیم گفتیم نه، وقتی کار ساختمان تمام شد شما بیایید نظافت کنید به نظر من همسفران می‌توانند در این قسمت همکاری خوبی داشته باشند چون تهیه غذا هم هزینه زیادی دارد.
همسفرانی هم داشتیم که خودشان نیت می‌کردند برای تهیه اقلام ساختمانی پیشقدم می‌شدند به طور مثال یکی می‌گفت من می‌خواهم ۳۰ کیسه سیمان بیاورم برای ساخت ساختمان، ما نمی‌توانیم پول قبول کنیم چون پول باید به حساب زمین کنگره‌۶۰ واریز شود ولی اقلام را رد نمی‌کردیم. ان‌شاءلله بروید در کار ساخت خیلی حس خوبی دارد، یک انرژی خیلی خوبی را به جریان می‌اندازد در نمایندگی، شوری برپا می‌کند و مانند یک طفلی است که دارد به دنیا می‌آید که هر روز دوست داری بروی ببینی الان چه شد و ساختمان در چه مرحله‌ای می‌باشد.
 
 
آینده شعبه پروین اعتصامی را چطور می‌بینید؟
آینده کل کنگره روشن است. کنگره ماننده اختری تابناک در حال درخشش می‌باشد و به زودی جهانیان به علمش و به اتفاقات بزرگی که در کنگره دارد اتفاق می‌افتد پی خواهند برد. قطعاً همه را از جوامع علمی، محققان و پزشکان شیفته خود خواهد کرد. یک حقیقتی است که در حال اتفاق است و کافی است ما خودمان را به این رود بسپاریم و افتخار کنیم که عضوی از این مجموعه هستیم و اندازه حتی یک ارزن در این اتفاقات بزرگ شریک می‌باشیم که به قول آقای مهندس همه اعضا سهیم هستند. آینده شعبه را باید خود اعضاء رقم می‌زنند اگر ما به آموزش‌های خود بپردازیم و هرکسی در هر جایگاهی که هست به مسئولیتی که به او واگذار شده کاملاً بپردازد و وارد حاشیه و مسائل جانبی نشود قطعاً آن نمایندگی مسیر رشد و تعالی را طی خواهد کرد و برای نمایندگی پروین اعتصامی روزهای خوبی را می‌بینم چون متفاوت شده است و قطعاً حضور آقای حکیمی در این سالیان خیلی تاثیرگذار بوده است، ایشان انسان بزرگی هستند که کارهای بزرگی برای کنگره‌۶۰ انجام دادند که اگر گوش به فرمانشان باشیم همگی عاقبت به خیر هستیم. کاملا مشخص است تغییر نگرش و جهان‌بینی و دیدگاه اعضا که این موضوع نوید روزهای خوبی را دارد برای شعبه پروین اعتصامی که ما هم ذوق می‌کنیم‌.
 
 
سخن و پیام آخرتان را بفرمایید.
همیشه سخنِ اول است، پایان نیست همیشه در کنگره حرفِ اول است هیچ وقت پایانی در کار نیست. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. قدر این رحمتی را که شامل حالمان شده است بدانیم‌. قدر این با هم بودنمان را بدانیم که این خیلی ارزش دارد. سپاسگزار خداوند و آقای مهندس باشیم برای بستری که مهیا شده است البته سپاسگزار نه فقط با حرف بلکه این را باید در عمل نیز نشان بدهیم با اعمال و رفتارمان و با حمایت‌هایی که از کنگره می‌نماییم و خداوند هم ان‌شاءلله همه ما را هدایت می‌کند.
 
 
 
"با تشکر فراوان از دیده‌بان محترم آقای کامران شریفیان که وقت گران‌بهای خودشان را در اختیار گروه سایت نمایندگی پروین اعتصامی قرار دادند و با صبر، حوصله، مهربانی و خوشرویی تمام به سوالات ما پاسخ دادند. بسیار آموختیم و از خداوند متعال برای ایشان سلامتی، طول عمر و آرامش همیشگی خواستاریم."
 
 
 
تهیه گزارش، تایپ، ویراستار و ارسال: کمک‌راهنما همسفر فاطمه (لژیون۱)
عکاس: مرزبان همسفر مهسا ( لژیون مرزبانی)
همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .