گاهی اوقات در زندگی انسان اتفاقاتی میافتد که شاید باورکردنی نباشد. من هم از این مسئله مستثنی نبوده و نیستم. ورود من به کنگره با روزی مصادف شد که وادی هشتم دستور جلسه کارگاه آموزشی بود. جلسه پنجم حضورم در کنگره با متن این وادی برخورد کردم. متن آن عزم من را برای ماندن و ادامه دادن قویتر کرد؛ به همین دليل است که وادی هشتم به من انرژی مضاعفی میدهد.
در این موقعیت فهمیدم که راه اصلی همین است؛ ولی آيا صرف اینکه بدانم راه همین است، کافی است؟
بر اساس وادی هشتم با حرکت راه نمایان میشود و به من فخری یادآور میشد که اگر حرکت کنی و تلاش کنی این راه بر تو آشکار خواهد شد؛ در غیر این صورت اتفاقی نخواهد افتاد.

چند سال پیاپی صحبت کردن در مورد این دستور جلسه به من واگذار میشد و این موضوع خیلی برای من جالب بود. اکنون پس از گذشت چندین سال دوباره با این دستور جلسه پرمغز و پرمفهوم برخورد کردهام. الان که من یک کمک راهنما هستم و در سرآغاز خط دیگری قرار گرفتهام، چگونه راه بر من نمایان خواهد شد؟
من هرگز نباید فراموش کنم که از کجا آمدهام، به کجا رسیدهام و قصد دارم به کجا برسم. هدف از زندگی، تکامل من در این حلقه از حیات است. من از مبدأ حیات خود اطلاعی ندارم یا آن را فراموش کردهام؛ اما باید توجه کنم که من به چه میزان توانستهام تغییر کنم و در مسیر درست و سالم قدم بردارم. من در این مسیر هموار و روشن قدم گذاشتهام؛ ولی آيا تاریکی جلوی چشمانم را پس زدهام تا نور را بیابم؟
من با کولهباری از عدالت، معرفت و عمل سالم و خدمت بدون چشمداشت، میتوانم نور را بیابم و در مسیر درست و سالم حرکت کنم. من این را فرا گرفتهام که به دست آوردن معرفت رایگان نیست. باید بهای آن را بپردازم تا بتوانم عدالت را درک کنم و در جایگاه اصلی خود که همان انسان واقعی بودن است، قرار بگیرم و در جایگاه یک انسان با انجام عمل سالم و خدمت سالم در مسیر هدف که همان تکامل است قدم بردارم.
امید است آن کنم که فرمان است.
نویسنده: همسفر فخری کمک راهنمای لژیون بیستوپنجم
رابط خبری: همسفر فاطمه لژیون کمک راهنما همسفر فخری (لژیون بیستوپنجم)
ویراستاری و ارسال: همسفر سمیه لژیون کمک راهنما همسفر فخری (لژیون بیستوپنجم)
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
463