مسئولیت یعنی اختیار داشتن و در قبال آن پاسخگو بودن
مسئولیت همچون درختی است که زمینه اش شناخت ها، ریشه اش اعتقادها، و بهارش بحران ها و حادثه ها و گرفتاری هاست. پله پله وادی ها را طی می کنیم و اکنون در وادی چهارم قرار داریم.
در وادی قبل ( وادی سوم ) گفتیم که خداوند از آفرینش همه ما انسانها هدفی داشته و هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم. ارتباط تنگا تنگ وادی سوم با وادی چهارم در این قضیه است که:
وقتی انسان در پوچی باشد چگونه می تواند مسئولیت پذیر باشد در این صورت این پوچی گاهی در لباس: ناامیدی و بی مسئولیتی،دم غنمیمت است و بی مسئولیتی و بسیاری غفلت های دیگر ظهور پیدا می کند.
در اینجاست که مشکلات و ناکامی های خود را به گردن خدا یا دیگران می اندازد. انداختن مسئولیت به عهده خداوند همان گریز گاهیست که باعث می شود شخص دست از تلاش و کوشش بردارد
اما وادی چهارم می گوید:
انسان موجودی آزاد و مختار است و خود مسیر زندگی خود را با استفاده از اختیاری که خداوند به او داده بر می گزیند، اگر مسیر ارزش ها را انتخاب کند به هدف خودش می رسد و اگر مسیر ضد ارزش ها را انتخاب کند سقوط خواهد کرد.
پس:
خود ما مسئول مشکلات و گرفتاری های خود هستیم و خودمان باید حلش کنیم. در گذشته منتظر بودیم خداوند مشکلانم را حل کند و اگر دعا می کردم و مشکلم حل نمی شد دلسرد و مأیوس می شدم اما وقتی به کنگره و به وادی چهارم رسیدم پی بردم که نمی توانم این مسئولیت ها را به خدا بدهم. او اختیار داده و باید خودم حرکت کنم آنوقت در نتیجه ی تلاش و کوششم لطف خدا هم شامل حالم می شود و این یک قانون است. مثلا اگر شخصی دروغ.. غیبت... دزدی... انجام دهد بالاخره یک روز گرفتار می شود و حتما مجازات می شود. آیا حل این مشکل به گردن خداست!؟؟
چرا بایدمنی که صاحب اختیار هستم رفع تکلیف کرده و همه نا کامی ها و گرفتاری هایم را به گردن خداوند، پدر، مادر، همسر و ... بیندازم، وقتی که من خود مسیر ضد ارزش و انتخاب می کنم چگونه می توانم از خداوند انتظار کمک داشته باشم.
زمانی که مسافرم مصرف کننده بود همه تخریب های خود را گردن او می انداختم و حاضر نبودم حرکتی انجام دهم.
با ورود به کنگره و آشنایی با این وادی فهمیدم که همه توقعات،مسائل و گرفتاری های ناشی از عدم شناخت ما نسبت به خداوند است و قبل از آن مهمترین مطلب اهمیت شناخت خودمان است. جهان بینی کنگره روی این قضیه تأکید دارد که برای خداشناسی باید ابتدا خود را شناخت، همان مطلبی که مرا بسیار متعجب کرد و فهمیدم که هیچ شناختی تا قبل از کنگره از خود نداشته ام، فهمیدم که در مورد قوانین زندگی هیچی نمی دانم و امروز سعی و تلاش می کنم تا آگاهیم را نسبت به چگونه زندگی کردن بالا ببرم.
در این وادی بود که با صور آشکار و پنهان آشنا شدم و یاد گرفتم خودشناسی یعنی شناخت صور آشکار( مغز، قلب، کلیه، 5 حس ظاهر و..) و صور پنهان( نفس، حس خارج از جسم، عقل، روح، آرشیو و...)
من در مورد هیچ کدام از این ها اطلاعات و شناخت درستی نداشتم و پی بردم با شناخت اینهاست که می توان به دانایی رسید. اگر افکارم منفی است این ناشی از عدم شناخت و آگاهی من می باشد
پی بردم که افکار و اندیشه منفی چطور روی ساختار روح و روان و جسم انسان تأثیر می گذارد و باعث انواع و اقسام بیماری ها می شود. این ها می تواند یک سری عدم شناخت باشد. وادی چهارم می گوید: انسان فنا ناپذیر است و بقاء دارد چقدر این قضیه شیرین بود وقتی فهمیدم بعد از یک عمر که به من می گویند:" اگر کار زشت انجام دهی به جهنم و اگر کارهای خوب انجام بدهی به بهشت می روی"حال متوجه شده ام که زندگی فقط همین نیست و در بعد های دیگر ادامه دار است و اعمال و رفتار و افکار من بعدهای بعد مرا می سازد و من امروز باید درست حرکت کنم.
ما هر چه هستیم ترکیبی از صور پنهان و آشکار هستیم و در این ترکیب نقش اصلی به عهده نفس است
نفس تعین موجودیت می کند در ظاهر و باطن، نه جسم است، نه روح و دارای خواسته است: معقول و غیر معقول.
نفس در انسان به سه دسته تقسیم می شود
اماره- لوامه- مطمعنه
که انسان بر مبنای دانایی،شعور و معرفت خود در یکی از این رتبه هاست که با آموزش و حرکت به سمت ارزش ها و تزکیه و پالایش می توان حرکت کرد و به مرحله نفس مطمعنه رسید و در این حرکت و رسیدن به وادی نفس مطمعنه باید فقط و فقط شخص خود مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرد.
انسان وقتی به دانایی و آگاهی می رسد پی به این قضیه می برد که می تواند مسئولیت های بزرگ و مشکلاتش را به خوبی تحمل نموده و حل نماید.
شخصی که مسئولیت پذیر است شکست هها را به جای مقصر دانستن دیگران می پذیرد و برای جبران مشکلاتش تلاش می کند، او فعال است و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است او فردی آگاه و مقاوم است که در رویا رویی با مشکلات کم نمی آورد و سر در گم نمی شود.
فرد مسئولیت پذیر به این باور می رسد که حتی در برابر هستی و طبیعت و... هم مسئول است و خود را موظف می کند با احترام با زمین- گیاه- دریا و... برخورد نماید، روی زمین آشغال نریزد و محیط را الوده نکند و...
در کنگره 60 نیز افراد مسئولیت پذیر از اعماق وجود خدمت می کنند در قالب مرزبان ، ایجنت، راهنما و... بدون هیچ چشم داشت و دریافت کوچکترین مبلغی بدرستی مسئولیت هایی که به عهده گرفته اند را انجام می دهند، به نظر دیگران احترام گذاشته و از نظر آن ها استفاده می کنند و به وضوح در کنگره دیده می شود که افزایش مسئولیت پذیری باعث نشاط و شادابی و روحیه امیدواری در افراد شده است . چرا اینگونه است؟؟
چون با استفاده ازآموزش های کنگره سعی می کنیم روی خود و توانایی های خود حساب وا کرده و از آن بدرستی استفاده کنیم و در کنار آن آموزش می گیریم که خود را به خوبی بشناسیم و در جهت رسیدن به خود و پیدا کردن خود تلاش و کوشش می کنیم.
من همسفر نیز یاد می گیرم که همه این سختی ها برای رشد و کمال و ساخته شدن من بوده و هست و خواهد بود
مهمترین مطلب در این وادی اهمیت شناخت خود و نیروهای درونی خود به علاوه تغییر و تفکر و جهان بینی ما نسبت به خداوند است
باید فبلا مسئولیت را بشناسیم،در خود احساس مسئولیت را پرورش دهیم و همیشه برای رسیدن به اهداف خو تلاش و کوشش کنیم و نگذاریم حس زیبای مسئولیت پذیری در ما کم رنگ شود.
نویسنده: همسفر طاهره
نگارنده: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
3512