ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان، خداوند از روح خود در انسان دمید و همه ما جزئی از وجود خداوند هستیم. تجلی نور خداوند در انسان به این معنا است که تمام صفات خداوند در انسان متجلی میشود البته صفات در انسان به میزان قطرهای است در مقابل اقیانوس بیکران، بنابراین انسان باایمان سعی میکند صفاتی مانند؛ بخشنده و مهربان بودن، علیم و صبور بودن و دیگر صفات خداوند را در خود پرورش دهد.
انسان با ایمان در مقابل کاری که برای دیگران انجام میدهد توقعی ندارد، مانند خورشیدی که نور خود را به همه میتاباند و یا مانند رودی جاری است که گیاهان، حیوانات و انسانها را سیراب میکند.
ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خود، به حیات، به خانواده، به راستی و محبت و... سیستم هستی اینگونه است که اگر شخصی از عصاره جان خود ببخشد و به دیگران خدمت کند، مانند آب زلالی است که به هستی حیات میبخشد و از او چیزی کم نمیشود، اما اگر نبخشد بهسان آب در برکهای میماند که تبدیل به لجن میشود و حال درونی او همیشه آشفته است، آرامش ندارد و دچار انواع و اقسام بیماریها میگردد؛ چنین شخصی اگر دست به طلا بزند به خاکستر تبدیل میشود، زیرا به خداوند، ایمان و توکل ندارد.
ایمان در نظر برخی افراد به گونهای دیگر است، میبخشند که پس بگیرند. اگر خداوند و پیامبر و ائمه را دوست دارند به این دلیل است که معامله کنند، هرگاه مشکلی دارند و یا بیمار میشوند سفره میاندازند، پول خرج میکنند، اما صد برابر آن را میخواهند و اگر این اتفاق رخ نداد در اعتقاد خود سست میشوند، در صورتی که این ایمان نیست، بلکه دکانداری است، ایمان آن است که انسان از عصاره مال و جان خویش ببخشد و بدون توقع داشتن به دیگران خدمت کند.
ایمان به نماز و عبادت نیست، البته این موارد نیز وجود دارد، اما در کنار آن خدمت به خلق هم باید باشد، در غیر این صورت این نماز و عبادت هیچ ارزشی ندارد. انسانی که خالی از ایمان باشد از محبت و عشق و صفات خداوند به دور است و وجود او سرشار از صفات ناپسند مثل دروغ، کینه، حسد، نفرت و... میگردد که اینها مانند گداختههای آتش هستند و اول درون خود فرد را تخریب میکنند تا بتواند به دیگری آسیب بزند، بنابراین در صراط مستقیم بودن و ایمان داشتن یعنی امنیت داشتن، آرامش داشتن، عشق و محبت داشتن، توکل داشتن، عشق به تمام هستی داشتن و تسلیم قدرت مطلق بودن و در حقیقت معامله انسان با خالق است نه با مخلوق و این موارد همیشه در هستی پایدار میماند.
به میزانی که احترام به بزرگترها و جایگاههای بالاتر بیشتر باشد، موفقیت ما در کنگره بیشتر میشود.
شخصیت یک مصرفکننده، دو قطبی و یا بایپلار است، به این مفهوم که زمان مصرف خلق و خوی خوبی دارد، اما زمانی که خمار است شخصیت او تغییر میکند.
مهمترین موضوعی که سبب پیشرفت انسان و حفظ او میگردد؛ نظم است.

همانطور که انسان جزئی از وجود خداوند است، طبیعت نیز حکم مام او را دارد، ما همه چیز را از طبیعت میآموزیم و به هر میزان که از نظم فاصله بگیریم بیشتر به طرف نابودی و انهدام پیش میرویم. نظم در کنگره سبب حفظ و بقا در آن شده است، در کنگره ۶۰ رعایت نظم باید بیشتر از یک دانشگاه، باشگاه و حتی سربازخانه باشد.
گاهی باید به این قضیه فکر کنیم؛ ما برای این سیستمی که به ما کمک کرده است تا به درمان برسیم چه کاری انجام دادهایم؟ چه قدمی برداشتهایم؟ آیا بذری کاشتهایم؟!
سیستم خلقت به گونهای است که باید دوست بداری تا دوستت داشته باشند، باید بدهی تا به تو بدهند. نکاشته نمیتوانید درو کنید! باید ابتدا چیزی بکارید تا بتوانید برداشت نمایید، هر چه که بکارید، همان را برداشت خواهید کرد و زمانی که چیزی نمیکارید، قطعاً چیزی هم برداشت نخواهید کرد. کسی که با ایمان میکارد و انتظار برداشت ندارد، یعنی همان عشق بلاعوض.
افرادی که ایمان دارند، حقیقتا در آسایش و امنیت هستند.
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
ریشه تمام بیماریها از بیایمانی است، باید به درون خود بنگرم و ببینم که در گذشته چه کاشتهام؟ اگر خشم، تنفر، کینه و حسادت کاشتم، امروز همان را برداشت میکنم، اگر ظلم کردم، امروز ظلم میبینم، اگر حقالناس کردم، امروز برای من و عزیزانم حق الناس اتفاق میافتد،بنابراین دائم از کلمه چرا استفاده نکنم و یک لحظه به درون خود، به گذشته، به زندگی و به اعمال خویش بنگرم، با تفکر وادی اول را اجرا نمایم و نظاره کنم که چه چیزی را برای برداشت کردن کاشتهام.
نویسنده: همسفر عصمت رهجوی کمک راهنما همسفر سپیده لژیون ۱۴
تایپ و ویرایش: کمک راهنما همسفر سپیده لژیون ۱۴
عکس و ارسال: همسفر فهیمه رهجوی کمک راهنما همسفر نجمه لژیون ۵
نمایندگی همسفران سلمان فارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2288